طرفداری-  فوتبالیست های جوان این چندساله اخیر به چندبخش تقسیم می شوند. عده ای با رانت حضور پدران فوتبالیستشان به مستطیل سبزگام می گذراند که هیچ کدام خاطره ای پدرشان هم به ارث نمی گذارند، عده ای با رانت پدری و فامیلی به اینجا و آنجا معرفی می شوند و سر از باشگاه پرسپولیس و  استقلال در می آورند! و عده ای نیمچه با استعداد که به محض شهرت نشان می دهند در چیزی که بیشتر از همه استعداد دارند جوگیری است. از پیام صادقیان و محمدخانزاده  تا مرتضی پورعلی گنجی که به تخت سینه داور زدند حتی می توانیم سردار آزمون را مثال بزنیم که به قول یکی از ورزشی نویسان کاش هیچ گاه به ایران نیاید و هرچه سریعتر به روسیه برگردد. همان سردار با همان چهره دوست داشتنی خوش را درگیر دعوای مربیان می کند و در برنامه تلویزیونی  از مسئولین می خواهد که بدون گذراندن امتحان، گواهینامه رانندگی او را صادر کنند. حتما رابطه ای  بین گل زدن و مقررات راهنمایی رانندگی است  که استعداد فوتبال ایران از آن خبر دارد که می تواند قانون را هم دور بزند.

از دسته سوم همان بازیکنان نیمچه با استعداد در حال حاضر تنها یک علی رضا جهانبخش باقی مانده که تا حدودی حرمت و جایگاه خودش را حفظ کرده و اندازه دهان را خودش را فهمیده که با کمترین قرارداد به هلند می رود و حالا که به  شهرتی رسیده حتی وقتی کی روش او را در ترکیب نمی گذارد به مقابله با مثل نمی پردازد و به دنبال مصاحبه های آتشین نمی رود و حتی از کی روش تعریف نیز می کند. همان طور که وقتی فرهاد مجیدی در بی حرمتی به او اعلام کرد که او را نمی شناسد به جای واکنشهای هیستریکی و جنجالی از فرهاد مجیدی به بزرگی نام برد. بقیه این جوانان را می بینیم گویی تازه دوست دارند به صف همان بچه های لوس و ننر دسته های دیگر تبدیل شوند. به طوری که حتی خواننده زیرزمینی که خودش وضعیت جالبی ندارد همچون شخصیت بن افلک در «ویل هانتینگ نابغه» از پیام صادقیان  می خواهد که دست از سر این کارهایش بردارد و به فوتبالش برسد. عقل آن خواننده زیرزمینی از ویل هانتینگ نابغه ما بیشتر است. حالا مرتضی پورعلی گنجی هم که به تازگی بهترین بازیکن فوتبال ماه گذشته انتخاب شده به خودش اجازه می دهد به یک کمک داور بزرگتر از خودش بی احترامی کند. فردا هم حتما می خواهد با مسئولین نفت تهران و سرمربی تیمش جهت بازی کردن و فسخ قرارداد قشقرقی راه بیندازد که خوراک مناسب رسانه ها باشد. به هر صورت در این فوتبال جو زده هرچیزی شدنی است. یاد شعر آن آهنگ  بخیر که خواننده می خواند: شبِ تاریک و قحطیِ ستاره، ماه در نمیاد اینجا مرتضی، پسِ هر کویری، کویره دوباره،  بارون نمیاد اینجا.... مرتضی