.او یک شیاد است.درست مثل فاحشه های اوایل قرون وسطا بی رحم.خوراک روزانه اش به جای استیک نیم پز کیف پول بچه پولدارهای شهر است.وقتی که به خیابان می آید تصادف ها بیشتر از همیشه می شوند او یک الهه ی مکار است وقتی که چکمه هاییش را تکان می دهد همه فراموش می کنند که او هم انسان است.او که شرور ودر عین حال زیباترین لیدی این اطراف است.اما او به مانند مریم مقدس پاکدامن است.اما مگر می شود؟روسپی؟پاکدامنی؟!لطفا کیف پول تان را مانند زیپ شلوار رها نکنید و چشمهایتان را قبل از برهنه شدن نبندید!
2.با ظاهری جذاب و هیکلی که داد می زند فیتنس وجنتلمن! روبروی شماست. وحساب بانکی که رقم هایش را نمی شود شمارش کرد.اصیلی از اطراف میکارمن لارام وخاک روبه های ایتوکولیا.او که دوست دار واقعی فاحشه های مودب است.دارای پدری میلیاردر که همه چیزش به نام پسر است حتی خباثت حیوانی اش.چندروز پیش بعد از نزدیکی با یک روسپی او را دربیابان رها کرد.دخترک بیچاره تمام مسیر را برهنه دویده بود...
3.تیک تاک ساعت همان طور که در شلوغی تورین گم می شود فاحشه سر می رسد.کنار چراغ راهنما.او انگار قوانین راهنمایی را به سخره گرفته است.اول کمی موهای براق سیاه اش را تکان می دهد تا تمام مردان حریص شهر امشب در آغوش های همسرانشان غبطه بخورند بعد با کفش های پنج سانتی به همه می فهماند که چقدر مردم حقیرتر هستند.درهمان زمان..در همان مکان..مرد اسپانیایی خبیث به دنبال یک هم خواب است..شیشه را که پایین می دهد بدون پرسش در را باز می کند..فاحشه می نشیند..فکرمرد خبیث به فاحشه..فکر فاحشه به کیف پول..