می دونم طولانیه ولی بخونین حرفایی که از دل براومده...خوندش خالی از لطف نیست ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خوب بعد یه مدت که حال و حوصله دارم یه متن طولانی بنویسیم از اتفاقات چن هفته ی فوتبال که انصافا جذاب بود:) از قهرمان ها شروع می کنیم...تبریک جانانه به یوونتوسی ها که اسکودتو رو واسه خودشون کردن و هنوزم به رکورد هاشون ادامه می دن جلوی ما هم که نشون دادن ایتالیایی جماعت سرش بره تاکتیک هاش نمی ره...تبریک دوم هم دوباره با تاخیر به طرفدارای چلسی که به هر حال با سبکی که مخالف و موافق خودشو داشت قهرمان لیگ برتر شدن...نکته مهم اینه که مهم نیست چ جوری قهرمان می شی مهم اینه که قهرمان می شی و حرف های بقیه هم تاثیری توی نتیجه ی بدست اومده نداره...برگردیم به لالیگای خودمون.ماموریت 10فینال تا به این جا خوب پیش رفته...والنسیا ،ختافه و اسپانیول سه تا فینال آخرن...قبلا هم بارها گفتم همین که بتونیم این ماموریت پشت سر بزاریم ارزش زیادی داره حتی اگه قهرمان نشیم...فرداشب ی فینال سخت جلوی والنسیا داریم لغزش یعنی دادن قهرمانی به بارسا زود تر موعد...!چ ببریم چ ببازیم رئال رئاله و چیزی از عشق ما به تیم کم نمی کنه...کم سال های بدون جام نداشتیم کم توی طرفداریمون روزای تلخ نداشتیم...کم تحقیر نشدیم و کم نیفتادیم...اما چیزی که اهمیت داره اینه که دوباره ایستادیم...پارسال بعد از 12سال جامعه ی مادریدیستا دوباره شاد و خوشحال شد و حقیقاتا می گم این خوشحالی ای که از دل براومده بود ارزشش خیلی بیشتر از جام قهرمانی بود...اون اشک های 12 ساله اون همه شکایت ها از تیم اون همه شکست های کهکشانی همگی در یک لحظه با که اسمشو می تونیم بزاریم زمان مورد علاقه ی خدا تبدیل به شادی شد...اون لحظه هر کدوممون یه حالی داشتیم یکی فریاد می زد یکی اشک می ریخت یکی می خندید یکی داشت جشن می گرفت حتی شاید یکی نگران وقت های اضافه بود...هر چی که بود اون شب خیلی بود و چ قد بد برای اون کسایی که مادریدیستا نبودن تا بفهمن چ قد خوشحال کننده بود...و چ بد برای کسایی که بعد از قهرمانی رئالی شدن...خلاصه مطلب این که وقتی سال ها انتظار یه چیزی رو بکشی لذتش خیلی بیشتر از اینه که سریع به دستش بیاری...3گانه ی بارسای قدرتمند این روزا منطقی به نظر می رسه و بی جام موندن ما از اون منطقی تر ولی خوب جنگیدن تا آخرین لحظه بد نیست...این فصلم بدون جام طی کنیم اولین و آخرین بارمون نخواهد بود و همچنان پای تیم هستیم...جنبه ی فنی بازی های رئال اخیر وکل فصل رو اگه بخوایم بررسی کنیم باید این طوری بگیم:"وقتی قلب تپنده مادرید اون وسط زمین بیرون رفت همه چیز از بین رفت"لوکا مودریچ؛وقتی اول فصل زوج رویاییش رو با کروس دیدم واقعا لذت بردم...تو الکلاسیکوی رفت خدایی می کرد و ما که سال های اخیر حسرت یه بازیکنی با کیفیت ژاوی تو الکلاسیکو رو می خوردیم واقعا خوشحال شدیم...100درصد پاس صحیح تو اون مسابقه..بی نظیر بود...