سال 1998 وارد تیم بزرگسالان شدی در آن روزها کمتر کسی فک میکرد که تو اسطوره ابدی لیورپول بشی سال 2001 در فینال تونستی با جادوت آلاوزو شکست بدی و تیمو قهرمان لیگ اروپا کنی و سال بعد قهرمان اف ای کاپ اما اینا پایانی برای اسطوره بودنت نبود سال 2004 که از چلسی تکلیف گرفتی و تا یه قدمی تیم آبی های لندن رفتی همه تو رو به چشم یه خیانت کار دیدند ولی تو بعد از چندین ماه اندیشیدن تصمیم گرفتی در لیورپول بمانی تا با ماکلله و لمپارد و دروگبا... همبازی بشی سال 2005 با جادوت باعث شدی تیم لیورپول حماسه ساز بشه و از 3-0 بازی رو با رهبری و گلی که زدی به 3-3 آوردی و قهرمانی 2005 رو به مرسی ساید آوردی سال 2007 ایندفعه از اینتر بازم به سرمربیگری آقای خاص تکلیف گرفتی ولی بازم بی درنگ جواب رد دادی و سال 2007 بازم فینال لیگ قهرمانان اروپا ولی ایندفعه با وجود جادوی تو نتونستیم حریف تیم کارلتو شیم سال 2008-2009 با رویایی شروع شد که قدم به قدم داشتیم به قهرمانی لیگ میرفتیم که با بد شانسی ها و اشتباهات لیگ رو پشت سر رقیب اصلی(یونایتد) به پایان رساندیم سال 2010 با رفتن بنیتز و ورود مالکای جدید همه چیز به یک باره فرو ریخت و دوران نسبتا تاریکی واسه لیورپول شروع شد با فروش تورس و ژابی آلونسو بازیکن ها کلیدی و دوس داشتنی لیورپول لیورپول دیگر نتوانست آن لیورپول سابق بشود و اینطور سال ها گذشت قهرمانی در سال 2011 در لیگ حذفی تونست دلخوشی کمی به هوادارا بده و اما فصل2013-2014 با وجود اینکه 3 سال بود لیورپول در تاریکی فرو رفته بود هیچکس فک نمیکرد که همه چیز به یک باره تغییر کند سوارزی که 3 سال بود در لیورپول محو بود به یک باره خود را با سیستم راجرز جوری مطابقت داد که با شروع فصل لیورپول طوفانی را برپا کرد و همه لیورپول را قهرمان فصل 2013-2014 میدانستند که اما آن روز روزی که در آنفیلد طرفدارای لیورپول سکوت مرگباری کردند روزی که قهرمانی از دست رفت اما تیر آخر مقابل کریستال پالاس بود که 3-0 جلو بودیم وشانس قهرمانی داشتیم ولی در عرض 10 دقیقه بار دیگر لیورپول در تاریکی ابدی فرو رفت و بازی از 3-0 به تساوی 3-3 کشانده شد و بار دیگر دستان استیوی از قهرمانی لیگ کوتاه ماند ولی هیچوقت این امر از ارزش و بزرگی کاپیتان چیزی کم نکرد و اما امسال وقتی که در جام جهانی 2014 سوارز دست کیه لینی رو گاز گرفت همه فک میکردند که سوارز در لیورپول مانده و با جرارد دوباره میتونستن تاریخ ساز شوند ام ابارسا با خرید سوارز این رویا را از طرفدارا گرفت این پایان کار نبود کاپیتان و اسطوره ای دیگر نیز از تیم جدا شد دنیل اگر دوس داشتنی و جرارد تنها ماند:(( با شروع فصل هرچه پیشتر میرفت تیم روند بدی پیدا میکرد و هر بازی سایه ی نا امیدی روی بازیکنا میفتاد تا بازی 3-0 منچستر در اولدترافورد و تغییر سیستم توسط راجرز و اما آن بازی لعنتی یعنی بازی لیورپول-لستر سیتی در آنفیلد فردای اون بازی بود که جرارد اعلام کرد که پایان فصل از تیم جدا میشود اما پس از این حرف استیوی همه میگفتند که استیوی بهترین بازی هاشو انجام میده ولی این اسطوره ابدی روز به روز افت کرد تا بازی کیو پی آر که منجی تیم شد و امروز مقابل چلسی نذاشت تیمش مغلوب از زمین بیرون بیاد تو افسانه ای کاپیتان ببخشید طولانی شد ولی این حرفا از دل من میگذره از جایی کپی نکردم اگه در زبان گفتاری مشکل دارم خودتون به بزرگیتون ببخشید:))