لقب پادشاه در فوتبال از کجا می آید؟! اولین کسی که آن لقب را گرفت چه کسی بود؟! حقیقتا پاسخ دقیقی برای این سوالات پیدا نخواهید کرد - اما در یکی از ابتدایی ترین سالهای شکل گیری فوتبال حرفه ای و بین قاره ای در اروپا - پسرک جوان 17 ساله ای پا در رکاب شیر ژیانی نهاد که حالا پس از نیم قرن هنوز رگه های قلمرو پادشاهی اش بر زمین نشسته ... 17 ساله بود اما فقط همان 17 سال را پراهن آبی به تن نداشت - البته شاید قبل از آن هم یک عاشق چلسی همچون میلیون ها هموطن خویش بود - نگاه دلنشین و آن لبخند دل انگیزی، در آن سن سال که لباس آبی را به تن کرد آنقدر پای ارزش ها و مرزهای آبی سرزمینش ماند تا زمانی که در 60 و خورده ای سالگی دیده از جهان فرو بست هنوز با همان جامه آبی رویت میشد - پادشاهی که خود را وقف آرمانهایش کرد - درامی غم انگیز و درد آور - روزی که از پیش ما رفت تاج پادشاهی دو سه سالی میشد به ولی عهد خلفش دیدیه دروگبا رسیده بود - آن سالها را پشت شیشه زخیم جایگاه کنار رومن مینشست و فتوحات سربازانش را می نگریست ... در یکی از آن شامگاهان زمانی که با رومن در گوشه دنجی خلوت کرده بود دور از اینکه کسی صدایشان را شنیده باشد به وی وعده غریبانه ای داد - چندی بعد زمانی که صدای زوزه سرد باد لا به لای جمعیت مغموم هواداران میپیچید، همان لحظه ای که تابوت خالی وی را به بریج می آوردند رومن پله های ورزشگاه را پائین آمد و گفت - پادشاه هرگز قلمرو خویش را ترک نکرد - او امروز هم کنار ماست - همه ی ما از این حرفها تعجب کرده بودیم اما چند لحظه بعد - رومن به سمت تابوت آزگود کبیر رفت و از آن جعبه ای کوچک را بیرون آورد و به سمت نقطه پنالتی پشت دروازه مرگ ورزشگاه رفت ... آبی از دهان پایین داد و به تماشاگران نگاهی انداخت - در آن جعبه را باز کرد و گرد و غباری تیره و روشن به پای چمن ها پاشید - این دگر چیست؟! به خیالمان راه نمیداد - در آن روز رومن خاکستر پیکر پادشاه همیشگی فوتبال را پای سرزمین خود در میان قلب هزاران هزار نفر - پیش چشمان نم ناک فرانکی - روی دوش اسطوار جان پاشید - خاکستر مردی که از پس تمام خاطراتش تنها و تنها یک چیز را با خود به آن دنیا برد - و آن هم نگاه دلنشین و آن لبخند دل انگیزش بود ... تولدت مبارک پادشاه