طرفداری— هافبک نگه‌دارنده، holding midfielder، یا هافبک دفاعی، defensive midfielder، یا پست شماره 6، نقشی بسیار دشوار است که در دنیای امروز به خاطر وجود مدافعین کناری تهاجمی، بازی‌سازهای خلاق و مهاجمین تیزچشم، اغلب کم‌تر به آن توجه می‌شود. با این وجود، پیچیدگی‌های این پست، که اغلب در درک آن‌ها ناتوان‌اند، و اجرای صحیح آن، مهارت خاصی می‌طلبد و این نکته، به ندرت مورد توجه قرار می‌گیرد و بازیکنانی که این نقش را ایفا می‌کنند، اغلب دیده نمی‌شوند.

درحقیقت ناتوانی در درک صحیح این پست، کلیدواژه‌ای است که مشخص می‌کند چرا برخی تیم‌ها در یافتن تعادل مطلوب به مشکل برمی‌خورند. شماره 6 دفاعی — از لحاظ تاکتیکی — در قلب بازی و در مرکز میدان، جایی که همه چیز از مسیر او عبور می‌کند، قرار می‌گیرد. به همین دلیل برای درک اهمیت این پست، لازم است تا پیچیدگی‌ها و نقش‌های متعدد آن را بشناسیم.

انواع نقش‌های پست شماره 6 را می­‌توان به سه دسته تقسیم کرد: تخریب­‌گر، destroyer، رجیستا، regista، و وُلانته، volante. تخریب‌­گر اختصاصاً یک هافبک دفاعی است در حالی که رجیستا یک هافبک نگه‌­دارنده است. اما ولانته خصوصیاتی از هر دو نوع را دارد. به خاطر این ویژگی، ولانته را در پایان بررسی خواهیم کرد.

هافبک دفاعی می‌­تواند هم نقش تخریب­‌گر و هم نقش ولانته را ایفا کند. من میان هافبک دفاعی و هافبک نگه‌­دارنده تنها از لحاظ خصوصیات فیزیکی و/یا مقدار استفاده از توانایی­‌های فیزیکی در بازی خود، تفاوت قائل می­‌شوم. اگر بخواهیم ساده‌­تر بیان کنیم، هافبک دفاعی همان غول 6 فوت و 2 اینچیِ (حدود 186 سانتی‌متری) 190 پوندی (حدود 86 کیلوگرمی) در میانه میدان است، مانند ژیلبرتو سیلوا. با این وجود، هافبک دفاعی نیازی ندارد که دقیقاً از آن تعریف پیروی کند. او می­‌تواند هافبکی کوچک­‌تر اما کاملاً جنگنده مانند خاویر ماسکرانو یا ادگار داویدز باشد. اما در کل، عبارات «هافبک دفاعی» و «تخریب­‌گر»، بر اساس این تعریف، کاملاً مترادف‌اند.

تخریب­‌گر، یک هافبک دفاعی خالص با توانایی‌­های تکنیکی یا پاسینگ معمولی است. قابلیت‌­های اساسی تخریب­‌گر، سرعت، قدرت پیش‌­بینی و تکل‌زنی هستند. با این وجود، داشتن توانایی پیش‌­بینی آن‌چنان مهم نخواهد بود، چرا که با قابلیت فیزیکی می‌­تواند بازی­‌خوانی ضعیف خود را جبران کند. کارایی او در زمین، استفاده از آن توانایی‌­ها برای قطع­‌کردن حملات حریف است.

بگذارید اکنون هافبک نگه­‌دارنده را مورد بحث قرار دهیم. ما در بالا گفتیم که رجیستا یک هافبک نگه­‌دارنده است. رجیستا­ یک واژه فوتبالی ایتالیایی به معنای «بازی­‌ساز عقب‌­نشین» است؛ یعنی بازی‌سازی که نزدیک به خط دفاعی بازی می‌کند. او برخلاف تخریب‌­گر، یک هافبک دفاعی بسیار تکنیکی است که توانایی‌­هایِ اصلی وی، تهاجمی هستند؛ یعنی لوکا مودریچ.

با این وجود، برخلاف هافبک دفاعی، هافبک نگه‌­دارنده توانایی و علاقه برای رفتن به جلوتر در زمین را داراست. البته این موضوع با وظیفه اصلی این پست؛ یعنی محافظت از دفاع، در تناقض به نظر می­‌رسد. اما رجیستا می­‌تواند این نقش را نیز انجام دهد، هرچند مانند تخریب‌­گر از طریق قابلیت­‌های فیزیکی این کار را انجام نمی‌­دهد. همان‌­گونه که ممکن است نوع نقش وی مشخص کند، رجیستا اساساً موقعیت خود را در برابر دفاع «نگه می­‌دارد» و فرصت‌­طلبانه، قطع ارتباط­‌هایی کلیدی انجام می­‌دهد تا خطرات حریف را از بین ببرد.

