مقاله حاضر به تشریح علل های هجمه برخی از سایت های ورزشی نسبت به باخت چلسی درمقابل پاریس سن ژرمن را به همراه دلایل مانور دادن های خبری حذف چلسی ازلیگ قهرمانان اروپادر شبکه معروف انگلسی به همراه دو کارشناس ورزشی را اسیب شناسی میکند.سپس در پایان استراتژی های مورینیو در مقابل رسانه ها را در انگلستان تجزیه تحلیل میکند .
سیاست یعنی دانستن اینکه چه کسی می برد، چه می برد، چه موقع می برد، چگونه می برد، و کجا می برد
هارولد لاسکی« نظر پرداز انگلیسی»
نتنها من بلکه بسیاری نیز از هوادارهای چلسی فکرش را نمیکردند بعد از باخت چلسی که ان هم به لطف گل زده وبا نتیجه تساوی به پایان رسیده بود و پاریس سن ژرمن چلسی را حذف نمود درسایت های به اصطلاح خبرگزاری ورزشی ایرانی چنان مانور قدرتمندی را بدهند که هرادمی را با خواندن و دیدن تیتر های رنگو ورانگ را به تعجب وا دارد.
از ان ور اب نیز در انگلستان کارشناسان شبکه های معروف انگلیسی نیز با استفاده ازاعتبار و کارشناسی خود که در بین مخاطبین شاید اعتباری کسب کرده بودند چلسی و مورینیو را بشدت به بادانتقاد گرفتند.
بعد از اتمام بازی چلسی و پاریسن ژرمن نیز هرکسی و هر مجری و هر کارشناسی و هرنویسنده ای در سایت زرد خبرگزاری ورزشی و هر تویتی و هر صفحه فیس بوکی و هر کاربری و هر هواداری ازتیم های مختلف نیز باخت چلسی را درمقابل پاریسیها به تمسخرگرفتند و بساط ناملایمتی و فحاشی را پهن کردند.از همین رو این مسله و نیز حذف چلسی در لیگ قهرمانان اروپا نوشتن این مقاله که چرا درایران مورینیو و چلسی انقدر چهره منفوری دربین اهالی فوتبال و حتی گزارشگران و به اصطلاح نویسندگان برخی از سایتهای ورزشی هویدا میشود را ازمنظر جامعه شناسی تا حدودی تحلیل نمایم.
نگارنده معتقد است که بنا بر دلایل زیر است که باعث شده مورینیو و چلسی چهره ان چنان جذابی در بین اهالی فوتبال ان هم در ایران تصویری ناپسند توسط رسانه ملی به مخاطب خود القا کند .
1:هواداری ازتیم به خاطر برد های متوالی و دریبل های رونالدینیویی:
یکی از علت های هواداری تماشاگران نسبت به تیم های خارجی و حتی داخلی برد های پیاپی و یا بازیکن های معروف و چهره های شناخته شده ورزشی و یا مربی گیری است .
به عنوان مثال هودارای از بارسلونا با امدن رونالدینیو به فوتبال درایران بشدت داغ شد و ان زمان در هر وبلاگی ویا خبرگزاری که به چشم میخورد خبر از دریبل های رونالدینیو بود.
این امر باعث شد که جامعه ما که بیشتر در بردها همراه است و درناکامی ها تیم را به حال خود رها میکنند و اکثرا در باخت های تیم محبوبشان فحاشی از بازیکنان و مربی تیم را چاشنی انتقاد خود قرار میدهد، بازی و سبک بارسلونا و بازیکنی همچون رونالدینیو بسیار چشم نواز جلوه کند و به قولی بارسلونا همان تیم و بازیکنان مطرح ان زمان همچون مسی و امثالهم همان بازیکنانی بودند که کشور های خاورمیانه ای و مخصوصا کشوری مثل ایران که اساسا بازی های انفرادی و دریبل زنی را نمونه یک بازیکن برجسته و مورد ستایش قلمداد میکنند همان هایی بوند جامعه ورزشی مخصوصا فوتبال ایران و هوادارنش به دنبال ان بودند.
سوای این تکنیک های فردی برد های پیاپی هم بود که سبب شدهمحبوبیت این تیم در نزد مخاطب فوتبالی ایران بیشتر و بیشتر و بیشتر شود تا جایی که هوادار های بارسلونا امروزه در ایران به زعم نگارنده بیشتر از هر تیمی میباشد .
