طرفداری- بازنمایی نقش تاریخی دیگو فورلان در آنفیلد آن هم بعد از سیزده سال آن قدرها اتفاق ویژه­ ای هست که خوان­ ماتای اسپانیایی برای یک شب هم که شده فوتبال را کنار بگذارد و به تاسی از فدریکو لورکای هم وطن شاعرانگی پیشه کند و توی وبلاگش از بازی­های کودکی در زمین­ های پر از گل و لای بگوید. بعد هم از همان ­جا پرواز کند به رویای دابل ­نت کردن در بزرگ­ ترین مسابقه ­ی سال و بنویسد که رستگار شده و البته که رستگار شده.، ماتا در دربی شمال غرب، درست جایی روی مرز بهشت و جهنم دوگانه کرده است؛ او این کار را با پیراهن منچستریونایتدی انجام داده است که  هواداران قدرشناسش بعد از تمام این سال ­ها، هنوز هم قبل از هر بازی در آنفیلد دوگانه فورلان را در شبکه­ های اجتماعی­ دست ­به ­دست می­ گردانند و هزار قصه ­ی پر طول­ و ­تفصیل در وصف آن روزها می­ نویسند. قصه­ هایی که دیگو فورلانِ سی­ و شش ساله را سر ذوق آورده تا بعد از یازده سال جهان­گردی مصاحبه کند و از تمایلش برای بازگشت به الدترافورد، آن ­هم در قالب هوادار یونایتد بگوید. چرخ روزگار اگر به ­همین فرمان بگردد حتما یک ­روز هم خوان ­ماتای پیر را سر ذوق خواهد آورد.

 کنار رویای شیرین ماتا و البته کارمای تلخ استیوی، تاریخ یک­شنبه شب با فن­ خال هم مهربان ­تر  بود. آن هم درست زمانی که با یک جستجوی کوتاه در گذشته می­ توانیم به نهم ژانویه­ ­1993 بازگردیم و پاس گل فرازمینی اریک­ کانتونا به دنیس ­اروین در برابر تاتنهام را به خاطر بیاوریم. بعد هم پشت پیراهن آنخل­ دی­ ماریا همان شماره ­ای را پیدا کنیم که پشت پیراهن اریک هم بود. به ­هرحال این هم از مزایای بازی­ های بزرگ و حماسی است؛ شما می توانید سی و پنج دقیقه ی تمام محو باشید و بعد در یک لحظه، یکِ ماتا را با یک ضرب دو کنید و منگنه بشوید به تاریخ پر افتخار ترین باشگاه انگلستان؛ در واقع این ­جا، در یکی از دو دربی بزرگ دنیا همان ­طور که اولین اشتباه خیلی وقت­ ها آخرین اشتباه خواهد بود، یک چنین تک حرکت هایی  هم برای همیشه ماندن در کتیبه ­ی یکی از دو باشگاه کافی است.

آدرنالین؛  این حقیقت غیرقابل انکار لیگ برتر انگلستان است. بعد از حذف­ تیم های انگلیسی چون تاتنهام، لیورپول، چلسی، آرسنال، منچسترسیتی و اورتون از رقابت­های اروپایی زندگی و فوتبال هنوز همان­ طور که همیشه بوده، دست نخورده باقی مانده است.  اتفاق همیشه رخ می ­دهد، دلایل خودش را هم دارد؛ شاید فرط خستگی، شاید اشتباهات مربیان، شاید بدشانسی، شاید فوق ­العاده بودن بارسلونا و البته غیبت منچستریونایتد. این ­ها را که کنار هم بگذاریم، پس از تمام این نتایج باز هم می ­رسیم به زیبایی که هنوز ماهیت ­تک تک  تماشاخانه­ های لیگ ­برتر است. هرقدرهم که این تب، اگر بشود اسمش را تب گذاشت، ادامه پیدا کند؛ مرگی از راه نخواهد رسید. حالا آنتی جزیره­ ها هرچه ­قدر که می­ خواهند شست توی زخم  شکست­ هایش فروکنند و مرگش را فریاد بزنند؛ واقعیت را که نمی ­توانند انکار کنند، می­ توانند؟