به عبارتی دیگر، هافبک نگه­‌دارنده، برخلاف هافبک دفاعی، یا می‌­توان به تعمیم گفت رجیستا برخلاف تخریب­‌گر، بسیار بسیار کم‌­تر بر توانایی­‌های فیزیکی خود تکیه می­‌کند و تأکید بیش‌تری بر روی قدرت پیش‌­بینی و بازی­‌خوانی خود می­‌گذارد، بدون آن که الزاماً نیازی داشته باشد که تکل‌­زن خوبی باشد.

حال به نوع جذاب­‌تر شماره 6 می‌­رسیم: ولانته. ولانته یک واژه فوتبالی برزیلی است برای توصیف بازیکنی که نه تنها از دفاع محافظت می­‌کند، بلکه نقش موتور تیم را نیز ایفا می‌­کند. در حقیقت، کلمه «ولانته» از نظر ادبی به معنای «فرمانِ ماشین» است، چرا که او تعیین‌کننده جریان تیم است. ولانته توپ را از دفاع می­‌گیرد و به بازیکنان مقابل خود می­‌رساند تا حملات تیم آغاز شوند. وی تلفیق توانایی­‌های فیزیکی و تکنیکی است، اما الزاماً قابلیت­‌های فیزیکی ندارد. این همان دلیلی است که ولانته، هم می‌­تواند در دسته هافبک دفاعی و هم هافبک نگه‌­دارنده قرار داده شود.

کلود مکه‌له‌له، هافبک اسبق چلسی

سرجیو بوسکتس بازیکنی است که توانایی‌­های فیزیکی و تکنیکی را تلفیق می­‌کند و یک مثال بسیار عالی از این نقش است. کلود مکه‌له‌له نسبت به هافبک بارسلونا کم­‌تر تکنیکی اما در آغاز حملات به همان اندازه ماهر بود. در حالی که مایکل کریک بسیار بسیار کم­‌تر فیزیکی است اما تکنیک و توانایی پاسینگ را برای ایفای نقش ولانته، داراست. مکه‌له‌له و کریک به خاطر تفاوت­‌های‌‌شان از لحاظ توانایی‌­های فیزیکی و تکنیکی، به ترتیب ولانته‌ای از نوع هافبک دفاعی و ولانته‌ای از نوع هافبک نگه­‌دارنده هستند. بوسکتس، که در ابتدا از او یاد کردیم، بیش‌تر یک نوع هیبرید است، که به فراخور شرایط، دفاعی‌تر و/یا تهاجمی‌تر می‌شود.

اکنون ممکن است بپرسید که تفاوت میان یک ولانته و یک رجیستا چیست؟ تفاوت در توانایی تکنیکی و تمایل به حرکت رو به جلوست. رجیستا بیش‌تر به جلو می‌رود در حالی که اولویت ولانته، محافظت از دفاع است. رجیستا در اثرگذاری بر روی بازی در یک سوم نهایی زمین بسیار تواناتر است در حالی که ولانته بیش‌تر خود را محدود به میانه میدان می­‌کند و فقط هنگامی که فضا در برابرش ایجاد می­‌شود، در لحظات آخر به جلو نفوذ می‌کند.

بنابراین با توجه به نوع نقش‌های بازیکن شماره 6، مشخص می‌شود که وی می‌­تواند در تعیین نوع چینش یک تیم بسیار مهم باشد. البته به خاطر این که یک بازیکن از یک نوع خاص است یا یک نقش را بسیار خوب ایفا می‌­کند، دلیل نمی‌­شود که نتواند وظیفه‌­ای دیگر را به خوبی انجام دهد. به عنوان مثال، میکل آرتتا در اورتون نقش رجیستا را داشت در حالی که امروزه آرسن ونگر از او به عنوان یک ولانته استفاده می‌­کند. فرناندو در سال­‌های اولیه‌­اش در پورتو یک هافبک دفاعی (تخریب­‌گر) بود، اما این آندره ویاش بواش بود که او را بیش­‌تر به شرکت در جریان بازی واداشت و وی را بیش‌تر به یک هافبک نگه‌­دارنده (ولانته) تبدیل کرد.

موارد ویژه‌ای مانند آندره‌­آ پیرلو و باستین شواین‌­اشتایگر نیز وجود دارند که می‌­توانند هر دو نوع و تمام نقش‌­های شماره 6 را طی یک بازی بر عهده بگیرند، که این نشان­‌دهنده گستره استعدادهای‌شان است. بنابراین می­‌بینیم که بازیکن شماره 6 چیزی بسیار فراتر از تنها یک سپر برای خط دفاعی است. او می‌­تواند بسیار بیش­‌تر به تیم کمک کند و فقط یک مربی ریزبین و نکته‌سنج می‌تواند تشخیص دهد کدام نوع شماره 6 و کدام نقش را بازیکن‌اش می­‌تواند برای منفعت تیم ایفا کند.


این مطلب قبلاً در سال 2013 در طرفداری منتشر شده و این بازنشر آن است.