2:سایکو سایبرنتیک یاساخت تصویر ذهنی ازستارگان وبت های بارسلونا و رئال مادرید:
یکی دیگر ازدلایل اینکه تیمی مثل بارسلونا و و رئال مادرید معمولا طرفدارهای زیاد تری نسبت به تیم های دیگررا دارند ،محبوبیت این بازیکنان و مانور های رسانه ای شبکه ها و مجله هاو جراید ورزشی میباشد.
اینکه روزنامه و شبکه های تلویزیونی و تبلیغاتی هر روز و هر شب در تلویزیون ها پخش کنند و در جراید ها درج کنند قطعا برروی تصویر ذهنی مخاطب ورزشی اثر میگذارد وباعث محبیوبیت بی حد و حصران بازیکن معروف در ان تیم معروف که حضور دارد هرلحظه درذهن خواننده ویا بیننده پررنگ و پررنگ تر شود .
.یکی از نکته های جالب در مهندسی ذهن این است که اولا مخاطب شما به شما و برنامه تان ویا حتی به گزارشتان اعتماد داشته باشد و چه بسا به شما نیز علاقمند باشید. ان موقع است گه میتوانید به صورت نهفته وبازی با کلمات ویا حتی با شدت ویا کم کردن لحن خود به مخاطب خط دهید ونظریات شخصی خودرا القا نمایید.
اینکه مجریان صدا وسیما نسبت به رئال مادرید و بارسلوناییها رغبت خاصی می ورزند حتما در ذهن مخاطبشان تاثیر میگذارد و گرنه امکان نداردشما شبکه های معروف خارجی ویا عربی را ببینید که در ان مجری ویا کارشناسی از تیمی حمایت کند ویا تیمی را به باد انتقادگیرد.((درانگلیس وضعیت کمی متفاوت تراست))
ازاین روست که متاسفانه مجریان وکارشناس های شبکه ورزشی درایران به جای اینکه به سمت حرفه ای گری روند در گزارش ها ویا در قسمت های کارشناسی بیشتر به حواشی های تیم ویا حواشی بازیکنان میپردازند تا اینکه به خود بازی بپردازند و گزارش کنند. .
اینکه چرا فرهنگ ورزشی ما ان هم فرهنگ هواداری از تیم موردعلاقه چه در والیبال و چه در فوتبال و چه در کشتی فرنگی با یک برد تیم هوادار تیم را به اوج قله های هستی میبرد و در یک باخت ویا حذف در یک تورنومنت تیم را از قله های هستی به اعماق زمین میکوبد باید توسط متولیان فرهنگی و جامعه شناسان ارزیابی گردد. ولی انچه که نگارنده از مطالعات میدانی و مطالعات جامعه شناسی در ایران متوجه شده و به عینه دیده است. این میباشدکه جامعه نسبت به اینده و حتی نسبت به زمان حالش در مانده است و به دنبال نوستالژیک هایش می دود و احتیاج به لحظات مفرح دارد وبس .
3:تاثیر گذاری پخش هرهفته ای ویا بین هفته ای تیم بارسلوناو رئال مادرید:
متاسفانه در ایران تا چند سال پیش فقط شبکه سه مسابقات فوتبال ازکشور های مختلف اروپایی را به شکل مستقیم پخش میکرد.
همین امر همچون سالیان گذشته سبب شد که علاقمندی به باشگاه های ایتالیا و یا علاقمندی به تیم بایرن مونیخ المان در سالهای گذشه بیشتر شود چرا که در ان زمان معمولا بازی های ایتالیایی و تا حدی المانی از این شبکه ملی پخش میشد .
ولی چند سال بعد نیز لیگ انگلستان هم پوشش داده شد و بعد از سالها امپراتوری تیم های ایتالیایی و المانی درتلویزیون این بار نیز تا حدی نوبت به لیگ انگلستان رسید..
اینکه چرا در تمثال ها اکثرا ازنام بارسلونا و رئال مادرید نام میبرم به خاطر این است که معمولا شبکه ۳ سیما بازیهای این دو تیم را به روی انتن میبرد وبه ندرت میتوان مثلا درهر هفته بازی تیم های همچون بایرین مونیخ اشتو تگارت و بوروسیا دورتمند ((بوروسیا دورتمند در این اواخر به خاطر ان برد معروفش در مقابل مادریدها درایران کمی برای خود درکنداکتور شبکه ورزش جا برای خود باز کرد ))را از دو شبکه ورزشی ایران مشاهده کرد. ازاین روست که در این مقاله از نام این دو تیم معروف اسپانیایی نام میبریم و تا حدی علت هوادار ی از این دو تیم مخصوصا در کشورمان را تحلیل میکنیم.
