فلسفه اش را به درستی نمی دانم ولی امروز نام پیتر چک با هشتگ ( WARDER) به معنای زندان بان عجین شده بود.یاد آن پسر مغرور تازه وارد می افتم که مو هایش نمای عجیبی به صورت دست تراش اش داده بود. ادای آدم های مغرور را در می آورد ولی دوست داشتنی بود.شاید به این خاطر به او می گویند زندانبان که همه چیز را در کنترل دارد..دیشب وقتی یک تنه مقابل روملو لوکاکو ایستاد یادم آمد در سالهای نزدیک برایش کف زده بودیم همان شب را می گویم که بایرن مونیخ را با پرواز اختصاصی راهی خانه کرد یا آن شب باشکوه مقابل بنفیکا که کلاه ها را به احترامش برداشتیم البته پیتر شب ناله هم داشته است آن شبی که در مسکوی یخ زده اشک هایش منجمد می شد اما بازهم بهترین بود. او از آن دسته آدم های است که زود فراموش می شوند ولی هرگز از خاطرات پاک نمی شوند..پسر ناخلف چک این روزها روح بلندی دارد او همان مرد بااخلاق است که نشستن روی نیمکت را خرده نمی گیرد و واژه (سرباز تیم )را معنا می کند او که مانند فرشتگان اعظم نیمکت را با خنده تزئین می کند و اعتراض ندارد و هروقت هم که به بازی می رود با تمام جوارح مقاومت می کند و واقعا جمله ی استثنایی الیور کان چقدر به پیتر چک این روزها می آید:(اگر قرار بود من پیترچک را خلق کنم پاهایش را از نقره صورت اش را از طلا ودست هایش را از الماس های نایاب می ساختم گرچه او در باطن اینگونه است).پنج بازی و پنج کلین شیت فقط از روبات ها بر می آید و باید اعتراف کنم من از روبات ها اطلاع زیادی ندارم.درگوشه ای از این شهر نم گرفته کسی با فریاد می گوید: زندانی ها را بیاورید! WARDER#