به طور کلی رئالی که این فصل شکل گرفت 50 درصدش رو خط هافبک تضمیم می کرد...شاید خط حملمون در ابتدا مخوف به نظر می رسید اما این فصل حرکات ترکیبیشون تکراری شده بود واسه همین آنجلوتی یه خط هافبک فوق العاده درست کرد که تو هر بازی می تونست 3 یا 4نفره بشه...خط هافبکی با 3بازیکن عالی متشکل از کروس مودریج و خامس که هر چند هنوزم خیلی ها با پست بازی کروس مخالفن ولی من بازیش رو تو این پست تحسین می کنم...این خط هافبک فوق العاده بود درواقع بار تیم رو دوشش بود از بازی 4ام لیگ که تیم تقریبا کامل شد یه رکورد بی نظیر که هیچ وقت یادمون نمی ره رو بوجود آورد...رکوردی که تیم های بزرگی مث بایرن هاینخس و بارسای گواردیولا وتیم ها و نوابغ دیگ قبل از این نتونسته بودن بهش برسن...22برد پیاپی که با یه تیم "کامل"به دست اومد...خیلی ها از تیم خدا می گفتن ...یه سری ها از بهترین رئال تاریخ و یه سری ها هم از بهترین تیم تاریخ "گرچه آخری با اغراق زیادی همراه بود"البته اگه تا آخر این فصل یه تیم کامل مث نیم فصل اول داشتیم این القاب شاید حتی نمی تونستن تیم رو وصف کنن!به هر حال گذشت و گذشت تا توی یه فیفا دی "لعنتی"قلب تیم حرکتش آروم شد...و چ حیف که بدون اون نتونستیم پل های که ساختیم رو تکمیل کنیم..."بازگشت بعد از چند ماه"بدترین خبر می تونست باشه برای رئالی ها ...گفتیم این یکی هیچ باید روحیه رو حفظ کنیم و حفظ هم کردیم اما پسرک "خوشگل" "تبلیغاتی"در حالی که یه گل خوشگل زده بود مصدوم شد اونم رفت تا 2ماه بعد...اون جا بود که کل مادرید بهم ریخت...!مگه می شه این قدر بدشانس باشی؟!حالا که شده و بله می شه این قدر حتی بد تر هم بدشانس باشی...با این حال به راه ادامه دادیم تا بالاخره با تنبلی و افت انگیزه و کیفیت صدر جدول رو تحویل بارسای انریکه دادیم....به شخصه واسم خیلی دردناک بود که یکی از بهترین تیم هامون تو قرن اخیر این طوری رو به پایین سقوط کنه ...این تیم شایسته ی یک سه گانه بود اگه همون راه رو با یه تیم "کامل"ادامه می داد...ولی نشد که بشه و اشکال نداره ...برگردیم به هفته های اخیر که فینال ها رو پشت سر هم نابود کردیم...تو بالایدوس تو یه بازی سخت با یه بازی دفاعی و شاید سبک "مورینیویی"!تونستیم برنده بشیم...تو بازی سخت جلوی مالاگا با درخشش خامس پیروز شدیم...و به سویا رو رسیدیم... هر چن با دو تا دفاع کنار افت کرده که کنترل بازی رو ازمون گرفته بود به سختی پیروز شدیم جایی که ایکر باز هم خودش رو پیش من عزیز کرد...حالا بازی با شاگردای "نو نو "می تونه از همه ی فینال هامون سخت تر باشه...شنبه شب شب شاید سختی واسمون باشه ...احتمال امتیاز دادن تو این بازی بسیار زیاده و کاری هم نمی تونیم بکنیم...فقط دوست دارم این بازی رو عرق بریزن و بعد باختن هم اشکال نداره...توی لیگ قهرمانان جلوی تیمی که به اصطلاح قرار بود "گربه سیاه"رئال باشه با 3تا 45دقیقه ی خوب و یک 45 دقیقه ی نامتعادل بردیم...هنوز هم می گم ابتکار کارلتو در استفاده از راموس تو اون بازی کاملا مشهوده...