یکی از دلایل هواداری از بارسلونا همین پخش های تلویزیونی می باشدکه به ان اشاره شد اما دراین مورد نیز جریان و کارشناسان نیز تا حدی سعی کردند با نوع گزارش خود ذهن مخاطب را مهندسی کنند
4:هزینه های نجومی و فاصله های چشم گیر با تیم های رده پایین:
از انجا که جامعه مامتاسفانه بشدت طبقاتیست اساسا فسلفه حاکم درذهنمان چنین است که ما باید داراباشیم تا بگییوم هستیم ، ما باید متفاوت باشیم تا بگوییم ماهم نفس میکشیم ، ما باید خودروی گران قیمیت خریداری نماییم تا بگوییم ادمی هستیم و دراخر ما بایدجواب کسی راندهیم ویا رویمان را انطرف کنیم تا نشان دهیم که برتریمو والاتریم..
متاسفانه فاصله طبقاتی انقدر در فرهنگ ایرانی خود راهویدا کرده که باعث معضلی روانشناسی شخصیتی و همین طور اسیب های شدید اقتصادی نیز شده. حتی انقدر تفاوت ها و فاصله ها چه ازلحاظ زیبایی جسمی و چه از لحاظ داشتن وسایل مادی و زینتی انقدردر ذهن ایرانیان جا باز کرده که به طور ناخود اگاه نیز به هر انچه که میاندیشند و به هرانچه که اعتقاد پیدا میکنند نگاهی بالادستی دارند و حتمابرایشان مهم است که داشته هایشان متفاوت و چه بسی عظیم ترو شکیل تر از کسانی دیگر باشد. این امر نتنها در مقوله های اجتماعی به شکل قابل توجهی نمود پیدا میکند بلکه حتی در حوزه های صیاحتی و تورسیتی نیز بسیار چشم نواز است.. سوای این موارد حتی در سرگرمی ها نیز برایمان مهم است که تیممان و بازیکن موردعلاقمان چه چهره ای داشته باشد و به قول معروف همان طور که نوشته شد چه تقاوت هایی با کسی دیگر دارد. از این روست که علاقمندی به تیمی خاص نیز برخواسته از ذهن ناخود اگاه ادمی تحت تاثیر قرارمیگیرد و از این رو به تیم های عشق میورزیم و علاقه داریم و بازیکن های را عبادت میکنیم که این تفاو تها را رقم زنند.
5:شادی های حاصل از برد بسی بهتر از باخت های حزن اور
اینکه شادی حلقه مفقوده جامعه مان میباشد شکی نیست اگر به پای صحبت ها و کارشناسان در رشته های گوناگون همچون روانشناسها و ویا جامعه شناسان ایرانی بشنینید ویا حتی اگرچند سالی درایران زندگی کنید قطعا با فقر شدید خنده وشادی مواجه میشوید. همین امر نیز یکی از دلایل طرفدارای از تیم های هست که همیشه دراوج قراردارند چرذاکه این تیم ها درلحظه های که به دنبال سرگرمی هستیم و نیاز به شادی داریم کمبود ها و نیاز های که باید در بخش های دیگر زندگیمان براورده شوند این تیم های فوتبال و این بازیکنان و این برد های متوالی و این جامها و وقهرمانی هاست ه باعث شادی روز افزون ما میشود . از اینرو یکی ازدلایل اینکه جامعه ورزشی ما همیشه به پیروزیها اعتقاد دارد و در باخت ها تیم و بازیکن ومربی راتنها میگذارند میتواند این یک مورد نیزباشد
6:فحاشی به یکدیگر همچون اهرمی برای فشارناملایمات روحی و سرخوردگی های اجتماعی :
فحاشی در استادیوم ها ی ورزشی نتنها ازاردهنده است بلکه حرکتی نا پسندیده در فرهنگ ایرانی به شمارمیرود اما چرا با اینکه اهرم های اجتماعی وفرهنگی این حرکات را همیشه تقبیح میکنند باز هم شاهد این حرکات مخصوصا دراستادیوم های میباشیم خود سوالی است که پاسخ ان نمیتواند فقط به واسطه نشا ن دادن سیاهی های زشت اجتماعی ویا به عنوان حرکتی نا فرهنگی در رسانه هاو وجراید از ان نام برد. بلکه این فشار های روحی و روانیست که باعث شده این فحاشی ها جای خود را در اذهان عمومی باز کنند. اینکه شما طرفدار تیمی باشید که دربیشتر بازیها با برد مواجه هست و شما نیز برای تیم مورد علاقه دوست خود کل کل کنید و بعد ازبرد تیمتان تیم اورا خوار و خفیف نمایید وبساط فحاشی را علم کنید یکی از لذت ها و یکی از ابزار هایی هست که برای تخلیه روحی وروانی کسانیی که سرخورده گان اجتماعی هستند و نیاز مفرط به شادی دارند معمولا از ان استفاده میکنند .
