ئوری توطئه یا توهم توطئه اصطلاحی است که در ابتدا، وصفی برای هر ادعای دسیسهگری بود. با این وجود، امروزه، تئوری توطئه فقط در این معنا به کار میرود: تئوریای که رویدادی کنونی یا تاریخی را نتیجهٔ نقشهٔ مخفیانهٔ گروهی دسیسه گر (عموماً قدرتمند) می داند.
این نوع از رویاپردازی بسیار در 150 سال اخیر بین جماعت ایرانی رایج شده به طوریکه اگر اون ها کاری رو کردن که ازش راضی نبودن اون رو به عوامل غیری از خودشون ربط میدن انقلاب می کنن خود مردم ولی بعد ها بعضی هاشون از کرده خود ناراضی میشن به کی ربط میدن قضیه رو انگلیس یانکی ها و روس ها
رضاشاه رو جماعت انگلیسی سرکار اورد راه آهن سراسری که در زمان رضا شاه ساخته شد برای این بود که در جنگ جهانی دوم انگلیسیها از آن استفاده کند. در حالی که کلید ساخت این راه آهن 12 سال قبل از شروع جنگ جهانی دوم رقم خورده سلطنت طلب ها به این قضیه اعتقاد دارند که حوزه علمیه رو انگلیسی تاسیس کردند و حوزه ای ها به این قضیه اعتقاد دارند که فعالیت حوزه رو انگلیسی ها محدود کردند
برخی کار ها رو به آمریکایی ها ربط میدن انقلاب کار جیمی کارتر بود که از شوروی جلوگیری کنه انقلاب و گروگانگیری نتیجه نقشه امام خمینی و رونالد ریگان برای شکست جیمی کارتر در انتخابات بود
یا روس ها
در سال ۱۷۹۵ مهاجران لهستانی برای تحریک مردم فرانسه بر علیه روسیه، سندی را جعل نمودند با نام «وصیت نامه پطر کبیر». اعتقاد به درستی این سند در سال های بعد به سرعت در میان ایرانیان ضّد روس شایع شد. بر اساس این وصیت نامه، روسیه دو هدف را مخفیانه دنبال میکرد: یکی تحت انقیاد در آوردن اروپا، و دیگری فتح ایران و دست یابی به آبهای خلیج فارس
این مسئله حتی بین دوپادشاه آخر ایران نیز بسیار رواج داشت رضاشاه فکر می کرد بچه اش نیز جاسوس انگلیسی هاست و محمدرضا فکر می کرد آقای خمینی یک هندی است و حتی صحبت کردن فارسی را نیز بلد نیست
قسمتی از توهمات محمدرضا این بود
در مورد لو رفتن کودتایی که سازمان امنیت در عراق تدارک دیده بود، شاه میگوید: «فکر میکنم انگلیسیها ما را لو دادند. آنها این جا از جریان مطلع شدند و چون حسنالبکر ولو به ظاهر به آنها فحش میدهد، نوکر آنها است، مطلب ما را به آنها گفتهاند». حتی هنگامی که دولت سوئیس به سبب تظاهرات دانشجویان و ملاحضات امنیتی از پذیرفتن شاه اکراه داشت، فکر میکند که «تحریکی از طرف انگلیس، آمریکا، روس یا فرانسه در بین است». هنگامی که علم به عرض میرساند که هیچ تحریکی در کار نیست و «آنها فقط به منافع خود نگاه میکنند، نمیخواهند در کشورشان جنجال راه بیفتد»، حرفهای علم را باور نمیکند. دامنه این سوظن حتی به نهضت ملی کردن نفت نیز میرسد. شاه میگوید: «ما همیشه این سوظن را داشتم که مصدق عامل انگلیسها است، سوظنی که تظاهرات آتی او به عنوان یک ناسیونالیست ضدانگلیسی در آن نقصانی بوجود نیاورد. پدرم به طور قطع از مدتها قبل نسبت به ارتباط او با انگلیسیها مشکوک بود و به همین دلیل نیز او را در سال ۱۳۱۸ به اتهام جاسوسی برای انگلیس بازداشت کرد. ناسیونالیزم منفی مصدق... برعکس باعث افزایش بیش از پیش انگلیسیها بر سیاستهای ملی ایران گشت».شاه هنگامی که درباره انقلاب سال ۱۳۵۷ بحث میکند مدعی میشود که سرنگونی او توسط «ترکیب عجیبی» از نه تنها روحانیون، حزب توده و شرکای نفتی، بلکه توسط رسانههای غربی و نیز کابینههای کارتر و تاچر صورت گرفت. پس از انقلاب لطیفهای بین سلطنت طلبها وجود داشت که اگر ریش آیت الله خمینی را بتراشی، حکاکی «Made in Britain» را میتوان یافت.
بعد از انقلاب هم این قضیه تاحدی بهبود یافت ولی بهتر نشد
نمونه
بعد از حادثه اسیدپاشی اصفهان عده ای از نمایندگان ادعا کردند که اسیدپاشی کار سازمان های جاسوسی اسراییل برای بدنام کردن گروه های امر به معروف و نهی از منکر بود
این قضیه در مورد مسائل دینی هم صدق می کنه اعتقاد به بوجود اومدن آیین بهاییت و وهابیت یک مورد هستش که مورد دوم منبعش کتاب خاطرات یک جاسوس انگلیسی به نام مستر همفر هست که اعتقاد دارند این کتاب یک ترجمه است در حالی که اصل انگلیسی این کتاب اصلا وجود خارجی نداره
این اعتقاد در بین بعضی از بزرگترین روشنفکر های ما هم مثل جلال آل احمد علی شریعتی و مرتضی مطهری هم وجود داره به طوری که شریعتی اعتقاد داره صفویه به منظور مقابله با عثمانی و تفرقه اندازی بین مسلمانان توسط دول اروپایی درست شد
این اعتقاد حتی در مسائل فوتبالی هم وجود داره مانند اینکه رئال مادرید با حمایت فرانکو قهرمان اروپا شد مسی از اسراییل حمایت میشه کریستیانو رونالدو به دلیل حمایت از فلسطینی ها حقش خورده میشه یوفا و فیفا نذاشتند که فینال تمام انگلیسی در سال 2009 برگذار بشه با کمک یکی از عمالشون به نام تام هنینگ اوربو و............
و حالا به یک سری از افسانه هایی که مورد قبول مردم ایران هست می پردازیم
سلسله ساسانی بسیار سالم بودند و دچار هیچ فسادی نبودند که یک دروغ محض هستش
اعراب کل ایران رو به زور مسلمان کردند تسلیم مردم شهر دزفول به عرب ها سندی بر دروغ بودن این حرف هستش
سلسه سسانی بسیار عادل بودند سلسه ای که شغل درش موروثی بود و هیچ پیشرفتی درش واصل نمی شد عادل هستش سلسه ای که پسر و نوادگان یک کفاش کفاش می مونن و نمی تونن با تلاش خود به طبقه اشراف جامعه وارد بشمند خیلی عادل بوده نه
به امید رفع شدن این اعتقادادت احمقانه