از کجا باید آغاز کنم؟از کدام ویژگی این خاک و دیار؟کدام داستان لحظه لحظه رشادت آفریدن های غیورمردان این خاک را بازگو کنم؟ سرزمین من همانی است که شهره شده به اولین بودن...شخصا از تکرار مکررات بیزارم ولی نقبی بر گذشته زدن خالی از لطف نخواهد بود: آری...ما همان مردمان وامدار سردی و سختی کوهستان هستیم،همانهایی که از سرمای تبریز فقط سرد بودنش را به مردمش نسبت داده اند،همان مردم سردی که به طول تاریخ معاصر تمسخر شده اند و سوژه ی جوکهای توهین آمیز گشته اند....حق با شماست؛مردم این دیار لایق تمسخراند اگر بدانید که در سخت ترین تنگناهای تاریخی این کشور،گره کور مشکلات به دست همین مردم باز شده است!کدام را یادآوری کنم؟رشادتهای مردم تبریز در جنگ با عثمانی در زمان صفویان؟!مقاومت در برابر ظلم و زور حکومت مرکزی در زمان قاجار؟؟مردمی که با یونجه خوردن(به دلیل اتمام آذوقه) و ریاضت کشیدن و با اعتقاد راسخ حاضر به شکستن مقاومت و مردانگی و ایستادگی خود نشدند و ستارخان و باقرخان معرفی کردند! آری حال این مردم به دلیل لهجه اش به هنگام مصاحبه به زبانی غیر از زبان خود سوژه ی جوک گوییها و خوشمزگی های وقیحانه و منزجرکننده ی مجریان سبک مغز تلوزیون ملی میشود! زیاد هم دور نرویم...همین انقلاب و همین هشت سال دفاع مقدس افسانه و اسطوره کم ندارد از جوانان آذری...جوانانی که بازگو کردن حکایت هر کدام از آنان هر شاهنامه ای را بی اعتبار میکند...بگذریم...! دیار من همانیست که توانسته شاعری پرورش دهد که نه تنها در زبان مادری خود خبره است بلکه آنقدر در زبان فارسی اعجاز می آفریند تا روز شعر و ادب پارسی را به نامش بزنند! دیار من مفاخر و مشاهیر و علامه و عارف کم نزاییده...هریک از آنها مایه ی فخر و غرور این سرزمین است اما اکنون حکایت حکایت دیگری است.... یکی دیگر از افتخارات آذربایجان همیشه سرفراز در آستانه ی ساختن یکی از جشن های بزرگ تاریخ این سرزمین است...اما این بار نه در قالب یک فرد بلکه به عنوان یک مجموعه و یک تیم...تیمی که چشم میلیون ها عاشق بی ادعا و متعصب به ساق بازیکنانش دوخته شده...تراکتور... قلب مردم این سرزمین به نحوی عجیب با این تیم پیوند خورده!باید اینجا باشی تا درک کنی چه میگویم،طرفدارانی از همه ی اقشار که شب و روزشان با این تیم است...غالبشان شدیدا فوتبال فهم اند و در بحث های فوتبالی خبره،هوادارانی که دغدغه ی زیبا فوتبال بازی کردن نسبت به کسب جام برایشان در اولویت است،طرفدارانی که بلد نیستند با انگشتان خود بازی کنند و ادا و اطوار مسخره را کری بنامند...تیمی که به تصویر انگشت شست حذف شده ی یک طفل چند ماهه و تیترهای مشمئزکننده و لوده نیازی ندارد...همانطور که گفتم اینجا دیار غیرتمندان است...ما حرفمان را درون زمین میزنیم...نگاهی گذرا به چند فصل اخیر از بازگشتمان از لیگ یک اثباتی بر این ادعاست. از زحمات تک تک بازیکنان و مربیان و مدیرانی که تیم محبوبمان را به جایگاه و اعتبار فعلی اش رسانده اند ممنونیم.از کمالوند همیشه محبوب و ژنرال عهدشکن تا مجید جلالی متین و آرام تا پسر خودمان رسول...از ثابتی و جلیلی و خیرخواه تا توزی و لوپزو کرار و ادینهو و از علی کریمی محبوب تا کیانی با غیرت...دست تک تکشان درد نکند. در این میان حکایت گره خوردن قلب این هواداران با تونی اولیویرای محبوب قصه ای عاشقانه است...این مرد با کاریزمای بخصوص خود قلب تک تک هواداران را عاشق خود کرده...مردم فوتبال فهم تبریز با اولویت قراردادن تونی در قلبشان میزان شناخت خود از تیمشان را به رخ سایرین کشیدند...اولیویرا دقیقا همانی هست که میخواهیم...شور،شعف،غیرت،جنگیدن تا آخرین لحظه،بازی زیبا و کسب افتخار و...همه این ها با این سیبلوی با غیرت برایمان محقق شد؛چه چیز بالاتر از این؟! اولیویرا همیشه در قلب ما یادآور خاطره های شیرین همراه با لبخند و غرور خواهد ماند... البته تراکتور محبوبمان همواره و از بدو تأسیس عملکردی درخور شأن نامش داشته.از دوران واسیلی قوجا که این تیم پرده ای از فوتبال محکم و با صلابت اروپای شرقی را به نمایش میگذاشت تا حال که تونی تیمی دارای خط آتشی قدرتمند و فوتبالی چشم نواز را به میدان میفرستد. اکنون در جایگاهی هستیم که برای اولین بار نزدیک تر از همیشه به آنچه هستیم که حقمان بود زودتر به آن برسیم و همواره رویایش را در سر پروراندیم. آغوش باز استادیوم یادگار،فردا مهربانانه تر از همیشه پذیرای فرزندان خود است.تیمی که رنگ پیراهنش وامدار خاک سرخ کوههای با صلابت اطراف تبریز است و غیرت و صلابتش قطب جدیدی از فوتبال را در ایران شناسانده. هوادارانی که برای اولین بار تشویق های اروپایی را به لیگ معرفی کردند و از دقیقه یک تا نود بی امان تشویق کردنشان خون تازه ای به کالبد بی روح لیگ برتر دمید. تراکتور محبوب،فردا قلب و چشم همه ی کسانی که به تو دل بسته اند همراهت است...از آن باربر زحمت کش بازار تبریز که حتی زیربار سنگین عشقش به تونی را بازگو میکند تا آن لیدر پیر محبوبی که نود دقیقه به عشقت سرپا می ایستد! ما را نا امید نکن...گرچه مطمئن باش که هر اتفاقی رخ دهد تا جان در تن داریم عاشقانه به تو میبالیم. یاشاسین آذربایجان! یاشاسین تراختور!