لحظه به لحظه اون بازی رو یادمه...
یادمه که چطور تو دو دقیقه دوتا گل زدیم...اون شب من از خوشحالی تا صبح گریه کردم و خوابم نبرد...اوج هیجان...اوج لذت...
.
.
سه شنبه 9 آوریل 2013 ورزشگاه سیگنال ایدونا پارک شهر دورتموند آلمان
جو عجیب استادیوم قبل از بازی دیدنی بود...
بازی شروع شد...بیشتر بازی دست دورتموند بود تا این که رسید به دقیقه 25 و اولین گل که خواکین برای مالاگا زد یه سر توپ و یه شوت زمینی و آروم...
بعدش تیممون به خودش اومد و شروع به حمله کرد اگه اشتباه نکنم دقیقه 40 بود که روی حرکت از سمت راست از ماریو گوتزه و پاس فوق العاده بی نظیر و زیبای مارکو رویس به روبرت لواندوفسکی گل تساوی رو زدیم و کمی بعدش نیمه اول تموم شد...
بازی دست تیممون بود تا دقیقه 82 که روی حرکت باپتیستا و ضربه ای که به طرف دروازه زد الیشیو با پای خودش توپو گل کرد...اما گل آفساید بود..خیلی هم آفساید بود...
من بعد گل دوم مالاگا داشتم له میشدم...با خودم فکر میکردم که ای کاش قدر اون همه موقعیت هایی که تو بازی رفت هدر دادیم رو میدونستیم...
داشت بازی تموم میشد...من تقریبا امیدم رو از دست داده بودم...اما دقیقه 90 و گل مارکو رویس یه کم امید ها رو برگردوند...
اما...یعنی میشد یه گل دیگه زد؟
من بعد اون گل جون تازه ای گرفتم و روی پاهام وایساده بودم و تیم محبوبم رو تشویق میکردم...
و فریم آخر دقیقه 92
پرتاب اوت ازمارسل اشملزر...سانتر از روبرت لواندوفسکی...دفع ناقص از بازیکنای مالاگا و ضربه دوباره از لوا و توپ سرگردان که بعد ضربه شبیر که رسید به فیلیپه سانتانا و..................گگگگگگگگگگگگگگلللللللللللللللللللللللللللل!!!!!!!!!!!!
خونه مون از داد من منفجر شد...استادیوم هم همین طوری بود..
نمیتونستم خودمو کنترل کنم...الانم که اینا رو دارم تایپ میکنم اشک تو چشام جمع شده...
یادش بخیر...!!
امشب دومین سالگرد اون بازی بی نظیر:
9/4/2013
9/4/2015