قلعه نویی!دوستت داریم.اما برو
۱۸۷ بازدیددوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ - ۱۱:۴۷
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
بعد از گذشت 6 سال،برای اولین بار بود که سکوی لیگ توفیق حضور آبی پوشان را بدست نیاورد.
به نظر می آمد که این بار سنگین سکوی سه پله ای را دچار خستگی کرده.
سکو برای تجدید قوا،به مدت یکسال هم که شده،از رنگی آبی پاک شود و استراحت کند.
چون قرار بود بار بعد،بالاترین پله ی سکو جامه ی آسمانی در حال غروب بر تن کند.
اما............اما........
استراحت بیش از حد تصور طول کشید.دو فصل ناکامی بیش از یک استراحت است.
یک ریکاوری طولانی مدت
یک خواب زمستانی است
زمستان یک چهارم از سال را شامل می شود.یعنی به ازای 3xغیر زمستان،xزمستان را در پی داریم.
6 فصل پشت سر هم در بین سه تیم برتر بودیم.یک سوم این مقدار یعنی دو فصل هم به حق طبیعی سکو احترام گذاشتیم تا تنی آرام کند و مهیای بهار و تابستانی جان فرسا شود.
حتی سکوی آسیا باید خود را آماده ی حمل استقلال در قله اش کن.البته نه برای امسال و سال دیگر.برای دو سال دیگر به بعد.
امیر قلعه نویی را دوست دارم.در موفقیت های 12,13 سال اخیرمان،نام او می درخشد.3 قهرمانی لیگ برتر و 2 قهرمانی جام حذفی،مهر او را بر دل ما نشانده.هر چند یک قهرمانی جام حذفی مان از زیر دست او فرار کرده و به نام پرویزخان مظلومی نوشته شده است.یک بار هم ما را به نیمه نهایی لیگ قهرمانان آسیا رسانده که هر 3,4 سال یک بار برا تیم های ایرانی اتفاق می افتد و کمتر از قهرمانی نیست.
دشمن زیاد دارد.از مهره های سوخته ی خودی گرفته تا هواداران رقیب قرمزپوش.هواداران همان باشگاهی که دست کم 6بار مقابا ژنرال به زانو در آمده اند.
متاسفانه در کشور ما همین طور است.افراد موفق دشمنان زیادی دارند.بسیاری از اوقات هم معلوم نیست که شمشیر دشمنان به چه شکلی ظاهر می شوند.به شکل قلم،میکروفون،تارهای صوتی و .... .
نمی دانم نام جدیدترین دشمن ژنرال را چه بگذارم.
همان دشمنی را می گویم که تقریبا شکست ناپذیر است و اگر ژنرال توانست شکستش دهد،حق او درجه ای بالاتر از ژنرال خواهد بود.
آقای گل لیگ امید ها را بیشتر 35دقیقه در زمین تحمل کند.در حالی که بنده در ساق های محسن کریمی،چشمه هایی از بهترین وینگر کشورمان را در سال های آینده میبینم.حتی بهتر از جهانبخش.
فصل گذشته استقلال پنجم شد.امسال هم به نظر نمی رسد با نهایت خوشبینی بیشتر از سهمیه ی آسیا نصیب آبی پوشان شود.تکرار می کنم:با نهایت خوش بینی و خوش شانسی.
در 20 سال اخیر فقط یکبار سابقه داشته که 2فصل پیاپی سکوی سه پله ای بار سنگین استقلال را روی شانه هایش حس نکند.آن هم فصل های ششم و هفتم لیگ برتر بود.که البته برادر کوچکترش بالابر جام حذفی ،جور اخوی را کشید و استقلال با قهرمانی جام حذفی خاطرات تلخ آن دو سال را از ذهن خود پاک کرد.
