طرفداری- در ورزش ما هم که عبارت قانون گرائی گوش فلک  را کر کرده است. آن گاه ما شاهدیم بازنشستگان بر مسند کارمی نشینند و دوشغله ها هم می توانند به عنوان رئیس فدراسیون انتخاب شوند. هرکسی نیز به انتقاد بپردازد یا با سلاح کمیته بین الملی المپیک و تعلیق فدراسیون روبه رو می شود و یا با این خوش خیالی که چون دیگران همین کار را می کنند چرا فلانی نمی تواند. در انتخابات فدراسیون فوتبال دوره گذشته هم به همین راحتی از مساله بی قانونی انتخاب رئیس بازنشسته گذشتند. حالا هم به کمک فدراسیون جهانی وزنه برداری در نظر دارند حسین رضا زاده را با وجود دوشغله بودن بر مسند کارش تداوم ببخشند.

بعد از این که سازمان بازرسی کل کشور حضور همزمان حسین رضا زاده بر فدراسیون وزنه برداری و شورای شهر تهران را غیر قانونی اعلام کرد نامه ای از تاماش ایان رئیس جهانی فدراسیون وزنه برداری به ایران رسید که خواستار انتخاب رضازاده در این پست بود. جالب است که در نامه تاماش ایان گویا انتخاباتی وجود ندارد و هرکس و هرچیزی که او  می خواهد باید رعایت شود. ما باید قانون و حساب و کتاب خودمان را جوری تنظیم کنیم تا فرد مورد علاقه جناب تاماش ایان انتخاب شود. گربه تنبل را موش درمان می کند، رضازاده را هم تاماش ایان ابقاء می کند.

مشخص نیست در صندلی ریاست فدراسیون وشورای شهر چه خبر است که حسین رضا زاده این چنین خود را توانا می بیند که مایل است  در هر دو وظیفه خطیر انجام فعالیت کند. از سوئی او با شورائی شهری روبه رو است که می داند با رفتن او توازن سیاسی شورا بهم می خورد و از سوئی فدراسیون وزنه برداری هم که ملک شخصی ایشان محسوب می شوند که از همین حالا حکم ابقا را با حاتم بخشی  تاماش ایان دریافت کرده است. چطور است به این بهانه که رضازاده خوب وزنه می زند سازمان بازرسی و وزارت ورزش تبصره ای و استثنائی در قانونشان بگذارند که  همه موظف به قانون گرائی هستند به جزء کسی که قهرمان وزنه برداری المپیک دست سنگین وزن  باشد. چون قهرمان تکواندوی المپیک این قانون را پذیرفت و تنها به یک کار مشغول شد. شورای شهری ها معتقدند که حضور در فدراسیون ورزشی شغل محسوب نمی شود. تا چند مدتی پیش هم گفته می شد که شورای شهر هم شغل محسوب نمی شود. گویا این افراد از این مجموعه ها نه حقوقی دریافت می کنند و نه  سودی دست می آورند و تنها برای رضا خدا می خواهند موش بگیرند. این چسپیدن به صندلی هایی که شغل محسوب نمی شود آن قدر عده ای را سرمست کرده که به هرچیزی متوسل می شوند تا از این نمد کلاهی بسازند. قانون هم که هیچی اصلا «شتر دیدی ندیدی»