اين متن گزارش كاملى است از حواشى و اتفاقات استاديوم يادگار امام در يكى از عجيب ترين روزهاى تاريخ فوتبال ايران كه توسط من كه از حدود ٥-٦ ساعت قبل از بازى در استاديوم بودم و تا ساعتى بعد بازى هم از استاديوم خارج نشده بودم سكانس اول : ٤ ساعتى به زمان بازى مانده ولى استاديوم لبريز از تماشاگر است همه باور دارند كه به هر نحوى شده بايد جام را در تبريز نگه دارند و به شدت مشغول تشويق و حمايت تراختور هستند. دو ساعت مانده به زمان بازى كه بازيكنان و كادر فنى نفت تهران براى بررسى شرايط استاديوم و ارزيابى جو آن وارد چمن مى شوند و دورى در آن مى زنند بازار عكس هاى سلفى و ضبط ويدئو هم حسابى داغ است و بازيكنان مى خواهند خاطره اى از اين روز با خود داشته باشند. كمى بعد از تيم نفت اين تيم تراكتورسازى است كه وارد زمين مى شود واستاديوم را به مرز انفجار مى رسانند. همه چيز خبر از يك بازى هيجان انگيز و ديدنى مى دهد. سكانس دوم: در همان دقايق نخست گل اول تيم نفت به ثمر مى رسد اما باز هم آن عيبى يوخ هاى معروف به گوش مى رسند. همه حرف از اين مى زنند كه بازيكنان تراختور بيش از ياران نفت تحت تاثير جو ورزشگاه قرار گرفته اند. تشويق ها ادامه مى يابد تا اينكه ادينيو و آندرانيك دو گلى را مى زنند كه استاديوم را غرق در شادى مىكند تشويق بوندسليگايى هواداران تراختور هم به شيرينى هاى مسابقه افزوده و همه تماشاگران دارند خود را براى يك جشن حسابى در استاديوم و بعد از آن در خيابان هاى شهر آماده مى كنند سكانس سوم: نيمه دوم آغاز شده و تراختور بسيار اميدوار كننده بازى مى كند و حتى به گل سوم هم مى رسد حالا همه در فكر گل هاى بيشتر و زدن ضدحمله هاى آتشين با بازيكنان سرعتى مثل سامان نريمان جهان و ادينيو هستند. همه چيز خوب است تا اينكه بعد از اتفاقاتى نا معلوم آندو كه از مهم ترين اركان تيم چه در حمله و چه در دفاع است اخراج مى شود. يكى مى گويد به خاطر اعتراض به داور و ديگرى حرف از هل دادن بازيكن نفت توسط او مى گويد. تونى دست به كار مى شود و بلافاصله كامدار را كه تقريبا تنها گزينه اى است كه تجربه بازى در هافبك دفاعى را دارد به زمين مى آورد. همه نگران گل دوم هستند گلى كه ميتواند نفت را خيلى خطرناك تر كند تا اينكه اين گل به ثمر مى رسد و گل سوم هم كمى بعد از آن روى اشتباهات و اتفاقاتى كه نياز به توضيح ندارد به ثمر مى رسد سكانس آخر: اخراج عجيب آندو و پنالتى كه گرفته نشد جو استاديوم را به شدت بر عليه فغانى كرده انواع اقسام فحش هايى كه همه مان در استاديوم ها كم نشنيده ايم به داور گفته مى شود تماشاگران كم كم ورزشگاه را ترك مى كنند ، نااميد از نتيجه رقم خورده و ناراحت براى جام از دست رفته، آن هايى هم كه به معجزه هاى دقيقه نودى ايمان دارند منتظرند تا پايان بازى؛ به يكباره خبرى عجيب، دهن به دهن در استاديوم مى چرخد همه حرف از تساوى سپاهان مى زنند جو نا اميد ورزشگاه مجددا احيا مى شود آن هايى كه باورشان نمى شود در تلاشند تا از طريق اينترنت ،تماس يا پيامكى