ماسیم گورکی نویسنده بزرگ روس البته نویسنده مورد علاقه منم هست یادمه اولین کتابی که ازش خوندم در جستجوی نان بود ، داشتم از خیابون رد میشدم که دیدم یه پیرمردی کتابهای قدیمی میفروشه رفتم جلو ببینم چی داره یهو چشمم افتاد به این کتاب برش داشتم اصلا ماکسیم گورکیو نمیشناختم از پیره مرده قیمتشو پرسیدم پولم به اندازه اون کتاب نبود گذاشتمش سر جاش پیش خودم گفتم الان میرم از کارتم پول برمیدارم که یهو پیرمرده گفت چی شد پس چرا گذاشتی سر جاش بهش گفتم راستش پولم اندازه نیست گفت هر چی داری بده بقیشم هدیه من به تو بخونش کتاب خیلی خوبیه، خیلی خوشحال شدم رفتم خونه شروع کردم به خوندن یهو دیدم ساعت 4:30 صبحه دیگه چیزی از کتاب نمونده بود خوندمو تمومش کردم خیلی کتاب جالبی بود از سبک نگارششم خوشم اومده بود بعدها کتاب مادرشم از همون پیرمردخریدم اونم خیلی خوب بود دیگه عاشق کتاباش شده بودم یه چند تا دیگه ازش کتاب خوندم همشم از همون پیرمردخریده بودم نمیدونم کتابارو از کجا میاورد یه بار ازش پرسیدم گفت زندگی بالا پایین زیاد داره بگذریم منم دیگه اصرار نکردم ولی فک کنم کتابا مال خودش بود چون همشونو خونده بود یه چند وقتی هست دیگه نمیبینمش نمیدونم کجا رفته دیگه هیچ اثری ازش نبود از هرکی سراغشو گرفتم کسی نمیدونست از اون موقع تا حالا دیگه کتاب نخوندم یعنی کتابی که دوست داشته باشم پیدا نکردم تا بخونم... امیدوارم یه روزی بیاد که ما تو ایران حداقل ازادی هارو داشته باشیم حداقل اون کتابی که دوس داریمو بتونیم پیدا کنیم الان یه سالی هست دنبال چند تا کتابم ولی هنوز پیدا نکردم