باری این ۶موارد تا حودوی مارا متوجه این مسله میسازد که چرا جامعه ورزشی ایرانی معمولا به تیم های قدر و قودرمتند علاقه نشان می دهد و چرا برخی از نویسندگان سایت های مختلف و روزنامه های مختلف ورزشی علاقه به سیاه مشقی دارند ..
اما وقتی به ان سوی اب ها نگا ه می اندازیم قضیه متفاوت تر است چرا که معمولا فرهنگ این کشور هایپ شیرفته حتی نسبت به سرگرمیهایشان بسیار متفاوت تر میباشد . لذا حتی در هوداری ازتیم های خود نیز حر فه ای گری را به شکلی پنسدیده و چشم نواز و زیبا ارایه میکنند . کافی است به تیم های پایین جدولی و یا حتی دست په چندومی در لیگ های مختلف اروپایی نگاهی بیاندازید تا متوجه شوید که این فقط بردها نیست که هوادارنشان درکنار تیم هستند بلکه در باخت ها نیز دست از تشویق های بی امان ازتیم بر نمیدارند .
از مسله هواداری که بگذریم به مسله دیگری میرسیم که مربط به کشور انگلستان میباشد چرا که این کشور داعیه برتری بودن لیگ خودرا دارد و براستی نیز لیگ انگلستان به مراتب جذابتر ازهر لیگی در کشور های اروپایی میباشد واقعا جذابیت متفاوتی دارد.در این بخش نیز به مسله های مختلفی اشاره میکنیم و میبینیم که علت این همه انگ هایی که به چلسی زده میشود در رسانه های انگلیسی چرا رخ داده است
الف:در انگلستان:ثروت+قدرت+سیاست درقبال اهداف های مورد نظر=اعراب
یکی از بزرگترین مشکلاتی که انگلستان با ان دست در گریبان است این است که بشدت به ااقتصاد امریکا و کشورهای عربی وابسته است.این امر درزمینه فوتبال دراین کشور به شکل کاملا اشکاری خود نمایی میکند همین امر سبب شده که مورینیو مربی چلسی ادعا کند توطه ای علیه او و چلسی وجوددارد. شاید در وهله اول این سخنان مورینیو در ذهن خواننده ایجاد قهقه کند ویا با نیش خندی از کناران رد شودو این مسله را جدی نگیرد. ولی در مقاله ای درهمین سایت که به نام منادیان به خواب رفته درج شده است مسله نظم نوین جهانی و ساختار ابرقدرتها تا حوددی اشکار شده است. اینکه شما به عنوان ابر قدرتی در کشوری ابراز وجودمیکنید قطعا برایتان پیروزی درمسیر اهداف های مخشصه شده ارزش بسیار بالای دارد و اگر بتوانید قطعا از اهرم های قدرت استفاده خواهید نمود . هرجا که ثروت باشد قدرت است و هر جا قدرتباشد همیشه ممکن است علیه یک دیگر دارندگان قدرت توطه کنند .
