«گوييدو» ي يهودي (بنيني) شيفته ي يک معلم مدرسه به نام «دورا» (براسکي) مي شود و با استفاده از طنز و شوخي سرانجام به هدفش مي رسد و با او ازدواج مي کند. اما چند سال بعد، او از همين حس طنز و شوخي خود بايد بهره ببرد تا پسرش را در اردوگاه کار اجباري حفظ کند...