خبر ورزشی: یحتمل امیر قلعه‌نویی این روزها مصاحبه می‌کند و به کروش می‌تازد. او دستپخت دو فصلش را حاصل تلاش‌های مافیایی و مرموزانه کروش می‌داند. اطرافيانش هم به او مشاوره لازم را مي‌دهند و در نهايت، مردم به شكل ديگري فرض مي‌شوند تا سرمربي استقلال از نظر خودش، تبرئه شود. در فوتبال ايران رسم است به مرده لگد مي‌زنند. فقط لازم است يكي به زمين بيفتد و عده‌اي بالاي سر او ظاهر شوند و هر يك ضربه آخر را با قدرت بيشتري بزنند، درست وقتي كارلوس كروش و تيم‌ملي 10 نفره در جام ملت‌ها به عراق باختند. البته لگد زدن به جسد تيم‌ملي، از شب قبل از بازي با عراق شروع شد، وقتي كساني كه تاكتيك تيم‌شان كشيدن مدافع به خط حمله و سانتر كردن بود، به تاكتيك‌هاي تيم‌ملي خنديدند و به انتقاد از كارلوس و ايران پرداختند! آنچه امروز امير قلعه‌نويي بايد از كروش ياد بگيرد، اخلاق، معرفت و منش او است. سرمربي استقلال كه از نظر فني نمي‌خواهد از كروش چيزي ياد بگيرد، حداقل ياد بگيرد كه در روزهاي شكست يك تيم، نبايد به جنازه‌اي كه روي زمين افتاده لگد زد. اگر امروز جاي كروش و قلعه‌نويي عوض مي‌شد، مي‌توانستيد شاهد مصاحبه‌هاي توفاني‌‌اش باشيد اما به رفتار كروش دقت كنيد. سكوت كرده و لام تا كام حرف نمي‌زند. سابقه نداشته او پس از شكست‌هاي استقلال يك‌بار جمله‌اي بگويد. اين رفتار كروش است و شعار نيست وقتي مي‌گويد يك مربي نبايد بعد از شكست مربي ديگري بگويد بايد او را بركنار كنند. چه فرصتي براي كروش بهتر از اينكه در روزهاي شكست قلعه‌نويي مصاحبه مي‌كرد، او را مي‌كوبيد و همان حرف‌هايي را تكرار مي‌كرد كه سرمربي استقلال چند سال است تكرار مي‌كند اما كروش به خيلي‌ها درس مردانگي و حرفه‌اي‌گري داد و مي‌تواند از اين بابت الگوي بعضي‌ها باشد. جالب اينجاست كه در مقابل سكوت كروش، حتي او مقصر شكست‌هاي استقلال هم شده است!