روزگاری قبل ،در ادوار پیش
خیلی قبل نه ، حدود 10 سال پیش
استقلال یک تیم قدرتمند بود
صاحب مربی ،جوان و ارزشمند بود
سیستمش ، چهار چهار دو لوزی بود
تیم او اماده بازی بود
ارتشش با استعداد بود و جوان
بردل دشمن میزد پرتوان
تیم ،با اوجی قوی همراه شد
این عقاب اماده پرواز شد
ژنرال محبوب ابی ها شد
سرور تمام لنگی ها شد
ژنرال هرجا و هر تیمی که رفت
با همان افکار قهرمان شد
صحبت از او بود هر جا، جام بود
قهرمانی های او ،مادام بود
عاقبت برگشت ،به خانه خویش
با همان ارتش ،بازهم رفت به پیش
سال اول او گرفتش جام را
باهمان افکار کهنه راند، راه
دشمنان با ارتشانی تجهیز
جنگ شد اغاز، بی راه گریز
تیم او اماده پرواز شد
ارتشش پر ، ز کهنه سرباز شد
تیم او نیاز به یک تعمیر داشت
وی ،به افکار خودش تاکید داشت
ارتشش خسته و تیمش مات شد
خنده هواداران فریاد شد
خود مقصر بود بر اوضاع خویش
روزهای بد شدن ،بیش از پیش
رتبه اش نقل همه مردم شد
تیم او از چهار تیم پنجم شد
هم ز کورس قهرمانی ،جاماند
هم ز سهمیه گرفتن ،باز ماند
فصل نو امد و او هم باز ،ماند
عده ای را او ،عمروعاص خواند
به هواداران قولی تازه داد
وعده یک ارتش اماده داد
گفت : تیم اماده میشه امسال
تیم 83 میشه امسال
صحبت از جام بردن امسال شد
استقلال هرچی که ایشون خواست شد
تیم جوان بود ولی فکرش پیر بود
ارتشش برای بردن سیر بود
دائما وعده قهرمانی داد
به هواداران امید واهی داد
ارتشش امسال هم پیروز نشد
تیم او همان تیم دیروز نشد
ارتشش خسته و بی تعمیر است
تیم او از بیخ و بن اماده تغییر است
تیم را از او باید پس گرفت
از گذشته ها باید درس گرفت