آقای هافبک دفاعی. چه بدجایی است این قسمت از زمین! قلب هر تیم. وقتی آن نقطه را به تو میسپارند، باید مثل کارگر زحمت بکشی، مهندسوار طراحی کنی، دقیق باشی مانند ساعت و خلاق مثل هنرمند.
با فرو ریختن رکورد علی دایی در تعداد بازیها و گذر از رکورد علی کریمی در تعداد گلهای ملی، بازوبند کاپیتانی و پیراهنی که 15 سال به امانت نزد او بود را به تیم ملی پس داد. هنوز حتی یک «دل نوشته» هم در جهان مجازی ندیدم کسی تقدیمش کرده باشد. یا حداقل ویژه نامه مرسوم سایتها و روزنامهها هنگام خداحافظی بازیکنان بزرگ.
151 بازی ملی! طی این سالها چقدر فحش خورد. چون استار نبود؟ از کسانی اهانت شنید که 151 بازی گل کوچک در کوچه هم برایشان دست نیافتنی است. اما از میروسلاو بلاژویچ تا برانکو ایوانکوویچ، قلعهنویی، دایی، افشین قطبی و کیروش، هیچکس نتوانست نکو را از قلم بیاندازد.
میشناسیم ستارگانی که سالها مردم را منتظر گذاشتند برای آویختن کفش ملی. اما جواد در اوج رفت. میبینید که، پشت سرش هم جوانها صف نکشیدهاند! از بس فوتبال سازندهای داریم.
در طالع این پسر باهوش میتوان یک مربی بزرگ را دید. سلامی دوباره به فوتبال. آغاز مربیگری از آکادمی اوساسونا. اما فعلاً حق کاپیتان نکو، برپایی بازی پرشکوه خداحافظی است، به پاس تجلیل از خدمتگذار فوتبال ایران. مردی که سالهای جوانیاش را به تیم ملی اهدا کرد.



