در حالیکه تنها  شش هفته از بازی ها می گذرد و تراکتور با دو برد و سه تساوی و تنها یک باخت در مکاه ششم جدول قرار دارد، ایراد گرفتن از سرمربی این تیم چندان کارشناسی به نظر نمی رسد. البته از همان روزهای اولی با آمدن مجید جلالی به این تیم پیش بینی می شد که کارش با مسئولین این تیم گره بخورد ولی پیش بینی چنین اتفاق زود هنگاهی خیلی سخت بود.

با توجه به شیوه خاص مجید جلالی در هدایت تیم هایش و حاشیه گریزی این مرد، همیشه سنگ اندازی هایی جلو راه وی بوده که نمونه آن در حال وقوع است. استفاده از چند بازیکن بومی و جوان در تیم از نمونه کارهای مثبت جلالی در مدت کم حضورش در تراکتور است. همه به خوبی می دانیم که با استمرار حضور جلالی در یک تیم تعداد جوانان و بومی های تیم افزایش می یابد و این اتفاق بسیار مثبتی است و انتظار می رود تراکتوری ها هم ا ز آن استقبال کنند. سر ریز شدن کاسه صبر مسئولین تیمی که دم از جوانگرایی می زنند آنهم در هفته ششم کمی نا آگاهانه به نظر می رسد.

زمزمه های حضور دوباره تونی در تبریز این سوال را ایجاد می کند که اگر او سرمربی خوبی بود چرا حفظ شد و اگر نبود چرا بعد از چند ماه دوباره در صدد بازگرداندنش هستند. تراکتور که دو نایب قهرمانی پیاپی در لیگ برتر دارد، برای قهرمانی این فصل نقشه های بسیاری دارد ولی مهم ترین مساله برای این تیم در حال حاضر حفظ ثبات تیمی است. در غیر اینصورت تراکتورسازی نیز بمانند بسیاری تیم ها خیلی زود از صف مدعیان دور خواهد شد. موفقیت امروز تیم هایی چون استقلال و سپاهان در سایه ثبات تیمی شان شکل گرفته و هر تیم برای رسیدن به موفقیت بایستی در درجه اول قبات لازم را داشته باشد.

انتخاب سرمربی، حمایت از وی و اعتماد به افکارش جزو وظایف یک باشگاه است و تراکتورسازی تبریز نیز باید در چنین فصل حساسی با حمایت از سرمربی خود مسیر نتیجه گیری خود را هموار کند.