ما شکست ناپذیر ها را شکست میدهیم این جمله باعث شد تا سعی کنم مطلبی بنویسم برای اینکه تشریح کنم عشقم به تیم چلسی و سبک بازیی که اکثرا غیر منصفانه به ضد فوتبال تعبیر شده سبکی که مخالفینش اسم قشنگی براش انتخاب کردن اتوبوس آبی برای ریشه یابی این سبک باید بازی سال 2004-2005 چلسی بارسلونا در استمفوردبریج رو به یاد بیاریم. بازیی که در اون چلسی نیاز به گل داشت چون بازی رفت در نیو کمپ رو 2-1 باخته بود اما این بارسلونای فرانک رایکارد بود که بی امان از همون دقیقه اول بازی حمله میکرد. برای 15 تا 20 دقیقه اول بازی شاید یک بار هم بازیکنی از چلسی از خط نیمه عبور نکرد اما در یک لحظه مثل فنری که مدتها انرژیشو نگه داشته طوفان به پا میشه وچلسی 3-0 جلو میافته... بازی درنهایت با حساب 4-2 تموم میشه و چلسی در نیمه نهایی با گل ارواح گارسیای اسپانیایی و به واسطه یک داوری بحث برانگیز مغلوب لیورپول قهرمان اون دوره لیگ قهرمانان میشه و این بازی پیش زمینه ای برای این سبک بازی بود. سبکی که با تله گذاری برای حریف, توپ و فضا در اختیار حریف قرار میگیره تا حمله کنه و انرژی خودشو از دست بده تا با چند ضربه ساده کاملا فرو بریزه سالها میگذره و مورینیو هم دیگه از چلسی رفته این بار سرمربی کارکشته دیگه ای به اسم گاس هیدینگ شیرهای لندن رو به سمت افتخاری که هیچ وقت بهش نرسیدن هدایت میکنه زمان سال 2009 و مکان استمفوردبریج رقیب هم مثل اکثر مواقع بارسلونا ... چلسی خیلی سریع و با یک شوت دیدنی و چاشنی انکار نشدنی شانس جلو میافته و این برای داور و مافیای فوتبال اروپا خوب نیست, چلسی به دفاع میره و بارسلونا سراپا حمله میشه اما با هر ضد حمله چلسی و هر پاس در عمق فرانک لمپارد بارسلون تحلیل رفته از حملات مکرر و بی حاصل تا آستانه فروپاشی کامل میره اما داور حداقل چند پنالتی و چند اخراج رو ندیده میگیره تا یک وقت فینال تکراری نباشه که روسا ضرر میکنن ... دقیقه 91 اولین شوت درون چارچوب بارسلونا به گل تبدیل میشه و بارسلون بدون شکست دادن چلسی و با یک رسوایی بزرگ که داد بالاک نجیب رو هم درآورده قهرمان میشه. باز هم چند سالی میگذره الان یک مربی موقت برای کمتر از یک نیم فصل تیمی بحران زده که از جمع چهار تیم بالای جدول جدا شده و 3-1 در خونه حریف به ناپولی باخته رو تحویل میگیره و با شکست و حذف ناپولی و بنفیکا به دیدار رقیب همیشگیش بارسلونا میره بارسلونی که به لطف حمایت های علنی پلاتینی به بهترین تیم تمام تاریخ!!! ملقب شده در استمفوردبریج 1-0 شکست میخوره اما تو بازی برگشت تو همون اوایل نیمه اول بارسلونا دو گل میزنه و جان تری یک مهره قابل اتکا در دفاع چلسی هم با سخت گیری داور اخراج میشه ... سوپر فرانکی مثل همیشه بدون اینکه زیاد با توپ وربره مثل بازی رفت یک پاس طلایی برای رامیرس میفرسته و رامیرس این بار به جای پاس طلایی به دروگبا با چیپی استثنایی دروازه بهترین تیم تمام تاریخ!!! رو فرو میریزه و نیوکمپ به یکباره خاموش میشه ... گل دوم باز هم رو تاکتیک اتوبوس آبی به ثمر میرسه تا هم بارسلونا حسرت برد چلسی رو همچنان احساس کنه و هم توانایی این سبکو به رخ بکشه که مهاجمی مثل تورس که زیر