طرفداری- از این جهت می توان نتیجه ساده گرفت که همه این مربیان تنها  بلدند  نقد کنند و مربی تیم ملی را به بازی تدافعی، نداشتن پلان بی و برباد دادن حیثیت فوتبال ایران متهم کنند  و در هنگام عمل فرق چندانی با کیروش ندارند. با این حال آن چه از آن غافلیم این است که حتی فوتبال تدافعی آقایان منتقد نیز فرسنگ ها با تاکتیک های کیروش فاصله دارد و صد البته دورتر و عقب تر از فوتبال روز دنیا محسوب می شود.

کیروش به واقع یک  استراتژیست موفق و سرشناس در سازماندهی امور دفاعی شناخته می‌شود و تاکتیک های دفاعی او مبتنی بر علم روز فوتبال دنیا محسوب می شود. تاکتیک های دفاعی که  به نحو احسن اجازه نفوذ به مهاجمان حریف را نمی دهد و واجازه کمترین حمله از جانب حریف کمتر داده می شود. نمونه تازه آن را  در سه بازی اول ایران در جام ملت های آسیا مقابل بحرین،قطر و امارات می توان ذکر کرد که کمتر حمله ای به دروازه ایران موفقیت آمیز بود و به واقع علی رضا حقیقی چندان به سختی نیفتاد. کیروش درمنچستر یونایتد نیز چنین ساختار دفاعی را محکم و استوار در مقابل حریفان به وجود اورده بود. نمونه مشهور آن بازی با بارسلونا سال 2008 محسوب می شود که تاکتیک های دفاعی کیروش اجازه نفوذ را به مهاجمان قدر بارسلونا نداد. حتی اسپانیا نیز مقابل پرتغال  در جام جهانی 2010 در مقابل چنین دفاعی به مشکل برخورد و با تک گل مشکوک به آفساید داوید ویا به پیروزی دست یافت. حالا چگونه می توانیم به محض پیروزی های مربیان منتقد آن ها را تا حد  فوتبال کیروشی بالا بیاوریم؟

 پرسپولیس مقابل بنیادکار به واقع شانس آورد که اساس حمله حریف سانترهای مداوم و کم خطر حریف ازبکی بود که دفع آن چندان مشکل نبود. آن ها  در روز خوب سوشا مکانی و دفع توپ ها یک  پیروزی خوب  کسب کردند، اما این که به معنای موفقیت در تاکتیک دفاعی محسوب نمی شود. تیم استقلال نیز در طول بازی با تیم های کاملا ضعیف تر از خودش هیچ گونه برتری خاصی از خودش نشان نمی دهد؛ به طور مثال  در بازی تیم رده انتهائی چون نفت مسجد سلیمان به راحتی دفاعش باز می شود و اجازه نفوذ داده می شود و نتیجه بازی می توانست برعکس هم باشد. با چنین ساختار دفاعی که مدام صادقی و عمران زاده جا می مانند، چگونه می توان ادعا کرد قلعه نویی به مانند تیم کیروش در حال برد است؟

اگر به واقع کیروش چنین فوتبالی را ارائه می داد بدون شک با حمایت قاطبه اصلی جامعه بعد از جام ملت های آسیا روبه رو نمی شد. او به واقع بحث تاکتیک پذیری را در این فوتبال وارد کرده که سال هاست حلقه مفقوده فوتبال این کشور است. بردهایی که استقلال و پرسپولیس و بسیاری از تیم های دیگر به آن دست می یابند فرق چندانی با فوتبال احساسی و «بزن زیرش» گذشته ندارد. در همین بازی پرسپولیس و بنیاد کار مدافعان پرسپولیس تا می توانستند به زیر توپ زدند، این در کدامین بازی تیم ملی چنین به وفور دیده شده است؟ البته از این منظر که فوتبال امروز به بحث نتیجه گرائی اهمیت می دهد و هواداران زیادی هم به کسب برد رضایت دارند نمی توان ایراد چندانی به این مساله گرفت و تنها از این دلخور  شد که چرا این منتقدان در هنگام نقد انصاف و عدالت و واقعیت را نادیده نمی گیرند و خودشان را بالاتر هم می دانند. با این حال آن چه مشخص است که آن ها در ارائه همان بازی دفاعی دوست نداشتنی هم مانده اند و وقتی به ارائه بازی تدافعی دست می زنند مشخص است فاصله  میان ماه آنان  تا ماه گردون ، تفاوت از زمین تا آسمان است.