مطالعه کتاب "هنر جنگ" اغلب برای فرماندهان نیروهای نظامی توصیه شده اما شاید اولین بار و اولین کسی که از این کتاب و روش های مبارزه ای که ارائه داده در فوتبال استفاده کرد لوییس فیلیپه اسکولاری بود, به طوریکه خوندن این کتاب رو برای بازیکنهای تیمش واجب کرد. اینکه تا چه اندازه چنین مطلبی واقعی بود یا تنها حربه ای برای جنگ روانی و مانور تبلیغاتی به درستی مشخص نیست چرا که این مربی در زمان ها و موقعیت های متفاوت نتیجه های بعضا متناقضی داشت, از قهرمانی برزیل تا موفقیت کمرنگ تری با پرتغال و شکست کاملی در چلسی, اما به نکته زیبایی اشاره داشت که همیشه در پیش چشم ها بود اما کمتر توجه رو به خودش جلب میکرد, تشابه جنگ نظامی و بازی فوتبال. بازی فوتبال شاید بهترین بازی جنگی ساخته شده به دست بشر باشه حتی بهتر از جنگ گلادیاتورها و شطرنج!!! اگه با این دید به بازی فوتبال نگاه کنیم شاید تقریبا تمام مولفه ها معانی جدیدی می گیرن: تاکتیک زمین توپ و ... اما نتیجه از معدود مولفه هایی ست که تغییر نمیکنه, اهمیتش بالاتر میره اما معنیش فرقی نمیکنه. شاید همین دید باعث شده که فوتبال نتیجه گرا روز به روز از اهمیت بیشتری برخوردار بشه ولی این یک دید منفی گرایانه نیست این واقعیته, شاید خوشایند نباشه اما واقعیت لزوما شیرین نیست. افرادی که در جنگ مهارت دارند دشمن را به میدان نبرد می کشانند و افرادی که در جنگ مهارت ندارند توسط دشمن به میدان نبرد کشانده می شوند این یکی از جملات مورد علاقه من از این کتابه. برداشت من از اون به لزوم در دست داشتن ابتکار عمل در مبارزه ست که یا حریف رو به ساز خود می رقصونید و یا باید به همون سازی برقصید که حریف میخواد و اگه بخوام این جمله رو در بازی فوتبال ببینم به بازی های چلسی رجوع میکنم. بارسلونا به عنوان یکی از نمادهای فوتبال تهاجمی یا به قولی توتال فوتبال علاقه داره که توپ و فضا رو در اختیار داشته باشه تا حریف برای به دست آوردن اون تمام طول بازی رو دونده باشه. جالبه که بارسلونا یکی از کمترین میزان دوندگی تیمی در تیم های برتر قاره اروپا رو داره و فقط توپ رو به چرخش در میاره تا توان حریف صرف به دست آوردن اون بشه در برابر همچین حریفی یا باید به ساز او برقصید و عملا خودکشی کنید و یا باید اون رو به ضد خودش وادار کنید. چلسی در برابر این نوع بازی توپ و فضا رو کاملا واگذار میکنه و برای به دست آوردن اون هم تلاش نمیکنه و اینجا به یه جمله دیگه میرسیم برای آن که دشمنت را وادار به حرکت کنی باید او را به طرف چیزی بکشانی که فکر می کند می تواند بدست آورد دروازه تیمی که در نیمه دفاعی زمین خودش حبس شده در دسترس به نظر میرسه یا دروازه تیم مهاجم؟ پس تیم مهاجم هر لحظه بیشتر به سمت این طعمه حرکت میکنه و هرچقدر به دربسته میخوره عطشش سنگینتر میشه و این چیزی نیست جز قدرت تاکتیک و فریب فرمانده جنگی تیم مدافع. کی داره به ساز کی میرقصه؟ نقشه هایتان را مانند شب تاریک کنید و مانند رعد حمله کنید غافلگیری و سرعت عمل! شاهکار این تاکتیک جنگی مارشال رومل فرمانده جنگی آلمان در جنگ جهانی دوم بود که در فرانسه با سرعتی پیشروی میکرد که فرمانده نیروهای فرانسوی قبل از رسیدن به افراد خودش به اسارت درمیاد!!! لقب این نابغه نظامی روباه صحرا است که معجزه هایی در میدان نبرد انجام میداد که بیشتر شبیه افسانه است تا واقعیت. در چلسی یا تیم های زیر نظر مورینیو گل ها به سادگی به ثمر میرسن, تعداد پاس ها برای هر گل به تعداد انگشت های دو دست هم نمیرسن چون در زمینی که مدافعی نیست و آمادگیی هم برای دفاع نیست نیازی هم نیست!!! و این نهایت معنی توصیف سان تزو از جنگه اساس جنگ همه فریب است جدا از این مطلب در برابر این سبک بازی از فینال های منچستر و بارسلونا یاد میشه که البته مطمئنا برای تیم پیروز که در میدان جنگ مورد نظر خودش و به روش مورد علاقه خودش جنگیده مطمئنا لذت بخش هم بوده اما من دوستان منچستری زیادی دارم (( از جمله برادرم که منچستری ترشو ندیدم!!! )) که عقیده دارن منچستر در فینال ومبلی در حد شموشک نوشهر هم بازی نکرد. اما چه خوب و چه بد هیتلر جمله جالبی داره "تنها عدالت برای گوسفند دندان گرگ است"