
درد دل یک هوادار تراکتور : دیگر بس است ! شد ، آنچه نباید میشد !
۱٬۰۷۹ بازدیدیکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۴ - ۱۴:۲۹
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
اما چه کردند !؟
.
.
.
.
.
.
.
.
چه کردند با جوانانی که از ورزقان، اهر، سراب، کلیبر، مرند، ارومیه، زنجان، اردبیل، تهران و … با هزاران امید و آرزو، با به جان خریدن نگاه مضطرب مادرانشان هنگام خروج از خانه به یادگار آمدند ولی
همچون عروسک خیمه شب بازی، پس از تحمل تحقیر ها و توهین ها و هزینه ها، بازیچه دست عده ای شدند و با احساساتشان بازی شد.
احساساتی که این روز ها، بد گرفتار دست این و آن شده است.
به راستی چه کرده ایم؟ حق چه کسی را خورده ایم؟
مگر باکری ها از بین ما نبوده اند؟ مگر همین جوانان در هشت سال جنگ تحمیلی بخاطر خاک وطن و دفاع از دین و قرآن نجنگیدند؟
مگر ما هم جزوی از ایران بزرگ نیستیم ؟!! مگر خوشحالی کردن مثل دیگران ، حق ما هم نیست ؟!
براستی خوشحالی جوانان آذربایجان چه کسانی را از نان خوردن باز می داشت ؟
روزگار چه کسی بجز چند عدد جیره خوار و وطن فروش سیاه میشد ؟!
اما .....
اما باز هم داستان های همیشگی اتفاق افتاد.
وقتی پای تراکتور وسط باشد هر اتفاق ناممکنی ممکن می شود. اگر قرار باشد تا تراکتور در یک بازی برنده از زمین خارج نشود، آسمان هم به زمین بیاید این اتفاق خواهد افتاد.
iین بار قاتل تراکتور، برترین قاتل کشور، ببخشید؛ برترین داور کشور! علیرضا فغانی بود
که پا جای پای محسن ترکی گذاشت و یک تنه با دو کارت قرمز به بازیکنان تراکتورسازی در بازی های مقابل سپاهان و نفت، نسخه مان را پیچید،
نسخه میلیون ها هوادار را یک تنه پیچیدن ، کار بزرگی است.
این قتل فغانی آن قدر بزرگ بود که برای فراری دادن او از میدان مسابقه علاوه بر یک ملت، خودشان را هم به سخره گرفتند،
شایعه پراکنی کردند تا چند دقیقه ای فرصت برای فراری دادن آقای داور بدست آید.
دیگر خسته شدیم،
هم اکنون همه در کما هستند، نه می دانیم چه شده، نه می دانیم چرا شده و نه می دانیم توسط چه کسی شده.
براستی چه هیزم تری به چه کسی فروخته ایم؟
مگر نه اینکه تا آخر پای تیم مان ایستادیم؟ مگر به غیر تشویق تیممان کار دیگری انجام دادیم ؟!
سال هاست . چند سال است که حقمان خورده می شود! هدف چیست؟
چرا یکبار ، مرد و مردانه به ما نمیگویید که دردتان چیست ؟! مشکلات با تراکتور و طرفدارانش چیست ؟!
یکبار بگویید و هر دو طرف خلاص شویم ! یکبار بگویید تا ما هم تکلیف خود را بدانیم !
اگر میخواهید سکوهای یادگار امام خالی باشد ، پس التماس کردنتان چیست !؟
اگرمیخواهید سکوهای یادگار امام پر باشد ، پس اینکارها در مقابل چشمان 80 هزار هوادار چیست ؟!
به قول منصوریان؛ تا کی باید شاهد این کثافت کاری ها باشیم؟
همه و همه قهرمانی تراکتور را با شایستگی و تلاش های بی امانی که از این تیم و هوادارانش دیدند، قبول داشتند، پذیرفته بودند، پس چه شد؟
چه کسی مسئول این کارهاست؟ چه کسی مسئول این ناداوری هاست ؟!
و اما .... امنیت؛ لعنت بر حفظ امنیت!
سال ها خندیدند، مسخره کردند، انواع و اقسام القاب را نثارمان کردند،
گفتند و شنیدند و ادامه دادند، ادامه دادند اما هیچ گفتیم ! حرمت نگه داشتیم و هیچ نگفتیم ! صبر کردیم ، آنقدر صبر کردیم که تنها ۱۰ دقیقه مانده بود تا مزد تمام زحمات، سختی ها، نا ملایمات و رنجش ها گرفته شود،
رویای ۴۵ ساله به حقیقت تبدیل شود، هوادارانی که سال ها به زبان سرخشان خندیده شد و در تلوزیون ملی مسخره شدند ، اینک در اوج آسمان قرار داشتند،
در اوج شور و شعف؛
لحظه ای را تصور کنید که این هواداران تازه فهمیده اند که یک دروغ بزرگ به آن ها گفته شده است. فقط لحظه ای تصور کنید؛
سقوط، سکته، مرگ!
به هر حال ، شد، آنچه نباید میشد .
حال چه وزیر ورزش پی گیری کند، چه رئیس جمهور، چه به فیفا شکایت شود و چه در صدها برنامه به این موضوعات بپردازیم، چه مشکلی حل خواهد شد؟
چه فایده ای دارد؟
اعتمادی که نباید ازبین میرفت ، رفت !
کاسه ی صبری که نباید لبریز میشد ، شد !
حرمت هایی که نباید میشکست ، شکست !
کار را به لجن کشانده ایم. لجن!
لیاقت شما در این فوتبال ، همان سکوهای خالی ست، لیاقت شما ، همان آقای قهرمانی ، ترکی و فغانی ست !
به راستی چگونه در سینه هایتان قلبی اینچنین مملو از سیاهی را جای داده اید؟ چگونه مردم را به سخره می گیرید؟
در کشور شما
به جای اینکه فوتبال مایه سرگرمی مردم و شادی آن ها باشد ، مردم مایه سرگرمی و انبساط خاطر عده ای شده اند…
چه کردید با این مردم !؟ چه کردید !!؟


