داستان دو مرد
۴۳۱ بازدیدپنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۳ - ۲۲:۲۷
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
از لندن ی اکیپ دانش آموزان رو میبرن توی ی روستای خوش آب و هوا ، برا اردو و گشت و گذار، ی دانش آموز می افته تو رودخونه ، در حال غرق شدن بوده ، آب کامل اونو با خودش میبره و حتی اکیپ مدرسه نا امید میشن و میرن که ی روستایی از راه میرسه میپره تو آب نجاتش میده و میبردش خونه و خلاصه که پدر این پسره که نجات پیدا کرده و خیلی هم پولدار بود از لندن میاد که پسرش رو ببره ، وقتی مرد روستایی رو میبینه بهش میگه که در ازای این کاری که در حق پسرم انجام دادی هر چی بخوای بهت میدم ، مرد روستایی میگه برای رضای خدا اینکارو کرده، مرد ثروتمند میگه حداقل بزار در ازای این لطفت من پسرتو با خودم به لندن ببرم تا با هزینه ی من تو ی دانشگاه معتبر درس بخونه. مرد روستایی خوشحال میشه و قبول میکنه.
سال های سال میگذره ، اون دو تا پدره فوت میکنن ، اما پسراشون!
سالها بعد پسر روستایی با کشف پنی سیلین پسر ثروتمند رو از مرگ نجات میده.
دانش آموز ثروتمندی که تو رودخونه در حال غرق شدن بود میشه تاثیر گذارترین نخست وزیر تاریخ انگلستان، وینستون چرچیل ! دانش آموز روستایی که رفت لندن و تو رشته پزشکی تحصیل کرد هم میشه الکساندر فلمینگ ، کاشف پنی سیلین.


