در طول تاریخ دیکتاتورها از ورزش برای تبلیغات سیاسی استفاده میکردند.سیاست و فوتبال به نظر میرسد وسیله ی جاه طلبیهای شخصی دیکتاتورها شده بودند.
مانند فرانکو در اسپانیا ، موسولینی در ایتالیا و حتی نازی ها در آلمان.فوتبال نه تنها راهی برای نشان دادن حمایت بلکه در خدمت یک استراتژی برای گسترش نفوذ سیاسیشان بود.
من بحث انجمن ها را مرور کردم، بحث بین بقیه تیمها با تیم پایتخت اسپانیا را در مورد فرانکو و علاقه ای که به تیم رئال مادرید داشت، و حتی داستانهای حضور موسولینی در بازیهای باشگاهی و استفاده از نفوذش برای تغییر تاریخ باشگاهش.یک سوال همیشه در ذهن من بود درباره دیکتاتور آلمان و باشگاهی که مورد حمایت وی قرار گرفت.من داستان نازی ها و نفوذشان در فوتبال را خوانده بودم،درباره سلام نازی یا Matthais Sindelar و یا حذف یهودیان از تمام سازمانها.
برای این سوالم(که هیتلر طرفدار کدام تیم بود؟) جوابهای متفاوت و جالبی به دست آوردم.یک آماتور میگفت" اون تیم حتما باید بایرن مونیخ باشه، غیر از بایرن تیم موفق دیگه ای در آلمان وجود نداره"
یکی دیگه گفت:"اون حتما باید تیمی از برلین باشه.یک تیم سرمایه دار"
دیگری با اطمینان گفت:"اون تیم شالکه است.موفقترین تیم زمان رایش"
و دیگری:"نورنبرگ باید باشه، از اسم "د ِر کلوب"(der club ) اول اسمش هم حمایتش از هیتلر واضحه"
بعضیها تا تیمهای زادگاه هیتلر هم رفتن و با اسمهایی مثل لاسک لینز جوابم را دادند.
ولی جواب واقعی این سوال چه بود؟
هیتلر توسط مشاورانش متقاعد شده بود چون فوتبال در نزد مردم بسیار محبوب است به دیدن دیدار آلمان با نروژ برود.و همگان مطمئن بودند آلمان برنده دیدار برابر نروژ خواهد شد.
بنابراین هیتلر در 7 اوت 1936 در Poststadion برلین اولین تجربه ی فوتبالی خود را تجربه کرد.بهمراه حدود 50 هزار تماشاگر از دور دوم مسابقات المپیک . "همانطور که انتظار میرفت بازی با کنترل آلمانیها شروع شد.آلمانیها بر بازی سلطه داشتند اما قادر به تغییر بازی به نفع خود نبودند.نروژ به سختی میتوانست از زمین خودی خارج شود.آلمان پرس میکرد،ولی بلاخره این نروژ بود که توانست گلی را از راه شوت به دروازه آلمان روانه کند.هیتلر آشفته شد و قادر به کنترل کردن خود نبود..."
Hitler-Jugend Stadion
Der Club’ چیزی است که نورنبرگ با آن شناخته میشود.در زمانهای گذشته این اسم را مربوط به هیتلر میدانستند.اما نه ، نفوذ هیتلر بیشتراز نفوذ بر یک شهر یا بر یک باشگاه بود.نام Der Club’ در واقع به اوایل سال 1920 برمیگردد به سالهایی که نورنبرگ بهترین تیم آلمان بود و این اسم به احترام جایی بود که نورنبرگ در آنجا متولد شده بود.برخی از مورخان معتقدند این اصطلاح اوایل سال 1907 مورد استفاده قرار گرفت،با اینحال این اسم فقط در چند بخش ایالت باورایا شناخته شده بود.در سال 1919 این نام مستعار به شکل گسترده ای مورد استفاده قرار گرفت.بازیکنان و اعضای نورنبرگ را Cluberer مینامیدند.این واقعیت دارد که هیتلر یک رابطه ی ویژه با نورنبرگ داشت.اما نزدیکی هیتلر با نورنبرگ تنها به خاطر ورزشگاه نورنبرگ بود. Franken Stadion جایی بود که به عنوان زمین راهپیمایی یا محلی که بعضی از سخنرانیهای معروف هیتلر در آنجا برگزار میشد استفاده میشد.ورزشگاه خانگی این روزهای نورنبرگ آن سالها با Hitler-Jugend Stadion نام شناخته میشد.
نورنبرگ در دهه ی 20 و اوایل دهه 30 از موفقترین باشگاه های آلمان بود.در سال 1934 آنها فینال را به شالکه واگذار کردند،باشگاهی که میرفت به قویترین تیم دوران رایش سوم تبدیل شود.
