فینال لیگ قهرمانان...بازی رئال مادرید و رقیب همشهری خود،اتلتیکو مادرید...طرفدار هیچ یک نبودم و فقط چون پدرم رئالی بود بیشتر دوست داشتم رئال قهرمان شود... وقتی گودین توپ را وارد دروازه رئال کرد احتمالش را می دادم که رئال بتواند جبران کند...آن شب هیچ کدام از بازیکنان را نمیشناختم.فقط رونالدو را به خاطر شهرت زیادش کم و بیش می شناختم.وقتی نود دقیقه تمام شد مطمئن بودم که رئال کاری از دستش بر نمی آید... تااینکه باضربه سرراموس بازی مساوی شد و بعد باگل بیل و مارسلو و رونالدو این رئال بود که قهرمانی خودرا تثبیت کرد...من تا به حال فوتبالی به این زیبایی ندیدم...آن شب واقعا ایکر من را عاشق خود کرد...هنوز اشک هایش را به یاددارم...وقتی جام رابالای سربرد ...یادم است فردایش درمدرسه برای همه دوستانم تعریف کردم...شب خیلی خوبی بود و من هیچ وقت خاطره ی قهرمانی شیرین رااز یاد نمی برم...