طرفداری - خط هافبک با توجه به اهمیتی که این روزها در فوتبال مدرن دارد شاید بهترین نقطه برای آغاز مطالعه تاکتیکی روی تیم های مختلف باشد. با مطالعه خط هافبک 3 تیم بزرگ فوتبال دنیا در فصل جاری به حلقه های گمشده ای می رسیم که می تواند ما را به نتایج جالبی در رابطه با آینده این 3 تیم در تابستان سال جاری برساند. شاید اگر این حلقه های گمشده در تابستان سال پیش یافت می شدند، منچستر یونایتد، رئال مادرید و یوونتوس می توانستند فصل به مراتب بهتری را سپری کنند. منچستر یونایتد، به دنبال یک عدد «رجیستا» نداشتن «هارمونی» یکی از مهم ترین مشکلات «کلی» منچستر یونایتد لوئیس فن خال در فصل جاری محسوب می شود. مسئله ای که پیش از این در مطلب درجست و جوی کمی «هارمونی» به آن پرداخته بودم. با این حال اگر قصد داشته باشیم روی مسائل تاکتیکی یونایتد کمی ریزتر شویم، به حلقه گمشده ای خواهیم رسید که تاکتیک نویسان از آن تحت عنوان «رجیستا» نام می برند. رجیستا در زبان ایتالیایی به معنای مدیر است و در اصطلاح تاکتیکی به بازیکنانی گفته می شود که توانسته اند انقلابی جدید در پست هافبک تدافعی ایجاد کنند. رجیستاها در جلوی مدافعان خودی قرار می گیرند، یعنی دقیقا همان نقطه ای که هافبک دفاعی های تخصصی به آن تعلق دارند اما شرح وظایف آن ها تکمیل شده تر است. یک رجیستا علاوه بر اینکه لازم است توانایی های خوبی در فاز تدافعی داشته باشد، باید بتواند از پاس های رو به جلو با طول زیاد، ریسکی و بلند نیز استفاده کند. یک رجیستا دیگر تنها وظایف تدافعی بر عهده ندارد بلکه باید بتواند آهنگ بازی تیمش را به طور متفاوتی با دیگر بازیکنان حاضر در زمین تغییر دهد.یکی از مهم ترین مشکلات یونایتد در فصل جاری عدم وجود چنین بازیکنی است. البته یونایتد در طول سالیان گذشته بهترین بازیکنان در این پست را در اختیار داشته است. از پل اسکولز گرفته تا همین مایکل کریکی که هنوز هم در ترکیب تیم حضور دارد. اما مصدومیت های پیاپی کریک مانع از حضور با ثبات و طولانی مدت وی در فصل جاری شده است. بلیند استعداد هلندی لوئیس فن خال در بیشتر مواقع در بازی های این فصل جلوی مدافعان تیمش قرار گرفته است. گرچه این بازیکن توانایی های خوبی در پاس های کوتاه عرضی و به اصطلاح «مالکانه» دارد اما به هیچ عنوان یک رجیستا محسوب نمی شود. هررا نیز دقیقا چنین وضعیتی دارد. البته این بازیکن توانایی هایش از بلیند در فاز تهاجمی بیشتر است اما باز هم یک رجیستا به حساب نمی آِید. خوان ماتا و فلینی نیز به هیچ عنوان چنین خصوصیتی را ندارند. دقیقا به همین علت است که آمار پاس های رو به جلو، ریسکی و بلند یونایتد در طول فصل جاری به شدت پایین بوده و این مسئله انتخاب های لوئیس فن خال را در فاز تهاجمی محدود کرده است. کافی است به بازگشت کریک مقابل تاتنهام و حضور او در جلوی مدافعان تیمش بنگرید تا تغییر آهنگ بازی یونایتد را با تمام وجود احساس کنید. مایکل کریک به خوبی توانست با پاس های متفاوتش سطح بازی یونایتد را تغییر دهد و این دقیقا حلقه گمشده