طرفداری- ستایش کردن از مربیان لیگ برتری به خاطر تلاشی که در گرم نگه داشتن کورس بالانشینان جدول انجام داده اند، حالت مبهم و عجیبی به خود گرفته است. لوئیس فن خال به دلیل اینکه دیرتر از زمانِ باید؛ موفق به  پیدا کردن فرمول موفقیت در منچستریونایتد شده است مورد تحسین قرار می گیرد. در جایی دیگر، برندان راجرز به دلیل به کلی دگرگون کردن فصل لیورپول مورد ستایش کارشناسان قرار گرفته است، کارشناسانی که ادعا می کنند موفقیت او در این فصل پر رنگ تر از موفقیت تیم سال گذشته وی بود که برای کسب عنوان قهرمانی می جنگید. در میان این مدح ها و کلمه های رنگارنگ از ستایش، مردی حضور دارد که تقریباً سهمی از این واژه های تقدیرآمیز نداشته است. زمان آن رسیده است تا از توانایی های آرسن ونگر برای نجات دادن فصل آرسنال، کاری که او تقریباً هر ساله در حال انجام دادن است، گفته شود. اگر به دسامبر سال گذشته برگردیم، آرسن ونگر را می بینیم که به نظر می رسید در لبه پرتگاهی قرار دارد که سقوط از آن، پایانی تلخ و تراژیک را برای او در بر خواهد داشت. شکست 2-3 مقابل استوک سیتی هواداران آرسنال را به خشم آورده بوده و در حالی که تیم در راه بازگشت به لندن بود، صحنه های ناخوشایندی در حال رقم خوردن برای او بود؛ مورد توهین قرار گرفتن توسط هواداران خودی. از آن روز تا به حال، آرسنال 22 بازی انجام داده است. آن ها در 18 بازی پیروز شده اند که این نشان دهنده ثبات خیره کننده این تیم است. "ثبات"را می توان نماد عملکرد ونگر در نیم فصل دوم فصل جاری به حساب آورد. در حقیقت، او به حدی قابل اطمینان شده است که ما ناخودآگاه خودمان را به خاطر دست کم گرفتن موفقیت های وی ملامت می کنیم. حتی پس از آن شکست تلخ که در برابر استوک رقم خورد، برخاستن دوباره آرسنال و کسب سهمیه لیگ قهرمانان توسط این تیم امری مسلم و اجتناب ناپذیر به نظر می آمد. البته که این مسئله نباید چیزی از ارزش های کاری که ونگر انجام داده است بکاهد. مطمئناً افرادی وجود دارند که ادعا می کنند مقصر تزلزل های آرسنال در مقاطع ابتدایی فصل کسی جز شخص آرسن ونگر نیست، زیرا او بود که باید با خریدن یک مدافع بیشتر و یک هافبک که قادر به کنترل میانه میدان باشد، به تقویت تیم خود در تابستان گذشته می پرداخت. این انتقاد البته که درست است، اما با تکیه بر همین مدعا، شما می توانید راجرز را برای خرید بالوتلی و فن خال را برای عدم موفقیت در خرید یک مدافع میانی با تجربه سرزنش کنید. این نکته تأثیری در شیوه ای که آن ها در طول فصل تیم های خود را هدایت کرده اند نخواهد گذاشت. همانند دو مربی ذکر شده دیگر، ونگر نیز این انعطاف و جسارت را در به هم ریختن ترکیب اولیه خود برای رسیدن به ترکیبی برنده نشان داده است. در دروازه، او دروازه بان اول تیمش، وویچک شزنی را به پشتوانه داوید اوسپینا،که اولین سال بازی در لیگ برتر را تجربه می کند، به نیمکت آورد. او هکتور بلرین نوجوان را از آکادمی به ترکیب اصلی خود اضافه کرد و از ناچو مونرئال، پیستونی قابل اعتماد و کاربردی ساخته است. ونگر همچنین به گونه هیجان انگیزی خط میانی آرسنال را از نو شکل داده است. استفاده از سانتی کازورلا در لایه های عمیق تر خط میانی باعث شد تا این هافبک اسپانیایی در ماه های دسامبر و ژانویه به عنوان بهترین بازیکن لیگ انگلستان از نظر کارشناسان لقب بگیرد. او قدرت اثربخشی مسوت اوزیل را دوباره به وی باز گرداند و به کمک وینگرهای سخت کوشی همچون الکسیس سانچز، دنی ولبک و اوکسلید چمبرلین وی را تحت حمایت قرار داد. شمایل جدید آرسنال در فازهای هجومی بیشتر از همه به نفع اولیویه ژیرو تمام شده است که در بهترین فرم فوتبالی عمرش قرار دارد. ونگر همچنین در پوشش دادن حفره های ترکیب تیمش خلاقیت نشان داده است. او شاید در ابتدا از  سر ناچاری به فرانسیس کوکولین روی آورد، اما در متوجه شدن پتانسیل های هموطن فرانسوی اش موفق بود و با اعتماد کردن به او، وی را به ترکیب اصلی تیمش وارد کرد. هنگامی که پنجره نقل و انتقالات زمستانی در ماه ژانویه گشوده شد، او در حالی موفق به پیدا کردن یک مدافع میانی جدید شد که خیلی از باشگاه های بزرگ اروپا با نیتی مشابه وارد بازار نقل و انتقالات شدند و در پیدا کردن بازیکن مورد نظرشان ناموفق بودند. تا به این لحظه، گابریل پائولیستا شمایل مدافعی هوشیار و جنگنده  را از خود نشان داده است. پس از کریسمس، آرسنال موفق به بردهای خارج از خانه در مقابل هر دو تیم شهر منچستر شده است. مهم تر از این، آرسنال این شانس را دارد که به عنوان تیم دوم جدول، فصل را به پایان برساند و همچنین فینالیست احتمالی جام حذفی انگلستان خواهد بود. اگر رقابت های این فصل را به سال 2015 محدود کنید، بازی خانگی این تیم مقابل موناکو به یک انحراف غیرعادی در مسیر شبیه خواهد بود. ونگر بار دیگر آرسنال را از منجلاب بیرون کشیده و در حال دست یافتن به نتیجه ای قابل ستایش است. اگر او پس از بازی با استوک از سمت خود استعفا می داد و مربی جدیدی موفق به کسب این نتایج می شد، از او به عنوان نابغه ای در مربی گری نام برده می شد. تنها دلیلی که ما شاهد جنجال رسانه ها درمورد ونگر نیستیم این است که متأسفانه ما در طول سال ها به تحول های بی بدیل ونگر در طول فصل عادت کرده ایم.