داشتیم آماده میشدیم برای امداد رسانی بریم به پایین تپه ، که بی مقدمه محکم کوبید به سینه ام ، پرت شدم اون طرف .. همه چیز در یک لحظه اتفاق افتاد .. تا به خودم آمدم تا دلیل کارش را جویا بشم گلوله توپ تکه تکه اش کرده بود ..