کارگردان: Don Hall ، Chris Williamsbig
نویسنده: Chris Williams ، Don Hall
بازیگران: رایان پاتر، اسکات ادسیت، جیمی چانگ…
خالق: Steven T. Seagle
ژانر: انیمیشن، اکشن، ماجراجویی
تاریخ اکران: ۲۳ اکتبر در توکیو
مدت زمان: ۱۰۸ دقیقه
منتقد: لوسی او براین از IGN با نمرهی ۸٫۰ (عالی)
===============================================================
احتمال آن که نام «۶ قهرمان بزرگ» کمپانی مارول برای شما آشنا نباشد زیاد است و این امر مختص به شما نیست. «۶ قهرمان بزرگ» در ابتدا یک مجموعه کتاب کمیک ابرقهرمان بود که برای مدت زمان کوتاهی در دههی ۱۹۹۰ میلادی چاپ میشد و گمنامی آن نوعی لوح سفید برای اولین اقتباس پویانمایی والت دیزنی از یک دارایی مارول فراهم آورد. استودیو فیلمی تولید کرده است که اشاراتی به خاستگاههای مارول دارد ولی به گونهای دچار تحول شده است که به صورت بنیادی و تقریباً مصرانه یکی از آثار دیزنی است. نتیجه یک فیلم خوش ساخت و نیکو است، اگرچه این فیلم بسیار متداول محسوب میشود.
مکان وقوع رویدادهای این فیلم در شهر مربوط به آیندهی سنفرانسوکیو Sanfransokyo است که در آن شرق و غرب به صورت تماشایی در هم میآمیزند. داستان ۶ قهرمان بزرگ بر روی کاراکتر هیرو هامادا (رایان پاتر) متمرکز است که یک نوجوان ۱۴ سالهی آمریکایی-ژاپنی یتیم میباشد (یتیم بودن مربوط به تم فیلم دیزنی است).
هیرو یک متخصص فناوری طبیعی و تا حدی زود به بلوغ رسیده است که درآمدش را از طریق مبارزهی روباتش در کوچههای باریک و کثیف شهر به دست میآورد. تاداشی (دنیل هنی) برادر بزرگتر هیرو با درک این ظرفیت هدر رفته، شرایط را برای بازدید هیرو از آزمایشگاه روباتیک دانشگاه فراهم میآورد. هیرو در آن جا با گروهی متداول از بچهدرسخوانهای بسیار باهوش ملاقات میکند و در ادامه با آنها تیم ششنفرهای را تشکیل میدهد که نامگذاری فیلم نیز به همین دلیل میباشد. این گروه شامل گوگو تاموگوی بدزبان و اوباش (جیمی چانگ)، واسابی خوش پرداخت ولی بسیار تصنعی (دیمون وایانز جونیور)، هانی لمون احمق ولی جذاب (جنسیس رودریگوئز) و فرِد نامتعارف با قلبی از طلا (تی.جی میلر) میباشد.
علت کمی آشنا به نظر آمدن این شخصیتها آن است که واقعاً آشنا هستند. داستانهای زیادی در ۱۰۸ دقیقهی فیلم ۶ قهرمان بزرگ گنجانده شده است، و مدت زمان حضور این چهار شخصیت بر روی پرده آن قدر زیاد نیست که بتوانند فراتر از الگوی اولیهشان دچار تحول گردند. با این که تلاشهای دیزنی برای برپایی جشنی از فرهنگ بچهدرسخوان قابل ستایش است، اما با این کاراکترها به خودی خود میشود همزادپنداری کرد، شخصیتهایی بیش از حد واقعگرایانه که دچار اشتباهات میشوند که این بر خلاف «شگفتانگیزان» پیکسار فیلم را از ژانر ابرقهرمانی دور میکند.
این یک فرصت از دست رفته است ولی ۶ قهرمان بزرگ تنها تا حدی ضعفش مرتبط با خود تیم است. قلب تپندهی فیلم در ارتباط بین هیرو و بایمکس نهفته است، بایمکسی که همراه امور پزشکی رباتیک هیرو میباشد و زحمت فیلم بر روی شانههای نرم و صدادار اوست.