معمولادراین موارد همیشه شاهر قضایا به شکلی است ولی در بطن ان مسیر نخ نما شده مارا به جاهای دیگر سوق میدهد. اینکه فوتبال خود امری سیاسی است و کشور های مختلف از ان برای سیاست خود استفاده میکند ن ویا اذهان را با مسله فوتبال سرگرم مینمایند بسیار مهم است اینکه باشگاه ها وبازیکنان از تبلیغ ها و اسپانسرها ویا قمار خانه های که برای این امر شکل گرفته است پولها و سود های بسیار بسیار بالاری را به گردش درمی اورد قطعا برای قدرتمندان امری مهم تلقی میشود و نمیتوان از کنار مقوله فوتبال و با ان درامد های نجومی که با خود به همراه دارد بی اعتننا گذشت. ازاین رو نتنها در فیفا که داد همه اهالی فوتبال را دراورده مافیا وجود دارد بلکه اگر ساده اندیشی و خام فکری را کنار بگذاریم قطعا میبینیم که در همه جای و در هر مکانی که پول حرف اول را بزند و هزینه های هنگفتی در جریانباشد توطه چینی و سیاست ها به شکل پیچیده و مخفی در بیرون مستطیل سبز نقشه ها میکشند .
ب:رسانه ها و کارشناسان به عنوان مهره های جنگ سایبرنتیک دراذهان عمومی:
یکی از دلایلی که برنامه هاو رسان ههای تلوزینوی تلاش دارند که بابازیکنان درقسمت کارشناسی بازی ها قرارداد ببندند این است که شهرت واعتبار ان بازیکن به عنوان کارشناس بشدت در نزد هوادارن زبان زد است از این رو کارشناسان نیز سبت به اهداف تعیین شده حرکت میکنند . ولی پیچیدگی از انجا خودرا نشان میدهد که این حرکتها بسیار بسیار کار شده است و توسط استراتژیست های پشت صحنه شکل میگیرد یعنی اینکه در ابتدا کارشناس سعی می کند اعتبار کارشناسی خود را در نزد مخاطب بدست بیاورد سپس در قسمت های که نیاز میباشد ازمجری برای خط مشی و برای کنترل افکار عمومی استفاده شود .
استراتژی مورینیو:
مورینیو وقتی وارد انگلستان شد شاید فکرش را نمیکرد توسط چنین سیستم های قویی تحت تاثیر قرار گیرد وقتی از همانروز های اول سعی کرد باروزنامه ها و رسانه ها دست اشتی دهد هرگز فکرش را نمیکرد که روزی از توطه سخن به میان اورد. برای این مربی کهنه کار و زیرک بعد از سپری شدن چندین مسابقه پی به توطه ای برد که توسط اهالی رسان ه و کارشناسان به تمسخر گرفته شد. ولی ادعاها و مورادی که مورینیو مطرح میکرد برای کسانییکه در سیاست مطالعه ا ی داشته اند و با علم سیاست اشنایی دارند بسیار بسیار قابل هزم بود تا مخاطبی که افکارش را مهندسان حوزه سایبرنتیک رقم میزنند .
این که چلسی در بازی مقابل پاریس سن ژرمن باخت چیزی از شایستگی های او کم نکرد بلکه هرمربی با تدیبر و با استراتزی حخاص خود پا به عرصه میدان میگذارد میدانیکه سه امتیاز بازی و برد بازی سودها و سهام باشگاه و دلالها را بالا ویا پایین میبرد. شاید برای مخاطبین ایرانی و حتی خارجی زیبا بازی کردن ولذت بردن از بازی تیم بزرگترین علت های دیدن بازی های تیمش باشد ولی برای کسی مثل مورینیو وقتی درچالشی بزرگ قراردارد و مسله اعتبار مدیر باشگاه و باشگاه و سرمایه به میان می اید باید طوری استراتزی را و مهره های بازی را بچیند که بتواند اهداف بالا دستی هایش را خشنود کند . اینکه مورینیو عاشق چلسی هست و به جای اینکه مثل مربیان دیگربه لیگ هایی که اصلا چالشی نیستند مانند بوندس لیگاوارد شود دوباره به لیگ پرافت و خیز انگلستان امد چیزی جز از علاقه های مورینیو برای چلسی نیست. ولی متاسفانه مورینیو در حلقه ای قراردارد که مالکش روسی است و روسها معمولا در بازی شطرنج در مقابل ابر قدرتها وا داده اند. شاید اگر مورینیو مربی هر تیم لیگ برتری به جز چلسی بود این همه هجمه علیه باخت او شکل نمیگرفت..
اینکه همیشه سعی کنیم عمیق بی اندیشیم و هر چیزی را در فضای خود محدود نکیم و قضایارا ان طور که به خوردمان میدهند نیبیم مطمنا میتواند در قضاوتمان اثر می کند و کلا با تغییر زاویه دیدمان نسبت به مسایل گوناگون دست های پنهان را به خوبی میتوانیم
منبع:http://rahroovan.ir/?p=169