طرفداری- افراد زیادی هستند که از دادن یک پاس ساده عاجزند اما عاشقانه فوتبال بازی می کنند. با خود می پرسید این فرد با چنین توانایی پایینی در انجام این بازی چرا اینگونه شیفته بازی کردن است. چرا بعضیها از بعضی بازیها لذت می برند و بعضی بازیها را کسالت بار می دانند؟ چرا فوتبال بر خلاف بازی ای مثل شطرنج هر قشری از جامعه با هر سطحی از سواد، سن و درک و هوشمندی را درگیر خود می کند؟
تجربه و تاریخ ثابت کرده که بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال زمانی که گام در عرصه مربیگری می نهند در حد متوسط و گاهی ضعیف عمل می کنند، اما چرا؟ پاسخ تمام این ابهامات و پرسشها را میتوان به یک واقعیت ثابت شده علمی ارتباط داد. همه جواب ها در یک کلمه خلاصه می شود: مغز! مغز انسان از دو نیمکره چپ و راست تشکیل شده که هر کدام کنترل بخشی از اعمال و توانایی های انسان را بر عهده دارد. نیمکره چپ مسایل عملی، منطقی، قابل استنتاج، واقعی و غیر احساسی را مورد پردازش قرار می دهد و نیمکره راست تحت تاثیر تصاویر، احساسات، موسیقی، داستان، تخیل و به طور کلی مسایل هنری قرار دارد. تحقیقات اثبات کرده که آدم ها اکثرا از نیمکره راست مغزشان استفاده می کنند و عملکرد آن ها بیشتر تحت تاثیر این بخش از مغز قرار دارد و توانایی ها و علایق آنها را شکل می دهد. حتی انیشتین که به عنوان یک نابغه علمی شناخته می شود هم بیشتر از نیمکره راست مغزش استفاده می کرده است و به نظر می رسد این یک اپیدمی کاملا شایع است. کمتر شخصی را پیدا می کنید که هر دو نیمکره مغزش در حد بالایی فعال باشد. هر چه نیمکره راست بیشتر برانگیخته شود انسان بیشتر جذب می گردد و هرچه این نیمکره قویتر عمل کند توانایی ورزشی و هنری بالاتر می رود و شما می توانید یک ورزشکار، یک نویسنده یا موسیقیدان برجسته شوید و هرچه نیمکره چپ قوی تری داشته باشید می توانید یک مدیر موفق یک ریاضیدان یا یک مربی فوق العاده باشید.
مسلما علایق و استعدادهای ما اکتسابی است و با هم در ارتباط مستقیم قرار دارند. در هر زمینه ای که قوی باشیم و بتوانیم در آن خودنمایی کنیم به آن علاقه مند می شویم و لذت می بریم و در هر زمینه ای که ضعیف باشیم از آن خوشمان نمی آید و دوری می کنیم. هر چه جنبه های بصری و حسی و غریزی یک پدیده بیشتر باشد نیمکره راست فعالتر عمل کرده وجذابیت ایجاد می کند. اکثرمردم عاشق موسیقی هستند، از خواندن داستان های زیبا لذت می برند، به یک تابلوی نقاشی زیبا تا مدتها خیره می شوند، تا ساعتها غرق در خیالات هستند اما هرگز نمی توانند خودشان را راضی کنند که فقط برای مدت کوتاهی به تماشای یک بازی شطرنج بنشینند. برای اینکه عاشق حل مسایل ریاضی باشیم و از تماشای چنین بازیهایی لذت ببریم باید از نیمکره چپ مغزمان کمک بگیریم. همین واقعیت علمی توجیه می کند که چرا بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال در عین توانایی ذهنی بالا و هماهنگی فوق العاده عصب و عضله با هنرنمایی شان در میدان شما را به هیجان می آورند، اما هرگز مربی بزرگی نمی شوند. برعکس افرادی که هیچ گاه بازیکن خوبی نبوده اند اما هنر مدیریت و مربیگری را در بالاترین سطح خود به نمایش می گذارند.
به هر حال فوتبال عوام پسندانه ترین پدیده دنیاست که هر فردی می تواند جذابیتهای آن را به تناسب استعداد های خود درک کند و به همان میزان با آن همراه شود و خود را غرق در این اقیانوس بی کران احساس کند حتی اگر روی سطح آن شناور باشد. شما چه یک متر در این اقیانوس فرو رفته باشید، چه ده متر چه صد متر در هر صورت در آن شناور هستید و می توانید از شنا کردن در آن لذت ببرید به همین علت همیشه باید مراقب بود که چاشنی تفکر، استدلال، منطق و حساب و کتابهای ریاضی در فوتبال بیش از حد دخیل نشود و تاکتیک و استراتژی، بیش از اندازه ، تکنیک ها و خلاقیت ها و جاذبه های بصری را تحت الشعاع قرار ندهد، چرا که مسلما جذابیت های عوامانه خود را از دست داده و از طرف اکثریت پس زده خواهد شد هرچند که مشتریان خاص خود را خواهد داشت.
ارسالی کاربر طرفداری، پسرخاله ژوزه



