- دربی تهران ویترین لیگ حرفهای کشوری است که مردان اول فوتبال آن در مرزبندیهایشان، همواره آن ور خطیها را وصلههای ناجور این قبای ژنده معرفی میکنند و خود را آدمهای علیهالسلام!
ساعاتی پس از پایین آمدن کرکره این ویترین و رنگ باختن تیترهای حماسی و خیالپردازیهای پیش از دربی، موج آه و ناله است که صفحات اول روزنامهها را تسخیر کرده؛ درست به مانند دربیهای قبل از آن. در واقع بازیکنان مفت گران و بیخاصیت لقب گرفته در روزنامههای شنبه؛ همان قهرمانهای نقش اول روزنامههای پنجشنبه هستند. آدمهای یک متری که به اشتباه از آنان توقع میرفت از درخت دومتری سیب بچینند و چون نتوانستند، امروز سیبل انتقادات شدهاند.
حالا البته نوبت طرفداران سایر تیمها هم هست که بر طبل رسوایی آبی و قرمزها بکوبند و بزرگی تیمهای شهرشان را به رخ پایتختنشینان بکشند. تیمهایی که خود جزیی از این فوتبال رو به ویرانی هستند و در فصل نقل و انتقالات اخیر، عقد قرارداد با نفرات لیست مازاد قرمز و آبیهای تهران را جشن میگرفتند. فوتبالی که اغلب اعضایش، همواره بر این باور بودهاند که قهرمانی و موفقیت در لیگ ایران، فقط با کمک دستان پشت پرده، جریانات داوری، زدوبند با بازیکنان حریف و یاری پدرخواندهها، به دست میآید!
تماشاگران، مربی سابق تیمشان را رئیس مافیا میدانند و مربی متهم توپ را به زمین مقام مسئول میاندازد. نفر بعدی نیز، دیگران را برای احراز این لقب کاندیدا میکند و آن دیگران برای رفع اتهام از خود، توپ را به سمت دیگری شوت میکنند. در این میان کسی سئوال نمیکند: در این فوتبال که ویترین آن پوچ و پر از خالی ست، آیا قهرمان شدن به اندازهای سخت است که برای تحقق آن باید از نیروهای خاص مدد گرفت؟
بدون شک، سالواتوره مارانزانو، یا مایر لانسکی و لاکی لوچیانو، اگر میدانستند که یک قرن پس از بنیانگذاری قدرتمندترین گروههای مافیا قرار است چه شخصیتهایی در فوتبال ایران به القاب پدرخوانده و مافیا مفتخر شوند، هرگز سنگ بنای مخوفترین گروههای تبهکاری جهان را نمیگذاشتند.
منبع:
سایت گل