"مرگ کسب و کار من است" عنوان کتابی ست از "روبر مِرل" نویسنده فرانسوی که حقایقی از جنگ جهانی دوم و جنایات نازی ها در حق مردم یهودی را بیان میکند. بر اساس گفته ی نویسنده در مقدمه ی کتاب پس از فروپاشی نازی ها چندین میلیون تُن سند و مدرک از آنها به جای مانده و کوچکترین مکالمات بین نازی ها ضبط شده است. این کتاب بر اساس زندگی واقعی "رودلف هوس" از اعضای گروه کرکس های نازی و مسئول اردوگاه آوشویتس نوشته شده است. نام وی در کتاب "رودلف لانگ" است و با مروری از دوران کودکی و جوانی اش داستان آغاز میشود.
کتاب آنچنان دقیق و با جزئیات است که هیچ شک و شبهه ای در جنایات نازی های آلمان باقی نمی ماند. "رودلف هوس" در دادگاه به قتل دو و نیم میلیون نفر در اردوگاه آوشویتس محکوم شد. ایده ی طراحی دوش های حمام در اتاق های گاز از او بود و در فیلم "فهرست شیندلر " به خوبی نشان داده شد. همچنین در کوره های آدم سوزی از چربی قربانیان صابون درست میکردند و از این راه کسب درآمد میکردند زیرا آلمان بوسیله ی آمریکا تحریم جهانی شده بود و ارزش پول آلمان در آن زمان از یک تکه مقوا هم کمتر بود!
یکی از بهترین توصیف های کتاب توصیف شخصیت "هنریش هیملر" است که خود این شخص بشدت از او میترسید و این چنین تعریف میکند که "هیملر" ابهتی بی نظیر داشت و همیشه به هنگام صحبت کردن به نقطه ای از سقف خیره میشد و سخن میگفت.
ترجمه ی "احمد شاملو" بی نظیر است و خود وی مقدمه ای بسیار زیبا از این کتاب نوشته است.
روسپی بینوایی را سنگسار میخواستند کرد. عیسای مسیح رسید و گفت:
"نخستین سنگ را کسی پرتاب کند که خود شرمسار گناهی نباشد!"
خلق، سرافکنده دور شدند.
این قصه در کتاب مقدس آمده است، اما در سیاست هیچ کتابی مقدس نیست. این جا تنها چیز مقدس، قدرت است که ضمان پیروزی است، چرا که همیشه حق، با حریف پیروز است.
هیتلر همیشه در توجیه هرجنایت دیگر میگفت:
-فکرش را هم نکنید آقایان، این هم جزیی از "اقدامات دولت" است، "در جهت چهار میخه کردن قدرت قانونی حکومت". وانگهی، که دیده است کسی از پیروزمندان حساب بکشد؟