سلام اونایی که با من آشنا هستن خوب میدونن که من به خاطر رائول فوتبالی شدم و به خاطر رائول طرفدار رئال مادرید و اسپانیا شدم. من از 2006 فوتبالی شدم و از 2008 هم به شدت عاشق فوتبال شده بودم و شدیدا پیگیر مسائل فوتبالی بودم. تو این 9 سال که من فوتبال رو دنبال میکنم خاطراتی دارم که خب بعضی هاش خوب و بعضی هاش هم بد بودن. من میخوام بهترین خاطراتم رو بنویسم... 1- قهرمانی اسپانیا در جام جهانی: یادم میاد وقتی طرفدار اسپانیا بودم همه بهم میخندیدن و بهم میگفتن مگه تیم قحطیه که رفتی طرفدار اسپانیا شدی منم میگفتم من بازیکن های اسپانیا رو دوست دارم و برام قهرمانی و اینا مهم نیست (خب برام مهم بود ولی یه ضرب المثل هست که میگه گربه وقتی دستش به گوشت نمیرسه میگه بو میده!) وقتی که اسپانیا قهرمان یورو 2008 شد من بیشتر عاشق این تیم شدم و خیلی به اسپانیا امید داشتم تا تو جام جهانی هم خوب کار کنه. جام جهانی شروع شد و اسپانیا تو مراحل گروهی زیاد خوب کار نکرد و من خودم رو اماده کرده بودم که اسپانیا خیلی زود حذف بشه اما اسپانیا خوب کار کرد و بالاخره هر جور شده رسید به فینال جام جهانی. من خیلی خوشحال بودم که اسپانیا آلمان رو شکست داده بود و این باعث شده بود که دیگه اطرافیان من ، من رو واسه اسپانیایی بودنم مسخره نکنن! فینال شروع شد و باز هم بهم میگفتن اسپانیا جلوی هلند کاری نمیتونه بکنه اما تو یه بازی سخت که من همش استرس داشتم بالاخره اندرس گل زد من یادمه اینقدر بالا و پایین پریدم که همسایه طبقه پایین اومد در خونه و سر و صدا کرد و دعوا کرد! قهرمانی اسپانیا تو جام جهانی بهترین خاطره فوتبالی من هستش و هیچ چیز نمیتونه و نخواهد توانست که من رو به اندازه اون شب خوشحال کنه... هیچ وقت اون شب رو فراموش نمیکنم... 2- قهرمانی رئال مادرید در لیگ قهرمانان اروپا: رئال از اول هم تو اون فصل خیلی قوی کار کرد و تقریبا همه قبول داشتن رئال بهترین تیم بود و کسی هم جلو دار رئال نبود! شکست دادن تیم های آلمانی بهترین اتفاق ممکن بود مخصوصا شکست دادن بایرن که تو 2012 تیم فوق العاده رئال رو تو اروپا به سختی حذف کرد و من خیلی اون شب افسوس خوردم چون رئال خیلی اون سال روی فرم بود. بالاخره رئال به فینال رسید و90 دقیقه بازی پر استرس رو تحمل کردم و در حالی که داشتم دنبال بهونه میگشتم تا بیام جواب بد خواه ها رو بدم یه دفعه راموس گل زد و من باز هم از خوشحالی خونه رو روی سرم گذاشتم یادمه بعد از خوشحالی سرم داشت گیج میرفت! بعد از 90 دقیقه رئال خیلی راحت آتلتیکو رو برد و من اون شب هم خیلی خوشحال بودم چون اصلا فکرش رو نمیکردم بعد از 90 دقیقه دیگه کاری از دست رئال بر بیاد و کاملا نا امید شده بودم و بالاخره ارزوی هر طرفداری این هستش که تیمش قهرمان اروپا بشه... 3-قهرمانی اسپانیا تو جام ملت های اروپا: خیلی ها بودن که اون سال میگفتن اسپانیا دیگه تموم شده و بازیکن های اسپانیا به خاطر درگیری های باشگاهی نمیتونن مثل قبل متحد کنار هم بازی کنن و این من رو خیلی عصبی و ناراحت میکرد! مسابقات شروع شد و اسپانیا خیلی خوب کار کرد. تو نیمه نهایی وقتی جلوی پرتغال کار به ضربات پنالتی کشید من به شدت استرس گرفتم اما با درخشش بازیکن ها اسپانیا تونست پرتغال رو ببره و به فینال برسه. بابای من شدیدا طرفدار تیم ملی ایتالیا هستش و دائم داشت اسپانیا و بازیکن هاش رو مسخره میکرد و من رو عصبی میکرد و میگفت چون ایتالیا آلمان رو برده پس اسپانیا رو هم میبره و راحت قهرمان میشه و منم در جواب بهش میگفتم آلمان چند ساله که زورش به اسپانیا هم نمیرسه پس دلیل نمیشه! تو فینال اسپانیا خیلی راحت و ایتالیا رو برد و من اون شب هم خیلی خوشحال بودم چون هم اونایی که میگفتن اسپانیا دیگه تموم شده ضایع شدن و هم بابام که دائم اسپانیا رو مسخره میکرد شکه شده بود و حرفی واسه گفتن نداشت... اون سال هم خیلی خوب بود و من هر جا میرفتم حرف از سلطه 6 ساله اسپانیا در فوتبال اروپا و جهان میزدم. مرسی که وقت گذاشتین و خوندین ، میدونم خیلی زیاد شد ولی ارزش خوندن داره فکر کنم :) خسته هم نباشین ...