سیستم‌ها و ترکیب‌های اولیه

هر دو تیم از 3-3-4ی خطی با یک هولدر مشخص، سه مهاجم و چهار مدافع استفاده کردند.

PSG در نبود زلاتان ابراهیموویچ به خاطر محرومیت و بسیاری دیگر به خاطر مصدومیت، با ادینسون کاوانی در نوک خط حمله، خاویر پاستوره در جناح چپ، یوهان کابای در نقش هافبک دفاعی، آدرین رابیو در خط میانی و مارکینیوش در خط دفاعی بازی را آغاز کرد.

بارسلونا در نبود دنی آلوز از مارتین مونتونیا در دفاع راست، جرارد پیکه و خاویر ماسکرانو در خط دفاعی و مثلث طلایی لیونل مسی، لوئیز سوارز و نیمار در خط حمله استفاده کرد.

بارسلونای چیره

هر دو تیم به سرعت ریتم گرفتند: بارسلونا مالکیت توپ را به دست گرفت و PSG با تشکیل یک بلوک عمیق، در زمین خود تجمع کرد. داده‌های مالکیت توپ پایان بازی — میهمان 63% مالکیت داشت، به نقل از WhoScored.com — قصه شارش جریان بازی را در نیمه اول بیان می‌کنند.

مردان لورن بلان کار سویچ کردن توپ و استفاده از مناطق مختلف را برای بارسا بسیار آسان کردند و چیزی از بازی نگذشته بود که جوردی آلبا با دو نفوذ از سمت چپ خط دفاعی، در آن کانال برتری نفری برای بارسا ایجاد کرد. گاهی حتی شاهد این بودیم که هر 11 بازیکن PSG در فاصله 40 یاردی (36 متری) از دروازه خودشان بودند و به جای پرس کردن برای پس گرفتن توپ، صبورانه منتظر بودند تا از اشتباهات احتمالی رقیب استفاده کنند.

1- فشاری به صاحب توپ آورده نمی‌شود | 2- کاوانی عملاً پرس نمی‌کند | 3- سرعت بازی در حد پیاده‌روی | 4- PSG عمقی و با وضعیت دفاعی تخت

مسئله این بود که وقتی هم PSG توپ را گرفته و فرصت زدن ضد حملاتی را می‌یافت که شدیداً به دنبال‌شان بود، همه چیز را خراب می‌کرد. آن‌ها با پیچیده کردن بیش از حد اوضاع، قدم بر روی پای خودشان می‌گذاشتند و تنها بلز ماتوئیدی از پست LCM قادر به حمل سریع، مؤثر و بی‌اشتباه توپ به جلو بود.

تردید لاوتزی اغلب نیروی محرکه را می‌کشت، کنترل توپ از فاصله نزدیکِ پاستوره نامطمئن بود و وی بارها توپ را در میان پاهای خودش از دست داد و آدرین رابیو پاس‌های بیمارستانی بسیاری به خط میانی رقیب داد. بدتر از همه کاوانی بود که در پست مهاجم مرکزی توپ را از دست داده و با دریافت‌های اشتباه توپ، تک تک حملات را تخریب کرد.

در یک ضد حمله مخصوص شاهد این بودیم که ماتوئیدی در سمت چپ یورش برد و پاسی را در دریایی از فضا به کاوانی داد اما او پیش از اولین لمس توپ بر روی پای خودش رفت و به بارسا اجازه داد تا توپ را ربوده و خطر را رفع کند.

همچنین این PSG بود که به هنگام مالکیت توپ اولین اشتباه را کرد، آن هم زمانی بود که سرخیو بوسکتس در سمت راست توپ را از رابیو گرفت و پس از هشت لمس توپ روان، نیمار پاس عمقی نرم مسی را به اولین گل بارسا تبدیل کرد.

افزایش آنچه در خطر است

در نیمه اول برای قطع جریان بازی مالکیت‌محورانه بارسلونا می‌شد کارهای بیش‌تری انجام داد. اما PSG برای 45 دقیقه اول، حتی وقتی که 0-1 عقب افتاد، رویکرد بسیار محتاطانه‌ای را اتخاذ کرده بود.

