کوئینتین تارانتینو متولد شهر ناکسویل در ایالت تنسی آمریکاست. وی فرزند بازیگر و نوازنده موسیقی، تونی تارانتینو و کانی مکهیو، یک پرستار، است. وی یک برادر ناتنی کوچکتر از خودش به نام ران دارد. پدر وی از تبار ایتالیاییها و مادرش از تبار ایرلندیهای ساکن آمریکاست. پدر و مادر کوئینتین پیش از تولدش از هم جدا شدند و او توسط مادرش پرورش یافت. طبق گفتههای خود تارانتینو، مادرش مدتی وارد رابطهای با قهرمان بسکتبال، ویلت چمبرلین شده بود.
تارانتینو به همراه مادرش ابتدا به محله تورانس و بعد به هاربر سیتی، در لسآنجلس نقل مکان میکنند و در همین دوره بود که وی وارد کلاسهای نمایش میشود. او تا دوران دبیرستانش در همین شهر ساکن بوده و در نهایت در سن ۱۵ سالگی تصمیم میگیرد برای شرکت کردن تماموقت در کلاسهای بازیگری، تحصیل در مدرسه را ترک کند.
تارانتینو به عنوان کارگردان، نمایشنامه نویس، هنرپیشه و تهیه کننده شاید یکی از برجسته ترین و به یاد ماندنی ترین استعدادهایی بود که در اوایل دهه نود میلادی در صنعت سینما پدیدار شد. بر خلاف نسل قبلی فیلمسازان آمریکایی، تارانتینو هنر خود را با تجربه و کار بدست آورده بود و تحصیلات دانشگاهی خاصی در این زمینه نداشت. شاید به همین دلیل بود که توانست سبک جدید و مستقلی را در صنعت سینما ایجاد کند. فیلمهای او تریلرهای (فیلمهای هیجانی) بودند که هوش و ذکاوت خاصی در آنها به کار رفته بود. و مکالمات منحصربهفرد در آنها خودنمایی میکرد. و البته خشونت هم جزء جدایی ناپذیر این فیلمها بود. تارانتینو در ابتدا کار خود را با هنرپیشگی آغاز کرد که نقشهای کوچکی بودند. او مدتی در آرشیو فیلم ساحل منهتن (واقع در ایالت کالیفرنیا) کار میکرد و در همین زمان دورههای آموزشی را هم در زمینه سینما گذراند.
در مدتی که او در سواحل منهتن کار میکرد شروع به نوشتن یک فیلمنامه به نام عشق حقیقی کرد. و آن را در سال ۱۹۸۷ تکمیل کرد. تارانتینو به همراه همکار خود راجر آوری (که او هم بعدها کارگردان شد) به دنبال سرمایهگذار میگشتند تا فیلمنامه را تبدیل به فیلم کنند. بعد از سالها چانه زنی و جواب رد شنیدن او تصمیم گرفت فیلمنامه خود یا همان عشق حقیقی را بفروشد. عشق حقیقی بعد از چند بار دست به دست گشتن به دست کارگردان معروف تونی اسکات افتاد.
در مدتی که تارانتینو به دنبال سرمایهگذار میگشت فیلمنامه قاتلین بالفطره را نوشت. او بار دیگر توان رفتن به دنبال سرمایهگذار را نداشت و فیلمنامه را به شریکش، رند واسلر داد. سپس پولی را که از فیلمنامه عشق حقیقی بدست آورده بود برای هزینههای پیش تولید فیلم سگهای انباری خرج کرد. بعد از اینکه هاروی کیتل حاضر شد در این فیلم بازی کند شرکت لایو اینترتینمنت سرمایهگذاری روی این فیلم را قبول کرد. این فیلم در فستیوال ساندنس سال ۱۹۹۲ بر سر زبانها افتاد. در حالیکه طرفداران و منتقدان زیادی از تارانتینو تمجید کردند ولی افراد زیادی هم علیه او قلم زدند. در سال ۱۹۹۳ تارانتینو فیلمنامه بعدی خود را به نام داستانهای عامه پسند نوشت و آن را کارگردانی کرد. این فیلم سیر داستانی سه جنایت در همتنیده را بیان میکرد. و فیلم پر هزینه عشق حقیقی تونی اسکات هم در همان سال اکران شد.
در سال ۱۹۹۴ تارانتینو از یک چهره تازهکار به فردی مشهور تبدیل شده بود. فیلم داستانهای عامه پسند جایزه نخل طلا را در فستیوال فیلم کن بدست آورد. و در آن زمان تارانتینو مورد توجه مطبوعات قرار گرفت. قبل از نمایش فیلم در ماه اکتبر، الیور استون نسخهای از قاتلین بالفطره را روانه سینماها کرد که بسیار مورد توجه قرار گرفت. تارانتینو مدتی از سینما فاصله گرفت تا بتواند روی فیلمنامه بعدی خود تمرکز کند. فیلم داستانهای عامه پسند برایش ۸ میلیون دلار درآمد داشت. این فیلم در نهایت موفق به کسب درآمدی معادل ۱۰۰ میلیون دلار شد و در بسیاری از شهرهای آمریکا در صدر جدول فروش بود. داستانهای عامه پسند همچنین نامزد دریافت شش اسکار شد که شامل بهترین تصویر سازی، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه (برای تارانتینو و اوری)، بهترین هنرپیشه (جان تراولتا)، بهترین بازیگر مرد نقش دوم (ساموئل ال جکسون) و بهترین نقش دوم زن (اما ترومن) میشد. بعد از این موفقیت تارانتینو در برنامهها و مصاحبههای مختلف تلویزیونی دعوت میشد و در صدر توجهات قرار داشت.
و داستان تارانتینوی بزرگ شروع شد...