بایمکس یک روبات سینمایی است که به طرز شگفتآوری منحصر به فرد میباشد. بخش خارجی او که الهام گرفته از سیر تکامل در فناوری روبات است همانند یک شیرینی عظیمالجثه از وینیل نرم ساخته شده است و لبخندی محبتآمیز و ثابت دارد. قدرت بایمکس در ابتدا با یک بچه گربه برابر است ولی اندازهاش ده برابر آن میباشد، و فیلم از گردشگری عجیب او در دنیای نوک تیزی که در آن زندگی میکند بهره میبرد. شخصیت بایمکس به همان میزان دارایی تناقضاتی است. او همانند والدین بیش از حد مواظب و به دنبال ترتیب است، ولی به طرز مضحکی همانند یک بچه بیتجربه و نسبت به محیط اطرافش بیتوجه است و صدایش (اسکات ادسیت، که بسیار ماهرانه نقش خود را ایفا کرد) فارغ از موقعیت از خوشمشربی فاصله نمیگیرد. او یک مخلوق زیبا و ناب است و هیرو به تدریج با او آشنا میشود و به او عشق میورزد.
حضور او است که به سازندگان فیلم ۶ قهرمان بزرگ اجازه میدهد تا صحنههای اکشن خاصی ایجاد کنند که در نبودش میتوانست برای کودکان زنگ خطری نیز باشد. وقتی هیرو به این موضوع پی میبرد که فردی فناوری توسعه داده شده توسط او را دزدیده است و از آن برای مقاصد شیطانی استفاده میکند، مجموعهای از صحنههای کمدی دو نفرهی عجیب همزمان با تلاش هیرو برای تبدیل بایمکس به یک روبات مبارز و چیزی شبیه به آیرون من در جلو ما ظاهر میشوند.
فیلمسازان کار خارقالعادهای در تلفیق هیجان با کمدی همزمان در اولین مواجهی بایمکس تجهیز شده و تیم قهرمان داستان با شخصیت منفی انجام میدهند. شخصیت منفی این فیلم یک تبهکار خاموش با ماسک کابوکی است که با سرعت بیرحمانهای به دنبال آنها است. برخی از این صحنهها (برای مثال، صحنه برخورد ماشین در خیابانهای پرتکاپوی سانفرانسوکیو) به قدری نفسگیر هستند که میتوانند با تلاشهای مارول برای صحنههای واقعی رقابت کنند.
مطمئناً، ۶ قهرمان بزرگ از لحاظ بصری بلندپروازانهترین فیلم استودیوی پویانمایی دیزنی است. سانفرانسوکیو بسیار عظیم است، تعادلی پیوسته بین مدرنیتهی نئون و دوران ویکتورایی آمریکایی، در حالی که عناصر فناوری آن به صورت قابل توجهی آینده نگر هستند برقرار است. در یکی از نیروبخشترین لحظات ۶ قهرمان بزرگ، بایمکس و هیرو بر روی منظرهی سانفرانسوکیو پرواز میکنند و اوج میگیرند و هیرو انعکاس پوزخند خود را در آسمانخراش میبیند و میگوید: «باورم نمیشه.»
جالب است که داستان ۶ قهرمان بزرگ با چنین بصیرت منحصر به فردی به این میزان قابل پیشبینی و بیخطر عمل میکند. پیامهای این فیلم نشاطبخش هستند. همانند بسیاری از فیلمهای دیزنی، ۶ قهرمان بزرگ یک نگاه محکم و ثابت بر خروج از اندوه دارد، ولی در پایان به صورت خاص وارد حیطهی متداول بودن میشود و یک مکگافین در آخرین دقیقه وارد میشود تا مجرای اشکی ما را دستکاری کند. در اثر داستانسرایی گوناگونتر که از استودیو در سالهای اخیر دیدهایم، این فیلم به طرز عجیبی دست به دامن همان شیوه داستانگویی و نوستالژیهای آن میشود.
نتیجه :
با وجود موارد ذکر شده، مشکلات زیادی وجود ندارند که ما را از لذت و خندههایی که ۶ قهرمان بزرگ در اکثر دقایقش برای ما به ارمغان میآورند دور کند. با این که در ارتباط با میزان جالب بودن باقی اعضای تیم برای تضمین قسمت دوم فیلم در میان خیل فیلمهای ابرقهرمانی این روزها شک دارم، اما رابطهی بین بایمکس و هیرو خندهدار و عمیق و لذتبخش است. قلب شما همزمان با اوج گرفتن آنها در امتداد سانفرانسوکیو اوج خواهد گرفت و امکان دارد پوزخندی از روی ناباوری بزنید.
=============================================================
*منبع : فانتزی کمیک
" دیدن این انیمیشن رو به همه توصیه می کنم ...یکی از بهترین انیمیشن هایی که تو عمرم دیدم همینه"