نظر سه مربی و سبک های مختلف نتونسته گل بزنه در همچین بازیی به گل برسه بازی فینال در مونیخ در برابر تیمی که دو سال پیش جلوی واضع این سبک شکست خورده بود و اومده بود در خونه تلافی اونو سر چلسی دربیاره تیمی که بعد از یک فصل نا امید کننده با لشگری از مصدوم و محروم پا به این دیدار گذاشته اما این بار هم اتوبوس آبی شکست نمیخوره حتی وقتی در دقیقه 84 عقب میافته در عرض چند دقیقه و با یه ضد حمله سرعتی تیم تحلیل رفته از این همه حمله یک جانبه رو کیش میکنه تا ضربات پنالتی حکم کنه به مات شدن شهر مونیخ به نفع این اتوبوس دوست داشتنی و دی متئو فراموش نشدنی! تو این سبک نه باید توپ داشته باشی و نه فضا فقط باید از لحاظ روحی و ذهنی آماده باشی نباید احساسی بازی کنی نباید بترسی چون ترس برادر مرگه, وقتی نترسی این حریفه که میترسه و هرکس زودتر بترسه اون بازنده است تیم ملی آلمان رقیب همیشگیی داره به نام هلند این دو تیم دو روی یک سکه اند یکی به آزادی عمل بازیکن اعتقاد داره و یکی به وظایف کاملا دیکته شده یکی مبتنی بر بازی با حوصله در عرض و مالکیت توپه و دیگربی به بازی سرعتی در طول و منفعت طلبانه و این باعث شده یکی رو مظهر فوتبال ماشینی بدونن و یکی رو مظهر بازی شناور اینکه کدوم بر اون یکی ارجحیت داره مهم نیست هر دو سبک زیبا هستن و هردو برای دنیای فوتبال لازمن بحث بر سر اینه که هرکس با چیزی که داره بازی میکنه نه با چیزی که دوست داره شاید اگه بازیکن های خلاق هلند آلمانی بودن این آلمان بود که سبک شناور رو بازی میکرد و اگه بازیکن های فرصت طلب آلمان هلندی بودن هلند کلکسیونی از جام ها رو داشت ضد فوتبال یعنی پتر چک و بازیکن های چلسی برای تموم شدن بازی پراگ خودشونو به زمین بندازن پاشونو بگیرن یا بدون بازی کردن با توپ فقط مانع رسیبدن پای حریف به توپ بشن اونم تو 1 دقیقه مونده به پایان بازی, نه دفاع جانانه و تقدیم توپ به حریف که اگه میتونی بیا گل بزن. ما با فوتبال بازی کردن تو مونیخ قهرمان شدیم و تو پراگ نه پس هر دوتاش برامون دلپذیره. اتوبوس آبی در پراگ برای یک بار دیگه قدرتشو نشون داد جایی که بایرمونیخ بیش از 30 دقیقه از یک بازی 120 دقیقه ای رو برای مساوی شدن با چلسی 10 نفره تلاش کرد اما این بار پنالتی ها حکم به مات شدن آبیها برای دیدن جشن قرمزها داد. از قهرمانیتون لذت ببرید ولی بدونید که اتوبوس هنوز شکست نخورده نه از شما و نه از هیچ کس دیگه این اتوبوس دوست داشتنی شکست ناپذیره, شکست ناپذیر این نسبت ها رو هم در نظر بگیرید تا کارآمدی این اتوبوس رو در آمار هم ببینید: نسبت پاس به گل چلسی هر 150 پاس یک گل (( برای هر86 پاس صحیح یک گل)) نسبت پاس به گل بایرمونیخ هر 423 پاس یک گل (( برای هر344 پاس صحیح یک گل)) دقت شوت ها برای چلسی 54% (( چلسی کمتر حمله میکرد اما خطرناک تر بود )) دقت شوت ها برای بایرمونیخ 35% (( بایرنی ها از هرجا میتونستن شوت میکردن )) سانترها 8 برای چلسی و 42 تا برای بایرمونیخ (( خدایی تیم قلعه نوعی و علی پروین هم انقدر سانتر نمیکنن)) نوشتن این متن تغییری در تنفر یا عشق دیگران به چلسی نداره بلکه صرفا دلایل من بود برای دفاع از این سبک فوتبال