"شازده احتجاب" نوشته ی یکی از بهترین نویسندگان معاصر "هوشنگ گلشیری" جزو بهترین کتابهایی است که خوندم . گلشیری این کتاب را سال 1348 منتشر کرد و در سال 1353 "بهمن فرمان آرا" فیلمی بسیار زیبا با اقتباس از این رمان ساخت. شخصیت اصلی این داستان یکی از بازماندگان نسل قاجار است که همچنان در توهمات و افکار قدیمی خود در زمان سلطنت نیاکانش مانده است و با افراد خانواده اش همانند آن دوران رفتاری مستبدانه دارد ونمیخواهد (یا نمی تواند) قبول کند که دوران زندگی سنتی به پایان رسیده است. گلشیری این رمان کوتاه را به سبک "جریان سیال ذهن" نوشته است. سبکی که "جیمز جویس" بنیان گذار آن بود. راستی خوندن این کتاب به افراد زیر 18 سال توصیه نمیشه! :) این رمان با این جملات آغاز میشود : "شازده احتجاب توی همان صندلی راحتی اش فرو رفته بود و پیشانی داغش را روی دو ستون دستش گذاشته بود و سرفه میکرد . یک بار کلفتش و یک بار زنش آمدند بالا. فخری در را تا نیمه باز کرد . اما تا خواست کلید برق را بزند، صدای پا کوبیدن شازده رو شنید و دوید پایین. فخرانساء هم بالا آمد باز شازده پا به زمین کوبید ..."