یادش بخیر روزگاری یه لیگ برتر داشتیم و دوتیم قدرتمند پایتخت که قرار بود قهرمان رو تعیین کنند. روزها و هفته ها رو در انتظار دربی باشکوه و همیشه جنجالی پایتخت میگذروندیم و از یک ماه پیش از دربی طرفدارای قرمز و آبی تو مدرسه و محله و فامیل و خلاصه همه جا واسه هم کری میخوندن... یه استقلالی بود که قهرمان آسیا شده بود و تیم جوان و یکدست شامل نوازی دین محمدی سامره مجیدی برومند و... که همیشه مدعی قهرمانی بود و یه پرسپولیسی که رکورددار قهرمانی بودند و بدنه اصلی تیم ملی رو با بازیکنایی مثل دایی باقری مهدوی کیا پیروانی عابدزاده و... تشکیل می دادند ... هعععییی روز گار تیم ملی مون هم که منتخبی از این دوتیم بود و هربازیکنی که میخواست به تیم ملی برسه تنها راهش رو پوشیدن لباس با ارزش یکی از دوتیم پایتخت می دونست، لباسی که با میلیونها پول هم عوض نمیشد و برای بازیکنها اونقدر مقدس بود که واسه خاطرش چندین زخم و بخیه و شکستگی قابلی نداشت لباسی که برا بازیکنا مثل ناموسشون بود و مقدس بود ولی افسوس از اون دوتیم و اون عشق و تعصب ها فقط یه اسم مونده اسم دوباشگاه معمولی و دربی که در روز آخر میتونست اوج هیجان و رقابت بر سر قهرمانی باشه تبدیل بشه به یک بازی معمولی که طرفداران فوتبال اونقدر درگیر بازی های نیمه نهایی اروپایی بشن که اصلا یادشون بره روز جمعه دوتیم محبوبشون بازی داره و از الان باید فکر بلیط باشن ای کاش میشد ما به جای اینکه با گذاشتن عکس بازیکنای خارجی تو تیم های اروپایی با هم رقابت میکردیم عکس بازیکنای خودی رو میزاشتیم و واسه دربی خودمون خط و نشون میکشیدیم :((