هندسه روایی فیلم نامه ذیبا، به شکل شگفت انگیزی، مبتنی بر یک فرم دوار است. این نکته صرفا به دلیل وحدت سکانس آغازین و واپسین اثر ابراز نشده است، بلکه با اندکی تعمق می توان دریافت که مسیری که از اول روایت طی می شود، قرینه اش آینه وار، در حرکت از آخر به اول نیز نمود دارد. به عنوان مثال نگاه کنیم به چند سکانس کلیدی پی در پی ابتدای فیلم:
جنگل برفی/بیماری اوکسبال/کلیسا/غذا خوردن نزد بچه ها/موضوع کارگاه چینی تبارها/...
عنوان فیلم (Biutiful) را میتوان استعارهای از نوعی «زیبا»یی دانست که دستخوش تغییر شده؛ غروب آفتابی که اکنون در حصار دکلهای برافراشته قرار گرفته، و پسزمینههای زیبایی که روح چرکین شهرنشینی بر قامت آنها سایه انداخته است. اما تأویل دیگری نیز از این معناشناسی برمیآید که همنشینی نزدیکتری با مضمون فیلم دارد. دختر از پدر میپرسد که “Beautiful” چگونه نوشته میشود و او پاسخ میدهد: «همانگونه که خوانده میشود»؛ یعنی زیبایی را همانطور که هست ببینید. به همان شکل سادهاش. در همین تصاویر دلمرده نیز میتوان زیباییهای سرشاری یافت. فیلم انگار میخواهد به بیننده گوشزد کند که حتی در هنگام سخنگفتن از پلشتیهای روزگار، نباید بینش زیباییشناسانهی خود را از دست داد و خود در دام این آلودگیها گرفتار شد. با اینکه فیلم تماماً دربارهی نگونبختیهای انسان امروزیست و لوکیشنها اغلب شبیه زاغههای حومهشهری هستند، اما نماها شلخته و آشفته نیستند؛ برعکس، کارگردان با نشاندن فیلتری از رنگ آبی-خاکستری به روی فیلم، به آفرینش فضایی دلنشین و موقر کمک کرده است.
نام فیلم ذیبا، برگرفته از املا و تقریر نادرستی است که اوکسبال در توضیح هجای این واژه به دخترش به کار می برد. انگار همه نازیبایی های پیرامونی او، به همین سان در نگاه او زیبا شده اند. اما فرجام کار اوکسبال، نشان می دهد که به رغم تقریر نادرستش از کلمه زیبا، مسیر پیموده شده اش زیبا بود. او حالا «ذشت و ذشتی» را پشت سر نهاده است و به عمق زیبایی نائل آمده است.
منبع: نوشته های مهرزاد دانش و شاهد طاهری