بگذار امروز تمام ودکا هایم را بخورم!می خواهم تا سرحد مرگ این معده را غرق الکل کنم تا یادم برود.یادم برود روزهای فشن میلان را.آن صورت های رنگی را.آبی خوش رنگ با یک سیاه براق یا قرمز جیغ با سفید آرام.بگذار آن قدر مست شوم تا خاطرات دختری را که در استادیوم از شدت هیجان بغل گرفتم یادم برود.یادم برود که رونالدو باعث شد سیگار را ترک کنم و به سن سیرو بیایم.یک موسیقی لایت بگذار(ترجیحا مناسب یک مرد مست).می خواهم دوباره به بارکافه مونزا برگردم.چند سالی میشد که به جای الکل معتاد پاپ کرن شده بودم.جلوی دهانم را نگیر!می خواهم به آن داور لعنتی فحش بدهم.فکر کنم موراتی رشوه داده است؟پس آن گالیانی احمق چیکار می کند؟ اولترا ها کجا هستند؟فشفشه ها چرا خاموش اند؟پرچم ها را تکان دهید بی عرضه ها؟نه..انگار کسی در استادیوم نیست!شاید آدرس را اشتباه آمدم؟فکر می کنم شبیه مورینیو شدم.دارم دیوانه بازی در می آورم. نه من دیوانه نیستم.. مگر امروز دربی نیست؟تماشاگرها کجایند؟چرا من تنها هستم؟حتی خدا هم نیست!چند کارگر می بینم بعضی با لباس آبی و بعضی با قرمز رنگ پریده!انگار فوتبال بازی می کنند!نه این یک کابوس است!اینتر میلان؟!شوخیت گرفته!آث میلان؟محال است! این ها که فوتبال بازی نمی کنند!بیشتر شبیه چمن زن ها می مانند.رونالدینیهو خواهش می کنم شوخی را تمام کن!بی شرف ها چرا لباس زانتی را پوشیده اید؟حداقل فوتبال بازی کنید!چرا چشمانم خیس است انگار باران می آید اما نمی آید..#ACMILAN# INTER MILAN#PAST#HEARTSICK