طرفداری- یکباری همین تیتر را برای امیر قلعه نویی زدم به وقت آمدن به استقلال که ویراستار شاکی شد و خطش زد و حسرتش را گذاشت به دل.... تیتر انگ امیر قلعه نویی بود در ان دورانی که تازه امده بود به استقلال و داشت جای خالی منصور و ناصر را پر می کرد که دیگر رمقی نداشتند برای ادامه کار. ویراستار اما شاکی از اینکه چرا چنین تیتری انتخاب شده داغش را گذشات روی دلم. با این همه این مطلب اگر چه در دنیای مجازی منتشر می شود و راهی نمی یابد به روی کاغذ چاپی اما تیترش تسکینی است برای غرور زخم خورده ای که بعد از سال ها می تواند التیام پیدا کند. اسکوچیچ همانی است که در تیتر 10 سال قبل ابرار ورزشی با آن امیر قلعه نویی را توصیف کردم. مرد دوران قحط الرجال *** اول بار که آمد به انزلی برایش از دم نوشتیم که برف چرا؟ احتمالا صبح انزلی را هم نبیند که دید. برف و بارانش را هم دید و نان و پنیرش را خورد و ملوان را رساند به بالاترین رتبه این چند سال. تیم را زنده کرد و لج آدم هایی را در آورد که سالها نان این را خورده بودند که ملوان نباید مربی غیر بومی داشته باشد. اسکوچیچ نه تنها اولین غیر بومی و اولین غیر ملوانی انزلی بود که روی نیمکت داغ این تیم می نشست بلکه اولین مربی خارجی این تیم هم بود . یک سال در انزلی عالی نتیجه گرفت. بهترین نتیجه را گرفت و بعد تیم را رها کرد تا همان بومی هایی هدایتش را بر عهده بگیرند که ادعا می کردند اگر آنها هم جای اسکوچیچ می نشستند وضع تیم حتی بهتر هم می شد. دیدم که نشستند و نتیجه گرفتن و آخر و عاقبت شان را هم دیدیم. رفت به فولاد . گفتنندش نرو به تیمی که قهرمان لیگ شده و همه ارکان قهرمانی اش با هم دارند رهایش می کنند. خندید و رفت و قراردادش را بست.هنوز مرکب قرادادش خشک نشده بود که خبر رسید فولاد در فصل نقل و انتقالات دارد دار و ندارش را جای اینکه حفظ کند از کف می دهد. سوشا مکانی رفت و پشت بندش عبداله کرمی و پریرا هم جدا شدند. سه بازیکن کلیدی و اثرگذار. خندید. ابوالحسن جعفری و مهدی نوری هم رفتند.خندید. لیگ شروع شد. نتیجه گرفتن هایش داشت آغاز می شد که اعلام شد مشکل کارت پایان خدمت ها باید بررسی شود. مشکل از خوزستان بود و فولاد تیم اول خوزستان. ترکش ها رفت سمت تیمی که مدیرعامل سابقش متهم اول پرونده لقب گرفته بود. بعد از مدتی جنگ روانی و فشارهای رسانه ای بازداشت ها در اهواز آغاز شد. جو بد بود و بایکنان ترسیده بودند. خبر محرومیت ها که آمد اسکوچیچ باز هم خندید. آرش افشین محروم شد. مهاجم اولش. خندید. سروش رفیعی که کروش به خاطرش ناز مقامات دولتی را کشید هم محروم شد. خندید.بختیار رحمانی محروم شد که عصای دستی بود و پشتبندش دردانه این فصل سروش سعیدی. احمد عبداله زاده آخرین نفر بود. خندید. تا اینجا شد یازده تا. یازده بازیکن اثرگذار تیمش را بعد از امضای قرارداد از دست داده بود. با همه این حرف ها خندید. نوبت رسید به اعلام دوپینگ ایوب والی. شدند دوازده تا. سیزدهمی را خودش خط زد. ایمان موسوی.خوش تکنیک و حرفه ای. با این همه خطش زد. جرم بی انضباطی! باورتان می شود؟ در پرسپولیس بازیکنانی فیکس بازی می کنند که هر هفته متلکی خطاب به درخشان می گفتند یا به تعویضشان انتقادمی کردند. در استقلال بازیکنی مثل کرار از اول فصل مدام ناز کرد و قهر کرد و اخراج شد و جیبش را پر از دلار کردند! قصه اما در فولاد اینطوری نبود. اسکوچیچ وقتی دوازده بازیکنش را از دست داد سیزدهمی را خودش خط زد. نترسید از اینکه یار کم بیاورد. خودش کم نیاورد تا یار هم کم نیاورد. رفت و کارش را انجام داد. جوان ها را گذاشت داخل ترکیب اما ایمان موسوی را بیرون گذاشت آنهم بازیکنی که بر سر بیرون ماندنش از استقلال فاش شد که با رفیق امیر قلعه نویی دچار مشکل شده!اینجا اما ایمان موسوی دیگر نزد به خط این و آن را جلو فرستادن و کار را رسانه ای کردن. اینجا دیگر جای سکوت است و سکوت. *** مربی دوران قحط المربی ما اسکوچیچ است. شاید هر که جای او بود تیمش سقوط می کرد. هر که جای او بود بین راه کنار میکشید. هرکس جای او بود می شد حمید درخشان که اولش وعده بدهد با این بازیکنان قهرمان می شود و بعد بگوید که چند بازیکن را ندارد و دستش بسته است! اسکوچیچ این کار را نکرد. نق نزد و ناله نکرد! کوتاه نیامد. هم نظم را رعایت کرد هم تیمش را به صدر جدول برد و هم اینکه لحظه ای پا پس نکشید. سخت ترین دوران کاری خود را با لبخند به پایان رساند. نه مثل دیگر مربی اقتدارگرای این روزها یعنی کارلوس کروش شهر را به هم ریخت و شهر اشوبی کرد و نه مثل حمید درخشان بهانه جویی را در پیش گرفت. خانم ها و آقایان.کلاه از سر بر می داریم به افتخار مرد دوران قحط الرجال دراگان اسکوچیچ! مردی که فوتبال ما باید برای نگه داشتنش برنامه داشته باشد.

هومن جعفری
اسکوچیچ؛مرد دوران قحط الرجال
۲٬۷۰۹ بازدیددوشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۲:۳۰

