طرفداری- این اولین بار نیست که سریال و فیلم های ایرانی مورد اعتراض قشرهای مختلف اجتماعی قرار می گیرد. همه کسانی که از این قشرهای مختلف اعتراض می کنند با این دلیل که چرا باید آن ها مورد نقد قرار بگیرند به ساخت این برنامه ها، سریال ها وفیلم ها اعتراض می کنند. پرستاران، وکلا، پزشکان، فعالین حقوق زنان، روحانیون، مامورین گشت ارشاد، دولتمردان، حتی شرکت های هواپیمائی و رانندگان تاکسی، رفتگران، اقلیت های قومی و قبیله ای بارها نسبت به ساخته شدن فیلم وسریالی که آن ها را مورد سیبل قرار می دهد اعتراض کرده اند و به دنبال اعتراض آن ها سریال ها و فیلم هائی بوده که به محاق توقیف رفته است. در این بین تنها قشری که هنوز نسبت به سوژه شدن خودش اعتراض نکرده فوتبالیست ها بوده اند.
با وجود این که سریال ها و فیلم های زیادی در مورد فوتبال ساخته شده و حتی دایره نقد فوتبالیست ها بسیار تیزتر و مشخص تر نیز بوده تاکنون اعتراض خاصی از سوی فوتبالیست های کشور صورت نگرفته تا نشان دهد این بندگان خدا دیگر به اعتراض و نقد خودشان عادت کرده اند. جالب است که در بسیاری از این سریال ها به طور مشخص از بعضی فوتبالیست ها الهام برداری و تشابه سازی نیز می شود ولی به طور مثال امیر قلعه نویی که چندان هم شخصیت نقد پذیری نیست، در جواب الهام سازی مهران مدیری از حرکت معروفش در کنفرانس مطبوعاتی تنها به او توصیه کرد که کاش عینک نمی گذاشت. در طول این مدت شاید تنها علی دایی یک بار از تقلید لهجه و صدایش در صداوسیما به شدت گله کرد و بقیه حتی نسبت به این سریال ها ابراز علاقه نیز کردند که نمونه آخر نیز سریال پژمان بود که با وجود این فوتبالیست ها را عده ای کم سواد کوته بین ظاهر بین فرصت طلب تصویر کرده بود با این حال کمتر کسی نسبت به این سریال واکنش منفی نشان داد و عده ای مثل علی پروین و پیروانی و بقیه با اشتیاق اعلام کردند به این سریال علاقه مند هستند و یا بازی پژمان جمشیدی را ستودند.
جنبه پذیری فوتبالیست ها به دلیل روحیه دموکراسی و انتقاد پذیری این قشر نیست، به نظر می رسد دایره نقد فوتبالیست ها آن قدر بالا رفته که آن ها دیگر جنبه نقد خودشان را پذیرفته اند و با طنزهای صورت گرفته نیز همراهی می کنند. در صداوسیما تنها برنامه انتقادی آزاد این رسانه نود و برنامه های ورزشی دیگر است که گاهی کار فوتبالیست ها را به نشانه تمسخر نیز نشان می دهد، در رسانه دیگر نیز تنها روزنامه های ورزشی از انجام هرگونه نقد نسبت به موضوعات ورزشی آزاد هستند و به قول یکی از روزنامه نگاران این عرصه حتی می توانند زیرپوستی مشکلات اصلی کشور را نیز به آن ربط دهند ، بدون این که کسی به آن ها گیر بدهد. وقتی دایره نقد جریانی به این درجه برسد نقد پذیری در جامعه راحت تر صورت می گیرد. در مورد فوتبال خیلی راحت از ناصر حجازی می توانند بپرسند علت ناپاکی در فوتبال چیست و جواب او جنجال بزرگی و جواب دندان شکنی نسبت به وضعیت کشور تفسیر شود که تنها فوتبال نیست که باید از وضعیت آن انتقاد کرد. متاسفانه این امر در مورد بخش های مختلف دیگر هنوز صورت نگرفته و از همین رو آن ها نسبت به انتقادات از خود واکنش های منفی نشان می دهند. جامعه امروز مشتاق شنیدن نقد است، بی آن که خودمان متمایل به نقد خودمان باشیم .برای این که این وضعیت بشکند تنها چاره کار این است که به مانند فوتبال فضائی بدون پرده تر را فراهم بیاوریم، وگرنه حتی برای یک سریال ضعیف هم باید شاهد قشون کشی این و آن باشیم.