صحت خبر را مطلع شوند اما فايده اى ندارد موبايل ها كاملا فلج هستند نه اينترنت وصل مى شود و نه تماسى برقرار مى شود ، پيامك هاى ارسال شده هم پاسخى به جز پيام ارسال نشد دريافت نمىكنند. وضعيت به همين روال است كه به يك باره نيمكت تراختور منفجر مىشود بازيكنان انگار كه تيم گلى زده بلند شده اند و شادى مى كنند همه ميفهمند كه اين شادى نه براى اين بازى بلكه به خاطر نتيجه ديدار سپاهان است استاديوم غرق در شادى است. نيمكت نشينان در كنار زمين در حال تشويق بازيكنان تيم به دفاع و حفظ نتيجه هستند و بالا و پايين مىپرند و شادى مى كنند. تونى هم تعويض هايى را مى كند كه بايد بكند و مدافعانى را براى حفظ تساوى و قهرمانى به زمين مى آورد. حامد لك هم خودش را به زمين مى اندازد اتفاقى كه كسى را ناراحت نمى كند و همه خوشحال از اتلاف زمان بازى هستند. صداى بلندگوى ورزشگاه بلند مى شود:"تماشاگران عزيز لطفا نظم و آرامش را حفظ كنيد تا آماده جشن بشويم" همه غرق در خوشحالى هستند و عده اى نيز حرف از مردى استاد مجيد جلالى مى زنند كه جبران مافات سال گذشته را كرده و آن ها را به جامى كه مى خواستند رسانده ، سوت زده مى شود و همه وارد زمين مى شوند ( در اين لحظه نا خودآگاه به ياد جشن قهرمانى دورتموند در بوندس ليگا افتادم كه تماشاگران وارد زمين شدند و حتى تكه هايى از چمن را هم مى بريدند و به يادگار برمى داشتند)نيروهاى انتظامى هم كه در ابتدا ابتكار عمل را از دست داده بودند پس از اينكه چند نفرى را با باتوم هايشان نواز كردند باقى را هم به جايگاه تماشاگران بازگرداندند بازيكنان مشغول خوشحالى هستند و پرچم بزرگى كه پيش از بازى آماده شده بود را به دوش مى كشند و دور افتخار مى زنند، زمين كه خالى از بازيكنان و داوران مى شود همهمه اينكه همه اين ها دروغى بيش نبوده در بين مردم مى پيچد تلفن ها هم كم كم به كار مى افتند و مردم پس از پرس و جو متوجه اصل ماجرا مى شوند و خشم آن ها به اوج مى رسد ديگر هيچ صندلى در امان نيست و همه آن ها را بهترين وسيله براى تخليه خشم خود يافته اند. حرف پايانى: دل هايى كه امروز شكستند نه با عذر خواهى نه حتى با برگزارى مجدد بازى( كه مسلما غير ممكن است) بند نخواهند شد. امشب در تبريز به شعور يك ملت توهين شد؛ مردمى كه تنها جرمشان عشق به فوتبال و تراختورشان است. نفرتى كه در دل آن ها خانه كرد تا ابدالدهر باقى خواهد ماند. اگر اين اتفاقات نمى افتاد و حتى تراختور قهرمان هم نمى شد مسلما بدترين اتفاقى كه مى افتاد چند فحش بود كه داده مى شد همان اتفاقى كه در فوتبال ما خيلى طبيعى ست. اما دروغى كه امشب به آذربايجان گفته شد آن ها را براى هميشه از فوتبال زده كرد؛ ديگر از آذربايجان نه انتظار سكوهاى پر داشته باشيد و نه نو آورى هايى مثل تشويق بوندسليگايى و بشيكتاشى. آن ها را جورى خرد كرديم كه بعيد مى دانم به اين سادگى ها سر پا شوند. هرگاه قرار باشد بازى اين چنينى برگزار شود مسلما خاطره امروز به ياد خيلى ها خواهد افتاد و آن ها را دلسرد خواهد كرد.