راموس تو اون بازی جواب داد چون آتلتیکو مستقیم و هوایی بازی می کرد بنابراین راموس بالاخره گره اون 6 7 تا بازی بدون برد رو پاره کرد...این هم خودش یه موفقیت دیگ در این فصل بود...این جا باید اشاره کرد که موفیت تیممون رو باید با شرایط و داشته های خودمون بیان کنیم...اگه بدون جام بمونیم این همه موفقیت تیمی دیگ داشتیم که ارزش بالایی داره....به یووه رسیدیم ...بانوی پیر انگار جلوی ما جوون شده بود...از قدیم گفتن" از یه سوراخ آدم دو بار گزیده نمیشه"اما این بار هم شاهکار پرز باعث شد شاهد یه مورینتس دیگ باشیم..."آلوارو"اون شب بدجور خوب بود...پرس می کرد توپ می گرفت و بالاخره در دقیقه "9"که قرار بود شماره آیندش تو رئال باشه گل زد...خیلی دلم شکست اون لحظه و گفتم حیف ای کاش یکی دیگ بود و گل می زد...!یووه در کل بازی خوب پاسکاری کرد و از ضعف های رئال که عدم توانایی راموس برای بازی کردن در خط هافبک و مارسلویی که اواخر فصل افت می کنه و کارواخالی که غیرتیه اما بعضی جاها کم میاره مهم ترین هاش بود...از دفاع قدبلندمون هم نمی شه گذشت که اگه روز یا شبش نباشه متاسفانه بد بازی می کنه!بازی اون شب یه کلاسیک قشگ بود...عملکرد بوفون خوب بود و این طرف هم کاسیاس مطمئن بود...دیدن این دو دروازه بان برتر قرن تو یه بازی که شاید واسه آخرین بار چهارشنبه ی هفته ی بعد تکرار بشه حس فوق العاده ای داشت...و دیدن شاگرد کارلتو که شاید به عشقش نرسید ولی ما هنوز عاشقشیم هم عالی بود ."آندرآ پیرلو"گرچه شب خوبش نبود ولی از هزارتا هافبک دیگ بهتر بود...آرتور ویدال هم جنگنده بازی کرد که تجسین برانگیزه... از همه ی اینا بگذریم بریم سر وقت مسی و بارسلونا...اول فصل که انریکه مربی بارسا شد دو دسته از هوادارای بارسایی رو شاهد بودیم...یه دسته می گفتن خوبه یه دسته هم می گفتن بدرد نخوره !در حقیقت از دید من یه نیم فصل افتضاح رو انریکه در بارسا رقم زد...!!!نیم فصل اول رو انریکه با تاکتیک های مختلف به سر برد انگار که می دونست همچین بلایی قراره سر تیم ما بیاد...عدم هماهنگی مثلث حملشون...ضعف دفاعی ...بد کار کردن نیمار و سوارز و "لیونل آندرس مسی "ای که نوید این رو می داد یه فصل بی انگیزه مثل 2014 رو قراره سپری کنه...اما تنها نکته مثبتی که درباره ی انریکه دوست داشتم حاشیه انداختنش تو تیم و افزایش انگیزه و اتحاد تیمش بود...سال 2015 از همین الان تو تاریخ بارسا در کنار سال های خوش دیگشون با خوشی ثبت می شه...گرچه بارسای پپ سر حال تر و شاید مخوف تر بود اما این بارسا هم دست کمی از اون بارسا نداشت و همه و همش رو می شه به پای 27ساله ی باشگاه یعنی "مسی"گذاشت...مسی هر موقع که اراده کرد بارسا رو بالا کشید...همیشه گفتم مسی رو با رونالدو و امثالهم مقایسه نکنید...رونالدو کارهایی می کنه که شاید مسی نتونه یابهتر بگم دوست نداره انجام بده ولی مسی کار هایی می کنه که رونالدو یا بقیه بخوان هم نمی تونن انجام بدن...اشتباه نشه...