طرفداری- این روزها که در ایام تعطیلات سال نو به سر می بریم و بازی های لیگ تعطیل هستند، اصولا باید شاهد رکود خبری فوتبال داخلی باشیم ولی در عمل شاهد این هستیم که اهالی فوتبال کشورمان دست به دست هم داده اند و با انواع رفتارها و گفته های جنجالی خود رکود خبری این روزها را از بین برده و خود را در راس اخبار قرار داده اند. از انواع مصاحبه های طعنه دار گرفته تا رفتارهای عجیب در تمرینات و خارج از زمین فوتبال، اخبار این روزهای فوتبال ایران را تشکیل می دهند.

در فوتبالی که روی کاغذ چهارده سال از حرفه ای شدنش می گذرد، هنوز هم شاهد گفتار و کردار غیر حرفه اهالی هستیم که هر کدام به نوبه خود در حال سوق دادن فوتبال ایران به سمت حاشیه هستند. بی انضباطی بازیکن در تمرین و عدم مدیریت صحیح سرمربی که در نهایت منجر به ایجاد یک حاشیه بزرگ می شود، اتفاقی است که تقریبا به یک مساله عادی تبدیل شده و جدیدترین نمونه آن اتفاقی بود که در تمرین روز شنبه پرسپولیس رخ داد و بار دیگر شاهد بروز اختلاف بین درخشان و صادقیانی بودیم که از ابتدای حضور سرمربی جدید ساز ناسازگاری با وی را می زند و درخشان هنوز موفق به کنترل این بازیکن جوان نشده است. سوالی که اینجا مطرح می شود این است که آیا یک سرمربی که سال ها در انتظار هدایت تیم بزرگی چون پرسپولیس بود نباید قدرت آرام کردن جو تیم خود و برخوردی قاطع با بازیکنان متخلف را داشته باشد؟

از این اتفاق که بگذریم می رسیم به درگیری مجازی فرزند امیر قلعه نویی با پولاد کیمیایی بازیگر و پسر مسعود کیمیایی کارگردان کار کشته سینما که از یک اظهار نظر از سوی پولاد کیمیایی آغاز و با پاسخ تند فرزند قلعه نویی به پایان رسید. البته با توجه به الفاظ رد و بدل شده نباید این موضوع را تمام شده بدانیم چرا که تجربه نشان می دهد این قصه همچنان ادامه خواهد داشت. در اینکه پولاد کیمیایی در اظهار نظر خود سخن حق به زبان آورده است یا خیر هیچ قضاوتی انجام نمی دهیم ولی سوال اینجاست که چرا باید فرزند سرمربی تیم بزرگی چون استقلال به خود اجازه ورود به مساله ای را بدهد که در حیطه وظایفش نمی گنجد. شاید جواب این باشد که وی از پدرش دفاع کرده است، ولی آیا فوتبال ما آنقدر بی در و پیکر است که در آن شاهد کل کل و قشون کشی و جانب داری افرادی باشیم که به خود این اجازه را می دهند حاشیه را با دوزی نامحدود به فوتبال کشور تزریق نمایند؟ اگر این رویه در فوتبال دنیا مرسوم بود باید هر روز شاهد صدور بیانه فرزندان سرمربیان مطرح دنیا در حمایت از پدران شان بودیم که مورد نقد افراد مختلف قرار می گرفتند و اینجا بود که نام فرزندان امثال آرسن ونگر و ژوزه مورینیو و دیگران را بایستی بیشتر از خودشان می شنیدیم! شاید هم فرزندان این سرمربیان پدرانشان را دوست ندارند که در برابر انتقاداتی که از آنها می شود، سکوت می کنند!

هر روز فوتبالی در ایران همراه است با چنین اتفاقاتی که در این مطلب فقط به دو مورد آن اشاره شد ولی اگر بخواهیم آنها را لیست کنیم نیاز به طوماری بلند بالا خواهیم داشت. شیوع بی اخلاقی و رد و بدل شدن اظهارنظرهای حاشیه ساز در فوتبال ایران به گونه ای مرسوم شده که دیگر هیچ حد و مرزی برای خود حرف و راوی آن وجود ندارد. چه خوب است در سال جدید اهالی فوتبال در وهله اول در رفتار و کردار خود دقت کنند و در وهله دوم با توجیه اطرافیان خود اجازه رقم خوردن حواشی رنگارنگ باب شده را ندهند.