یک بار دگر حرم حرم خواهد شد مانند قدیم محترم خواهد شد تا صحن تو گر پای جسارت برسد با تیغ یدالله قلم خواهد شد از حنجره ی خسته ی تو می ترسند از دست به غل بسته ی تو می ترسند هر ترکش خمپاره به گوشم می گفت از سایه ی گلدسته ی تو می ترسند سرباز بصیر مکتب الاحرارم در فتنه ی آخر الزمان بیدارم جان بر کف زینبیه ام میگویم از توله سگان سلفی بیزارم کم مانده که احساس حقارت بکند دیگر چه رسد فکر شرارت بکند باید ز روی جنازه مان رد بشود خواهد به حریم تو جسارت بکند علیرضا خاکساری صلوات