لوئیس فن خال در فصل جاری بوده است. بسیاری از هواداران عامیانه یونایتد معتقدند که این تیم باید یک هافبک باکس تو باکس را در تابستان آینده جذب کند و در واقع چنین بازیکنی را حلقه گمشده یونایتد تصور می کنند. اما در حقیقت فراتر از چنین بازیکنی، یونایتد به یک عدد رجیستا برای تغییر آهنگ بازی اش نیاز دارد. البته که مایکل کریک یک رجیستا قهار و خارق العاده است اما باید پذیرفت که همچون فصل جاری سن و سالش و شرایط خاص فیزیکی اش این اجازه را به او نخواهد داد که یک فصل کامل حضوری با ثبات در جلوی مدافعان تیمش داشته باشد. دیگر رجیستاهای موجود در بازار نیز شرایط کریک را دارند. ژابی آلونسو و یا آندره آ پیرلو نیز دیگر نمی توانند تیمی را برای یک فصل طولانی و پر فراز و نشیب همراهی کنند. لوئیس فن خال تابستان امسال تمام توانش را روی یافتن چنین بازیکنی صرف خواهد کرد. رئال مادرید؛ کامل نشدن حلقه ای تحت عنوان «دابل پیوت» پس از دیپورت شدن رجیستای تمام عیاری همچون ژابی آلونسو، کارلو آنچلوتی برای جبران خلا وی رو به تاکتیکی آورد که تاکتیک نویسان از آن تحت عنوان «دابل پیوت» نام می برند. دابل پیوت به 2 هافبک میانی گفته می شود که در بیشتر مواقع در سیستم 2-4-4 در مرکز میدان قرار می گیرند. این 2 بازیکن مکمل یکدیگر هستند و در واقع در کنار یکدیگر می توانند وظایف خودشان را به بهترین شکل انجام دهند. هیچ کدام از این 2 بازیکن بدون بازیکن دیگر، نمی تواند از عهده وظایف خط میانی تیم بر آید. از نمونه های دابل پیوت در فوتبال مدرن می توان به زوج پول اسکولز - مایکل کریک اشاره کرد. زوجی که سر آلکس فرگوسن به خوبی توانست آن را در یونایتد پیاده کند. از دیگر دابل پیوت های موفق زوج امرسون - پاتریک ویرا است. زوجی که فابیو کاپلو توانست با آن فصلی موفق را در یوونتوس سپری کند. کارلو آنچلوتی نیز برای جبران خلا ژابی آلونسو دابل پیوت تونی کروس - لوکا مودریچ را انتخاب کرده بود. تونی کروس به هیچ عنوان به تنهایی نمی تواند نقش یک «رجیستا» را ایفا کند. حتی اگر فرض کنیم که او علاوه بر پاس های مالکلانه استادانه، از قدرت بالایی در دادن پاس های ریسکی و رو به جلو نیز برخوردار است، اما باز هم توانایی های محدود دفاعی اش این اجازه را به او نمی دهد که به تنهایی نقش یک رجیستا را همچون ژابی آلونسو و یا مایکل کریک ایفا کند. به همین علت بود که کارلو آنچلوتی پوششی تحت عنوان لوکا مودریچ برای او در نظر گرفت. کروس و مودریچ همچون قطعات یک پازل یکدیگر را کامل می کنند. تونی کروس از توانایی های رجیستا گونه لوکا مودریچ علی الخصوص در فاز تدافعی بهره می برد و همین عامل به وی این اجازه را می دهد تا با آسودگی خاطر بیشتری در فاز تهاجمی تیمش کار کند. اما از زمانی که لوکا مودریچ به علت مصدومیت از تیم کنار رفت، تونی کروس نیز هیچ گاه نتوانست آن بازدهی گذشته را داشته باشد. دقیقا به همین علت است که او از زمان رفتن مودریچ تنها توانسته 1 پاس گل برای هم تیمی هایش ارسال کند. رفتن مودریچ دابل پیوت خلاقانه آنچلوتی