در سال 1998 در مجله تایمز مقاله ای چاپ شد با این عنوان "بدترین شخصیتهای معروف هوادار تیمها" و ادعا کره بود ادولف هیتلر طرفدار شالکه بوده است.این مقاله با انتقاد شدید هیئت مدیره شالکه روبرو شد و حتی اخطاری را به مجله ارسال کردند.اتهام مجله به این دلیل بود که به این واقعیت اشاره کرده بود که شالکه بهترین تیم دوران نازی ها بوده است.قدرت شالکه از سال 1933 آغاز شد ، درست شش ماه پس از اینکه هیتلر منصوب به صدر اعظمی آلمان شده بود.در سال 1934 شالکه در فینال بین المللی شرکت کرد و لایه های جدیدی از سلطه بر فوتبال آلمان در حال پایه ریزی بود.
با بازیکنانی مانند : Fritz Szepan, Ernst Kuzorra, Hans Bornemann, Rudi Gellesch, Adolf Urban etc شالکه صاحب بهترینهای فوتبال در آلمان بود(بسیاری از آنها بازیکنان تیم ملی آلمان بودند) آنها صاحب سبک معروف خود بودند که معروف بود به ‘spinning top’ (شامل عبور سریع پاسها ، نگه داشتن توپ در زمین و استفاده از بازیکنی که میتوانست به خوبی موقعیتها را تشخیص دهد) شالکه صاحب 11 قهرمانی منطقه ای بین سالهای 1934 تا 1944 شد.درحالیکه اکثر فوتبالیستها برای خدمت در جنگ خود را آماده میکردند،مربی تیم ملی آلمان اطمینان حاصل کرده بود بهترین فوتبالیستهایش از این شرایط معاف خواهند شد.(فریتس سپان و ارنست کوزورا در پایگاه نیروی هوایی در محلی نزدیک گلزن کرشن مشغول خدمت شدند.ادولف اوربان یک استثنا بود.وی در مراحل بعدی جنگ با جماهیر شوروی در استالینگراد جان خود را از دست داد)
یکی دیگر از موفقیتهای شالکه در زمان رایش سوم این بود که تقریبا همه ی بازیکنانش از دوران کودکی در همان تیم بازی میکردند،همه شان فرزندان معدنچیها و یا کارگران صنعتی گلزن کرشن بودند.برخی از بازیکنان تیم اول حتی از یک خانواده بودند.شالکه بهترین تیم آن دوران بود.
آدولف هیتلر مردی که در لینز رشد کرده بود یک هوادار فوتبال نبود ولی نازیها از فوتبال به عنوان ابزاری تبلیغاتی استفاده میکردند.نفوذ نازی ها در فوتبال بسیار عمیق بود.تیم ها را مجبور میکردند قبل از بازی به شیوه نازی ها سلام دهند و سرود میهن پرستانه را سر دهند.آدولف هیتلر به داشتن جوانان قوی اعتقاد داشت بنابراین به سایر رشته های ورزشی مانند بوکس و دو و میدانی اهمیت بیشتری میداد.نفوذ هیتلر در فوتبال محدود بود (وی علاقه ی شخصی به رشته ی پارو زنی و هندبال داشت که در هر دو آلمان از قدرتهای برتر شناخته میشد).با اینحال در طول ظهور رایش "فلیکس لینمان" از حزب نازیها به ریاست dfb منصوب گردید.لینمان از انتصاب مربیان تا انتخاب بازیکنان را کنترل میکرد.حزب نازی از لینمان برای گسترش جاه طلبیهای سیاسی خود در بازیها استفاده میکردند.
آدولف هیتلر طرفدار هیچ باشگاهی نیست و هرگز درگیر هیچ فعالیت فوتبالی نشد،حضور در بازیهای المپیک برلین 1936 تنها بازی فوتبالی بود که وی از نزدیک دیدن کرده است.
"...آلمان فشرده تر شد و به دستور نرز حتی مدافعان نیز شروع به حمله کردند اما باز این نروژ بود که آلمان را گرفتار کرد و در کمال ناباوری آلمان 2-0 از نروژ شکست خورد. در 20 بازی که این دو تیم داشتند این تنها پیروزی نروژ برابر آلمان بود."
و هیتلر دیگر نتوانست خشم خود را کنترل کند از جایش بلند شد و قبل از سوت پایان بازی ورزشگاه را ترک کرد و دیگر هیچگاه به تماشای مسابقه ی فوتبالی نرفت.
---------------------------------------------------------------------------
*این مقاله از دو نوشته ی مجزا ترجمه و ترکیب شده است.