جکی، جوانی ست که مثل یک گاو قوی و زورمند و عضلانی ست. او یک گاوداری در لیمبورگ را اداره می کند و برای هر چه بیشتر عضلانی شدن، از هورمون هایی استفاده می کند که برای جلو انداختن رشد گاوها، از آنها استفاده می کنند. این کار باعث می شود جکی هر روز نیرومندتر شود. این کار او دلیلی دارد و غمی بزرگ در دل اوست …
برخی شخصیت های افسرده در گذشتۀ زندگی شان زخم هایی بر می دارند که مدام در طول زندگی با آن می جنگند تا راهی بیابند برای آرام کردن خویش. مدام در کلنجار با خود و دیگرانند تا درد این زخم را التیامی ببخشند. در تنهایی شان می لولند و هوس انتقام، هر روز وسوسه شان می کند تا روزی علیه شرایط برآشوبند، با آگاهی به این نکته که وارد شدن به این مهلکه سخت برای آن ها بازی دو سر باخت است.«کله گاوی» حکایت یکی از همین زخم خورده هاست.
یک فیلم "ویرانگر" که تلخی اش تا عمق وجودتان نفوذ خواهد کرد و تکانتان خواهد داد! هر چند که کارگردان میتوانست با تمرکز بر شخصیتهای کمتر و پرهیز از خلق موقعیتهای متعدد که با لحن و فضای حاکم بر اثر در تضاد بود (خیلی زیاد نبودند این موقعیت ها البته!)، فیلم را به یک "شاهکار" تبدیل کند!
با همه ی این تفاسیر به عنوان ساخته ی اول 1 کارگردان بی نظیر بود و "به شدت" قابل دفاع! ایده ی فیلم هم بسیار بکر و ناب و میخکوب کننده است و به جرئت میتوان گفت بعد از بازی بازیگر نقش اول فیلم، مهمترین نقطه قوت اثر!
ماتیاس شونارتز در نقش جکی یک تنه تمام بار معنایی فیلم را به دوش می کشد. فیلم پر است از کلوزآپ هایی از صورت زمخت او که همزمان حس های متفاوتی را از خود بروز می دهند. در بیشتر لحظات فیلم احساسات پیچیده افسردگی، اندوه، درماندگی و از همه مهم تر عصبانیت را در سکوت اجرا می کند. فیلم با تاکید بر نماهای نزدیک از صورت جکی در پی منتقل کردن حس او بوسیله تصویر و به خصوص میمیک های صورتش است.
«کله گاوی» اولین فیلم بلند میشائیل آر.روسکام است و در این روایت که خودش نویسندهاش نیز هست توانسته اثری بیافریند که مخاطب را درگیر فضا و موقعیت کند. اگر از چند راکوردی که در فیلم هماهنگ نیستند بگذریم، کارگردان با کمک تیم فیلمبرداریش و با ثبت نماهایی که غالبا با استدیکم گرفته شدهاند توانسته کارگردانی یکدست و ریتمی تند و مملو از اتفاقات درگیرکننده بیافریند و مخاطبش را همراه خود کند. جنس و رنگ تصاویر نیز یکدست هستند و غالبا در نماها رنگهای تندی که جلب توجه کنند، به چشم نمیخورد. نماهای استدیکمی که در فیلم، نیمهی بالایی بدن سوژه در حال حرکت را از پشت دنبال میکند بیشباهت به نماهای مشابه و آشنا در سینمای بلا تار نیستند و از این حیث، آن سینمای منحصر به فرد را یادآور میشود. موسیقی نیز در اکثر اوقات نقشی ثابت را ایفا میکند و با لحنی غمگین و تاسفبار سعی در تشدید حال و هوای موقعیت و کنش در جریان میکند.
https://30nama.com/movie/9944/Bullhead-2011?section=download#download