همه ی این مسائل ما استقلالی های واقعی را رهنمود میسازد که :
"آقای قلعه نویی!ژنرال!برای استقلال زحمت کشیدی.کاپیتان تیم بودی.مربی تیم بودی و سرمربی.در دوران سرمربی گری ات 5 جام گرفتی و محبوبت را به میان 4 تیم برتر قاره ی کهن رساندی،برایت آرزوی موفقیت می کنیم.لیاقت تو این است که به جای کاسه بشکه ای پر از آب را پشت سرت بریزیم تا بروی.تا چمدانت را ببندی و بروی و دیوار شجاعتت را از نو بسازی و سپس بازگردی"
کلمه مناسبی برایش پیدا نمی کنم.اما شاید این ترکیب معرف خوبی از دشمن جدید باشد:
"تاثیر پیری بر شخص"
معمولا(نه همیشه) سن با جسارت رابطه ی عکس دارد.
هر چقدر فرد مورد نظر پیرتر میشود،از جسارت او در تصمیم گیری و ریسک پذیری کاسته می شود.امیر خان قلعه نویی نیز از این قاعده مستثنی نیست.
یادمان باشد که تاکتیک 10 سال پیش قلعه نویی"خسرو سانتر کن و حنیف بزن" نبود.
یادمان باشد که استقلال مدل83و 84 در ربع ساعت پایانی،بازی های 2-0 باخته را با پیروزی 3-2 عوض می کرد.
یادمان باشد که قلعه نویی مدل 84 با فراغ بال طالبلوی کم تجربه را جایگزین برومند و توپولوویچ اسم و رسم دار کرد.
یادمان باشد که نتایج قابل قبول استقلال دهه 80 و اوایل دهه 90 مرهون دو چیز است:
1- آکادمی ای که 4 بازیکن برجسته به نام های وحید طالبلو و مجتبی جباری و خسرو حیدری و آندرانیک تیموریان را به فوتبال ایران تحویل داد
2-امیر قلعه نویی ای که این جوانان و چند جوان دیگر را جایگزین قدیمی ها کرد.
یادمان باشد که امیر قلعه نویی در سال 82 تیم رده نهمی را از رونالد کوخ تحولی گرفت و در پروژه ای سه ساله،تیم قهرمان را تحویل داد.پروژه ای که قولش را در بدو ورودش داده بود.
ما اهل کوفه نیستیم که زحمات این مرد بزرگ را فراموش کنیم.حتی اگر انواع و اقسام تهمت و افترا را نثار ایشان کرده باشند.
برای مثال واعظ آشتیانی ای که عملکرد متوسطی در فدراسون دوچرخه سواری داشت و میراث مدیریتش در استقلال ،بیشترین بدهی مالی و ترک این تیم در بدترین شرایط ممکن بود،یکی از منتقدین امیر خان است.
هنوز یادمان نرفته که در سال های 89 و 90 ،سپاهان قلعه نویی با بازی های زیبا و تهاجمی،برای اولین بار در تاریخ،تیمی را دو پار پیاپی قهرمان لیگ حرفه ای کرد.به طوری که در هر دوبار،قهرمانی زردپوشان اصفهانی از دوهفته پیش از اتمام مسابقات تقریبا مسجل شده بود.
ولی........ولی.........
چه سپاهانی?سپاهانی که سنگربان و مدافعانش یاران ثابت تیم ملی بودند .2 یار برجسته در خط آتش داشت خط هافبکش با حضور شاه مهره ای به نام محرم نویدکیا،به اعتقاد بنده ضعیف تر از تیم ملی نبود.
تنها بازیکن ناشناخته ای که مورد توجه امیر خان قرار گرفت،امید ابراهیمی بود. میدان دارکنونی استقلال آخرین غنیمت دوران قلعه نویی شجاع است.قلعه نویی این الماس را از میان آلومینیوم های هرمزگان جدا کرد و به فولاد های اصفهان تحویل داد.به نظر می رسد که جای خالی کاپیتان تازه بازنشست شده ی تیم ملی،دارد به آخرین بلوک دیوار تخریب شده ی شجاعت قلعه نویی چشمک میزند.
اما پس از کشف امید،دیگر از قلعه نویی شجاع خبری نبود.روز به روز او دیوار شجاعتش را کوتاه و کوتاه تر میدید.
به طوریکه از نام "بهنام برزای" جوان مستعد تیمش می گذرد و نمی تواند محسن کریمی،بهترین بازیکن و