رونالدو فوق العاده است شوت های سهمگینش و سرعت بی نظیر و توانایی وایی بی نظیرش هر رئالی رو وادار به پرستش کیفیت بازی اون می کنه...کم عرق نریخت و کم زحمت نکشید اما مسی تو یه کلاس دیگ به صورت کاملا "فضایی"بازی می کنه...رونالدو رونالدوئه و مسی یه موجود دیگ ....خلاصه بارسا تو بعضی بازی ها با شانس "که به نظر من لازمه ی برد هستش" و خیلی بازی ها هم با نبوغ مسی موفق شد...بارسای نیم فصل دوم و سال 2015 تیم منظم و فوق العاده ای بود از این رو باید به طرفدارای رفیق تبریک گفت هر چ قدر هم که ما طرفدارای بزرگترین تیم اروپا و مغرور باشیم ولی وقتی که جایگاهمون رو واسه یه مدت از دست می دیم باید سر خم کنیم...بازی دیشب یکی از کلاسیک های فوق العاده ی تاریخ می تونه بشه...یه بازی سرعتی با پرس از هر دو جهت و جنگندگی بالا و صد البته درخشش "سوپر مانو"که خودم اعتقاد دارم تو تک به تک گیری یکی از بهترین های دنیاست...بایرن دیشب بی برنامه بود...توپ گیری تو دفاع انتقال به خط هافبک لو رفتن توپ و داستانی که تکرار می شد...داستانی که نویسندش کسی نبود جز "پپ گواردیولا"...البته تا درصدی هم میتونیم بهش حق بدیم چون دو عنصر هجومی فوق العادش رو نداشت ولی فقط یکم می تونیم حق بدیم:)...در آخر باید بگیم بارسا شانس فوق العاده ای برای مسافرت به برلین داره ...ما هم چیزی از دست ندادیم در واقع بازی ما شاید در حال حاضر مث یه بازی 0-0 باشه اما به نظر من یووه هم برنامه های فوق العاده ای وا سانتیاگو برنابئو داره و چ خوب می شه که هوادارا و بازیکنا با شعار" Hala Madrid y Nada Mas"بتونن برنامه هاشون رو خراب کنن...خیلی قشنگ می شه که بتونیم بریم برلین اما نشد هم ما حرفی نداریم اگه نریم یعنی یووه شایسته تره... فینال برلین امسال یه فینال قشنگ می شه هر دو تیمی که برن بالا شایسته بود و بین این 4تا تیم بارسا شایسته تره و بعدش هم یووه و رئال... کوچیک تر که بودم همیشه مادرم به خاطر فوتبال دیدن سرزنشم می کردن و شبایی که دیر می خوابیدم خیلی از دستم عصبانی می شد(برعکس پدرم:) ) اما من از همون موقع تا الان فوتبال رو دنبال می کنم فوتبالی که به قول یکی از کاربر های این سایت ارزش این همه وقت عصبانیت رو نداره ...اونم فقط به خاطر یه چیز :به خاطر عشق به رئال مادرید که همیشه آدرنالین خون من رو بالا می بره....چ بد باشه چ خوب...اینا حرفایی بوود که دوست داشتم این چند هفته ی اخیر بزنم ولی حالشو نداشتم... حرف آخرم اینه که به هم احترام بزاریم و بدونیم واقعا فوتبال ارزش این همه کل کل و دعوا نداره ولی ارزش دیدن داره مث چیزی که مسی دیشب به فوتبال دوستا و جمع کثیری از رئالی ها ارائه کرد...در کنار این که طرفدار یه تیم هستید طرفدار فوتبال هم باشین...به خدا سخت نیست...به خدا اشکالی نداره یه رئالی بگه مسی فوق العادست...به خدا سخت نیست ی منچستری گه گاهی از بازی حریفاش تعریف کنه...برای یه بارسایی نباید سخت باشه که به رئال احترام بزاره و مثال هایی از این دست.... ممنون که وقت گذاشتید:) عکس هم یجورایی خلاصه ی حرفامه:)