ممفیس به زودی راهیِ منچستر و آماده برایِ سوپر استار شدن خواهد شد. به همین خاطر سایمون کوپر، ژورنالیستِ بزرگِ هلندی-انگلیسی، از نقاط ضعف و قدرتِ او مینویسد
ممفیس کودکیِ سختی داشت. پدرِ بیولوژیکش خانواده را رها کرده بود و همسرِ دومِ مادرش مدام آزارش میداد. ممفیس دوست ندارد از این دوران حرف بزند اما خودش اعتقاد کودکیِ سختش قویترش کرده است. به همین خاطر است که او هرگز نامِ فامیلیِ پدرش، دیپی (یا با تلفظِ درستِ هلندی دِپای) را پشتِ پیراهنش نمینویسد: «بذارید اینجوری بگم، اون لیاقتش را نداره، همین.» ژورنالیستها هم باید ممفیس صدایش کنند.
ممفیس از همان دوازده سالگی عضلاتِ شکمش 6 تکه شده بود. نقطهیِ گرانشِ بدنش پایین است و برایِ همین خیلی خیلی سخت میشود وقتی توپ دارد تعادلش را به هم زد. از ممفیس میتوان به عنوانِ یک کریس رونالدویِ کوتاهتر نام برد. پایِ راستِ فوقالعادهای دارد، هم با تویِ پا میتواند کاتدار ضربه بزند و هم با رویِ پا محکم. او امسال 7 ضربهیِ آزاد را گل کرده (بیشتر از هر بازیکنِ دیگری در 5 لیگِ اولِ اروپا). خودش میگوید: «دروازهبانها تقریبا نمیتونن شوتِ منو بگیرن.» امامشکل اینجاست که خیلی وقتها ضرباتش خارج از چهارچوب است.
ممفیس پایِ چپِ خوبی ندارد و خیلی کم پاسِ گل میدهد و گاهی در بازی گم میشود. اما فلیپ کوکو، مربیاش در آیندهوون میگوید او حتی در بدترین روزش هم گل میزند. ممفیس خیلی خوب دریبل میکند، با سرعت و قدرت. او این تکنیک را مدیونِ سالها خیره شدن به آرین روبن میداند: «تویِ دریبل زدن روبن میتونه در هر ثانیه مسیرِ توپ را عوض کنه. فقط فوتبالیستهایی که قادر به این کار هستن میتونن در سطح بالا حریفشون را دریبل بزنن.» ممفیس در حالِ حاضر در سرعت به خوبیِ روبن دریبل میزند، اما کنترل و تسلطِ او به توپ را ندارد. ممفیس گاهی در بازیهایی خیلی توپ از دست میدهد. مثلا همین بازیِ آخرِ آیندهوون مقابلِ اکسلسیور 31 بار توپ را از دست داد.
ممفیس خارج از زمین ممکن است خیلی پُزی و شیک و پیک به نظر برسد، از موهایش گرفته تا لباسها و خالکوبیهایش، اما در تمرین و زمین یک حرفهای به تمام معنا است. اما مهمترین نکته در آیندهیِ او این است که دقیقا از جنسِ بازیکنانِ محبوبِ لویی فن خال است: یک هلندیِ سریع که تشنهیِ یاد گرفتن است. فن خال دقیقا میداند ممفیس چه کیفیاتی دارد و چه کیفیاتی هنوز ندارد. فن خال برایِ جا افتادنِ ممفیس در یونایتد عجله نخواهد کرد و ازش انتظار نخواهد داشت فصلِ اول 45 بازی برایِ تیم انجام دهد. او همانطور که ونگر فن پرسی را در آرسنال ساخت، ممفیس را خواهد ساخت؛ آرام و پیوسته.
هوگو بورست، نویسندهیِ کتابِ بیوگرافیِ فن خال با عنوانِ "ای لویی... به دنبالِ لویی فن خال" مینویسد: «فن خال و ممفیس در جریانِ جامِ جهانی مثلِ پدر و پسر شدند. اگر ممفیس دوباره زیرِ دستِ فن خال کار کند میتواند نعمتِ بزرگی برایش باشد. ممفیس پسری کجخلق و حساس است که نیاز به راهنمایی، داخل و خارج از زمین دارد. قسم میخورم اگر ممفیس یک نیم فصل تحتِ رهبریِ فن خال بازی کند، با افتخارِ نامِ او را پشتِ پیراهنش درج خواهد کرد.»