طرفداری- اگر  درخشان به مانند دیگر مربیان در خفا وسکوت کارش را انجام می داد و بدون این که به مربی قبلی که شخصیت کمی هم در این فوتبال نیست احترام بیشتری می گذاشت این همه ضرب الاجل و صبر و انتظار برای برکناری او شکل نمی گرفت و بدون شک فضای رسانه ها و هواداران به نفع او برمی گشت که چرا به مربیان پرسپولیس فرصت های بیشتری نمی دهید. اما حالا حتی تساوی مقابل صبا با وجود بازی نسبتا مناسب این فوتبال  هم هواداران را ضد او می شوراند. خود درخشان هم می داند که در این باشگاه به زودی رفتنی است و کمتر کسی اشتیاق ماندنش را خواهد داشت و از رفتنش ابراز ناراحتی می کند. حالا درخشان به جائی رسیده که احساسات یک مربی در حال احتضار را درک بیشتری می کند. چهره تشویش و نگرانی و ناراحتی درخشان قابل تامل و حتی قابل احترام است، اما این کاری است که خودش شروع کرده بود. مگر نه این که به محض باخت های پرسپولیس به مصاحبه های آتشین ضد دایی دست زد و خودش را ناجی پرسپولیس می دانست که می خواهد پرسپولیس دهه شصت را دوباره زنده کند یا برای کارلوس کی روش خط و نشان می کشید که ما نباید تحت هیچ شرایطی به عراق ببازیم؟ اما بعد که خودش مربیگری را شروع کرد همه کاسه و کوزه ها را سر یارگیری اول فصل و نداشتن بازیکن و بدشانسی و داور انداخت و حتی کاریزما و اتوریته مربی قبلی را هم کمی نداشت که این همه در حین کار به  او توهین نشود که هر روز خبر برکناریش را جار بزنند.   در همه جا منتقدان صریح اللهجه وجود دارند و به واقع نقد هم ابزاری تیز و با لحن بی تعارف می خواهد. اما این که منتقد در حین نقد تاکید نمائد که فقط او می تواند تیم را نجات دهد ، آن وقت دیگر مشخص است که از این نقدها و اتهامات انگیزه های شخصی رویت می شود.

قیاس با یورگن کلوپ و فرگوسن برای درخشانی که نتیجه خاصی هم قبلا نگرفته و چشم اندازی هم به سوی موفقیت ندارد مضحکه کردن خود ایشان است. او بازیکن خوبی در این فوتبال بود  و می توانست یک مربی به مانند بقیه باشد که در این فوتبال حضور دارند، اما چوبش را وقتی خورد که خودش را اسیر عده ای منفعت طلب غیر فوتبالی کرد و هم داستان آن ها شد تا به آرزوهای خودش جامه عمل بپوشاند، بی آن که به آینده خودش نگاهی بکند. واقعیت این است که باید به درخشان فرصت بیشتری بدهند . چون به تازگی کارش را شروع کرده، دربی را برده و  پرسپولیس فرق چندانی با گذشته نکرده  و از نظر فنی نیز در بعضی بازی ها نکات مثبتی هم دیده می شود و حتی کمی بدشانسی نیز در نتایج دخیل بوده است. اما  اگر گذشته درخشان را ملاک بگیریم باید بگوییم نه به او رحم نکنید، همان طور که او به کسی رحم نکرد.