را ناقص کرده بود. ایارامندی یا لوکاس سیلوا هیچ کدام نمی توانستند آنچه تونی کروس می خواهد را ارائه دهند و همین عامل یکی از مهم ترین علت های افت رئال مادرید در هفته های اخیر محسوب می شود. کارلو آنچلوتی شاید بهتر بود که در تابستان گذشته فکر چنین روزی را می کرد. مصدومیت یکی از حلقه های دابل پیوت می تواند تمام تیم را تحت تاثیر قرار دهد و چه بهتر است اگر جانشینان قانع کننده ای روی نیمکت حضور داشته باشند. البته سامی خدیرا آماده و سرحال نشان داده که بازیکن با کیفیتی است اما شرایط منحصر به فرد او همواره طی 2 سال اخیر مادرید را از حضور مستمر و باثباتش منع کرده است.تابستان جاری کارلو آنچلوتی در صورتی که همچنان روی نیمکت مادرید حضور داشته باشد، باید حتما به فکر جاشینان قانع کننده ای برای دابل پیوت دوست داشتنی اش باشد. یوونتوس؛ همچنان در حسرت «اینگنچه»
یوونتوس صد البته حتی رو ویلچر نیز این سال ها فاصله ای کهکشانی با دیگر تیم های حاضر در سری آ دارد اما باید پذیرفت در مجموع آن ها نیز خیلی کامل نیستند. بسیاری از هواداران فوتبال بر این عقیده اند که خط هافبک یوونتوس یک خط هافبک کامل و تمام عیار است اما چنین فرضیه ای کاملا اشتباه به نظر می رسد. آلگری در سیستم 2-1-3-4 مورد علاقه اش البته ابزار قابل قبولی را در خط هافبک در اختیار دارد اما در نقطه ای که باید این ابزار کامل شوند، کارش لنگ می زند. یووه گرچه رجیستایی تمام عیار همچون پیرلو، هافبک باکس تو باکسی پر انرژی همچون ویدال و یک شاتلر( متصل کننده فاز تدافعی به فاز تهاجمی) منحصر به فرد همچون پوگبا در اختیار دارد اما از داشتن یک عدد «اینگنچه» در پشت 2 مهاجمش رنج می برد. اینگنچه اصطلاحی متعلق به آمریکای جنوبی است که در میان تاکتیک نویسان رواج زیادی دارد. به معنای ایتالیایی اینگنچه همان ترکوارتیستا و به معنای انگلیسی همان پلی میکر خودمان است. بازیکنی خلاق که در ساده ترین اصطلاح از آن تحت عنوان بازیکن شماره 10 نام برده می شود. یووه امسال و در هر 3 سال گذشته از داشتن چنین بازیکنی بی بهره بوده است. پریرا خرید تابستان سال گذشته تیم نیز گرچه تکنیک قابل قبولی دارد اما هوش، ذکاوت و قدرت گلزنی بسیار پایینی برای بازی در این پست دارد. پول پوگبا از دید بعضی هواداران یووه بهترین گزینه برای بازی در این پست محسوب می شود اما باید پذیرفت که این جواهر فرانسوی علی رغم تکنیک قابل قبول و قدرت شوت زنی مثال زدنی اش باز هم آن تمرکز و دقت لازم برای دادن پاس های کلیدی نهایی را در این پست ندارد. دقیقا به همین علت بود که آلگری و ماروتا در زمستان به دنبال وسلی اسنایدر بودند. یووه باید بپذیرد با توجه به سیستمی که زیر نظر آلگری ارائه می دهد، بدون یک اینگنچه قهار نمی تواند در شرایط طبیعی عنوان قهرمانی در اروپا را به دست آورد. تابستان سال جاری برای یووه نیز بسیار سرنوشت ساز می تواند باشد. جایی که آن ها در کنار بازگرداندن امثال روگانی، زاتزا یا براردی، باید تمام توان خود را نیز برای خرید یک اینگنچه به کار گیرند.

