1) «شعار بارسلونا، فراتر از یک باشگاه است و در قیاس با بارسلونا، یونتووس تیمی روستایی به نظر می رسد. یووه نه برنامه ی هفتگی طنزآمیزی در بی بی سی دارد، نه مسابقه ی هنری معتبری دارد که یک بار سالوادور دالی یکی از آثارش را در آن عرضه کرد، و نه پاپ پز این را می دهد که بلیت بازی های تیم را به شماره ی 108000 در اختیار دارد. موزه ی بارسلونا بیشترین بازدیدکنندگان را در میان موزه های شهر دارد/ف حتا بیشتر از موزه ی پیکاسو.» ص 159 2) بارسلونا برای دیر زمانی تنها بدان دلخوش بود که یاد و خاطره ای باشد از فریاد حق طلبانه ی جمهوری خواهی و آزادی مردم اسپانیا و کاتالونیا علیه رژیم ژنرال ها. تنها کافی بود تا سوگلی های حکومت (El Equip del Regimen) که از آلفونسوی سیزدهم تا ژنرال فرانکو بدان می بالیدند را به خاک بمالد تا یاد و نام شهدای جنگ داخلی زنده شود. بدین خاطر بود که "فراتر از یک باشگاه" همواره اشاره ای داشته است به خارج از زمین سبز استادیوم. بازسازی این نقش بنیادین برای بارسلونا و ممانعت از بدل شدن به ابزار صرف ناسیونالیست های دست راستی کاتالونیا و تاکید بر سرنوشت درهم گره خورده ای آزادی و رهایی بشری کاتالان ها، باسک ها و اسپانیایی ها - به باور من- همان افق نهایی است که می تواند فلسفه و روح "فراتر از باشگاه" را کماکان زنده نگه دارد.