تیاگو سیلوا (و بعداً داوید لوئیز) هدایت یک خط دفاعی عمیق را برعهده داشتند تا فضای پشت سر خود را حذف کرده و مانع از نفوذ نیمار و یاران‌اش به آنجا شوند اما این کار فضایی در مقابل‌شان برای خط میانی بارسا ایجاد کرد. در اینجا، کاوانی به راحتی می‌توانست خود را به عمیق‌ترین بازیکن توپ‌پخش‌کن (بوسکتس) بچسباند و او را به عنوان یک گزینه دریافت پاس حذف کند — بازیکن سخت‌کوشی است! — اما اغلب تصمیم گرفت تا در آنجا در گردش باشد و نقش گزینه‌ای آنی را برای ضد حملات بازی کند.

PSG از جلوتر پرس می‌کند و وضعیت دفاعی کم‌عمق‌تری به خود می‌گیرد

PSG نیمه دوم را فوق العاده آغاز کرد، سرحال‌تر ظاهر شده و در مناطق بسیار جلوتر با بارسا درگیر می‌شد. بلان به وضوح در بین دو نیمه به شاگردان‌اش گفته بود تا از جلوتر شروع به پرس کنند و دید که تیم‌اش فرصت‌های قانع‌کننده‌تری ایجاد کرده و برای مدت‌های طولانی‌تر، فشار بیش‌تری را حفظ می‌کند.

در این شرایط، به هنگام نداشتن توپ، ماتوئیدی بالاتر و نزدیک به فضای پست شماره 10 بازی کرد و انرژی‌اش به کمکی کلیدی به کاوانی در درگیر کردن مدافعین مرکزی تبدیل شد. بارسا رساندن توپ به بوسکتس را سخت‌تر یافت و PSG آرام آرام فضا به دست آورد.

پاسخ(های) متقابل

لوئیز انریکه سپس تغییری ایجاد کرده و ژاوی را به جای آندرس اینیستا به زمین فرستاد. این حرکت تفاوت بزرگی پدید آورد. ژاوی بر خط میانی سلطه یافت، به عقب برمی‌گشت و با دریافت توپ، پاس‌کاری‌های سریعی را آغاز می‌کرد که باعث به هم ریختن پرسینگ PSG می‌شد. 

بلان، که حیاتی بودن زدن یک گل به او فشار آورده بود، به هراس افتاد. وی لوکاس مورای سرعتی را به جای رابیوی ناامیدکننده به زمین فرستاد. PSG از 3-3-4 به 1-3-2-4 تغییر تاکتیک داد: کابای و ماتوئیدی به عنوان هافبک دفاعی، پاستوره به عنوان شماره 10 و لوکاس و لاوتزی در جناحین.

PSG به 1-3-2-4 سویچ می‌کند و پاستوره به عنوان شماره 10 بالا می‌ماند | برتری عددی بارسا در میانه میدان؛ 3 در برابر 2 | نفوذ بازیکنان حریف به فضای پشت خط میانی؛ خط دفاعی عمیق

تماشاگران فریاد موافقت خود را سر دادند اما ورق بار دیگر برگشت و تیتر برگه جدید، «بدبختی بیش‌تر PSG» بود. سوارز آزادانه در سمت راست به کانال میان لوئیز و ماکسول خزید، به تو زد، لوئیز را لایی داد، از مارکینیوش رد شد، ماکسول را نگه داشت و با یک ضربه از سمت دیرک نزدیک، سالواتوره سیریگو را شکست داد. PSG پیش از آنکه فرصت کالیبره شدن مجدد در یک سیستم جدید را بیابد، 0-2 عقب افتاده و به چهره شکست، خیره شده بود.

مدت زیادی نگذشته بود تا اینکه سوارز با لایی زدن مجدد به لوئیز و زدن ضربه‌ای زیبا، حساب کار را 0-3 کرد. وی لوئیز را یک احمق جلوه داد و تکل شوکه‌کننده این مدافع در مناطق بالای زمین به نظر شبیه به آن حرکتی بود که وقتی که آلمان میزبانان جام جهانی 2014 را قتل عام کرد، انجام داد.

وقتی که فضا پشت سرتان هست و در مناطق بالا با حریف درگیر می‌شوید، رو به جلو حرکت نمی‌کنید. می‌چرخید و با بازیکن می‌دوید، سپس تلاش می‌کنید تا با ضربه زدن به توپ، خطر را رفع کنید و یا وقتی که به اندازه کافی حمایت شده‌اید، تلاش می‌کنید تا بلوک کنید. به وضوح خبری از تکنیک، درک فضایی و IQی فوتبالی نبود.

 بخت‌ها و نتیجه‌گیری‌ها